
سريال جديد كه قهوه تلخ نام داشت با تعداد زيادي از بازيگران، دكوپاژ و دكوري بزرگ كه نسبت به كارهاي قبلي مديري بيسابقه بود، موقعيتي تاريخي را دستمايه كار خود قرار داد؛ مدت زماني ميان پايان دولت زنديه و شروع قاجاريه كه از نظر تاريخي هيچ قدرت معيني بر كل ايران تسلط نداشته است و ميتوانست بهترين موقعيت براي ايجاد فضايي مبهم باشد؛ چيزي كه بعدها با اتفاقاتي كه براي سريال به وجود آمد، عينيت خوبي پيدا كرد. قهوه تلخ به بازار آمد و با تبليغات فراواني كه داشت سريع جاي خود ر ا در خانههاي مردم پيدا كرد. آن روزها كساني كه سريال را پيگيري ميكردند سر هر هفته منتظر ميشدند تا نسخه جديد سريال را كه حاوي سه قسمت بود، دريافت كنند. اما سير نزولي كيفيت داستان و يكنواختي آن به گونهاي شد كه حتي نهضت عدم كپي هم نتوانست مانع از كاهش فروش سريال باشد، اين عدم اقبال حتي با خبرهاي توقيف قهوه تلخ به دليل زير پا گذاشتن خط قرمزهاي وزارت ارشاد، تغييري پيدا نكرد و كم كم خيليها ترجيح دادند به جاي قهوه تلخ چيز ديگري را براي اوقات فراغت انتخاب كنند. اين موضوع داشت عادي ميشد كه خبر توقيف ساخت و پخش سريال، قهوه تلخ را دوباره بر سر زبانها انداخت.
از زماني كه صحبت از توقيف قهوه تلخ به ميان آمد، خبرها و شايعات زيادي در ميان مردم پيچيد، دلايلي كه شايد همه آنها شايعه بودند و شايد هم دليل اصلي توقيف يكي از آنها باشد. آن روزها عدهاي ميگفتند، دليل اصلي توقيف سريال مشكل اخلاقي و پروندهاي است كه يكي از عوامل اصلي توليد سريال داشته و شكايتهاي انجام شده از وي باعث تعطيلي سريال شده است. شايعه دوم مسائل مالي را پيش كشيد، ميگفتند عوامل توليد سريال به جز بازيگران كه پولشان را گرفتهاند، هيچ كدام حقوق و دستمزدشان را دريافت نكردهاند و بحث مظلوميت عوامل توليد به ميان آمد؛ موضوعي كه برادران آقا گليان آن را رد كردند. دليل سوم هم كه عدهاي روي آن اصرار داشتند برميگشت به حسادت صدا وسيما از موفقيت سريال قهوه تلخ و اينكه تلويزيون دوست ندارد در كنار كاسبي آب و نان دارش، قهوه خانه برادران آقاگليان را تحمل كند، شايعه بر اين اساس بود كه گويا مديران صدا و سيما زير آب دكان آقا گليانها را زده و به تعطيلياش كشاندهاند تا مبادا موفقيت اين سريال سيل ساخت سريالهاي نمايش خانگي را به همراه داشته باشد و ناخواسته رقيبي براي تلويزيون بيرقيب تراشيده شود، ولي شايعات به همين جا ختم نميشد، اين بار بحث از عوامل اخلاقي، اقتصادي و سياسي به موضوع روانشناسي كشيده شده بود، در كوچه و بازار خبر افسردگي رواني مهران مديري گوش به گوش ميچرخيد. مردم ميشنيدند كه مديري دچار افسردگي شده و ديگر دستش به ساخت فيلم نميرود. آخرين خبر هم مربوط به دستهاي پشت پردهاي بود كه در ساخت سريال نقش اصلي داشتهاند، مردم شنيدند كه جريان انحرافي پشت پرده اين كار بوده و به همين دليل كار توقيف شده است؛ شايعهاي كه كمتر از ديگر خبرها انعكاس داشت. حالا بعد از چند ماه كه از آن شايعات گذشته، خبر بازگشت قهوه تلخ و تبليغات پرحجمي كه برادران آقا گليان در اين مورد شروع كردهاند اين سؤال را به ذهنها خطور ميدهد كه اگر آن دلايل حقيقت نداشتند پس چرا سريال توقيف شد و اگر حقيقت داشتند پس چرا به قهوه تلخ اجازه فعاليت دوباره داده شده است؟ آقا گليانها كه هيچ وقت نميخواهند اسرار قهوه خانه خود را لو بدهند و مشتريان خود را از سالم بودن قهوهاي كه مصرف ميكنند، مطمئن كنند، حال تصميم با مشتريان قهوه تلخ است كه اين رفتار قهوهخانهدار را بپسندند يا خير.