
«مصرف گرايي» اين روزها فرهنگ غالب ذهني بسياري از افراد جامعه ما شده است و تب بالاي چنين تفكري بلاي جان تحقق پيشرفت و توسعه در تمامي زمينههاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است. عبور از اين بيماري اما با عنايت به توصيه رهبر فرزانه انقلاب در«اصلاح الگوي مصرف» و شكستن باور مصرف زدگي دستيافتني است. مصرف هم يكي از حلقههاي توليد است، اما گاهي اين حلقه آن قدر بزرگ ميشود كه توليد در وسعت آن گم ميشود. اينجاست كه ديگر چشم به دست ديگران ميدوزيم تا برايمان بسازند و به ما تحويل دهند و ما بنشينيم و مصرف كنيم.
ذينفعان مصرف زدگي راه علاج را ميبندند براي يافتن ريشههاي جامعه شناختي تب تند مصرف به سراغ دكتر مجيد كاشاني، جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه ميرويم. وي درباره ريشههاي اين تب تند به «جوان» ميگويد:قبل از شكلگيري دنياي صنعتي ميان توليد و مصرف تعادل و توازن برقرار بود اما پس از قرن ۱۸ و شكلگيري دنياي صنعتي سودجويي منجر به عرضه بيشتر و متنوعتر كالا شد و اين مسئله فرهنگ مصرفگرايي را شكل داد.
صبور آغچه كندي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس اما در گفتوگو با «جوان»، اقتصاد وابسته به نفت را يكي از مهمترين عوامل شكلگيري چنين فرهنگي ميداند و تأكيد ميكند: بخشهاي فرهنگي، قانونگذاري و اجرايي جامعه در طول سالهاي گذشته نيازي به درمان تب مصرف حس نميكردند، چراكه اغلب افرادي كه در گلوگاههاي اجرايي و فرهنگي قرار دارند از طبقات درآمدي متوسط و بالاي جامعه هستند و فروكشكردن تب تجملگرايي و مصرفزدگي با منافع آنان در تضاد است بنابراين حساسيتي را روي اين موضوع نداشتهاند.
عفت شريعتي، ديگر عضو كميسيون اجتماعي مجلس هشتم نيز در بيان چرايي تب تند مصرف در جامعه به بيان مصاديق ايجاد اين بيماري ميپردازد. وي به «جوان» ميگويد: كافي است هنگام عبور از يكي از خيابانهاي تهران به بنرها و تبليغات گسترده كالاهاي غير ضروري خارجي توجه كنيد. تبليغات صدا و سيما و رسانهها را كه ميبينيم دستمان ميآيد تب تند مصرفگرايي از كجا آب ميخورد. بنا به تأكيد وي اين تبليغات سبب ميشود تا تمام مردم حتي كساني كه احتياجي به كالاهاي لوكس و تجملاتي مذكور ندارند به داشتن اين كالاها تمايل پيدا كنند.
كالاهايي كه ۸۰ درصدشان مورد نياز نيستند
از هله هوله گرفته تا رخت و لباسهاي رنگارنگ و تلويزيون سه بعدي و هزار كالاي مصرفي ديگر كه بود ونبودشان تأثير چنداني در زندگي ما ندارد اما تجملگرايي و چشم و همچشمي سبب ميشود تا احساس نيازي در ما شكل بگيرد و بخواهيم كالايي را داشته باشيم تا از قافله مصرف جا نمانيم؛ به اين منظور حاضريم حتي بهاي سنگين چنين روندي را هم بپردازيم. شريعتي با اشاره به تجملگرايي افراطي و تشريفات كاذب در مقدمات ازدواج و عروسي تأكيد ميكند: اين هزينهها نه فقط كوچكترين تاثيري در خوشبختي اين زوج جوان ندارد بلكه آنها را در ابتداي زندگي زير بار سنگين قرض فرو ميبرد. به باور اين عضو كميسيون اجتماعي ۸۰ درصد اجناس به نمايش درآمده در ويترين مغازهها كالاهايي صرفا دكوري و تجملاتي هستند.
پژوهشهايي براي القاي مصرف بيشتر دكتر كاشاني نيز تنها مصرف كننده را در شكلگيري فرهنگ مصرف مقصر نميداند. به باور وي نقش واسطهها و برخي شركتهاي بزرگ در پيدايش اين تب را نبايد ناديده گرفت.
اين عضو هيئت علمي دانشگاه تأكيد ميكند: شبكههاي توزيع محصولات با مطالعات جامعهشناختي، روانشناختي و مردم شناختي سلايق بومي كشورهاي در حال توسعه را شناسايي ميكنند و كالاهاي خود را با اين پژوهشها تطابق ميدهند.
به باور وي اگر به سياستهاي انتقال صنعت از كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه توجه كنيم يك سياست استعماري چند لايه را مشاهده ميكنيم به اين مفهوم كه اغلب توليد كالاهاي واسط و مصرفي يا صنايع مادر داراي آلودگي به اين كشورها واگذار شده است؛توليداتي مانند نوشابههاي گازدار، چيس و پفك يا لوازم خانگي كم دوام با جذابيتهاي ظاهري. كاشاني ميگويد: در واقع كشورهاي صنعتي مواد اوليه با ارزش كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه را خارج ميكنند و در مقابل صنايع وابسته و كم ارزش با آلودگي محيط زيست را به آنها واگذار مينمايند.
اين تب چگونه فرو مينشيند؟
تب مصرف گرايي، تجملات و چشم و هم چشمي به جان جامعه ما افتاده است و با چنين روندي به طور يقين نميتوان خواسته رهبر معظم انقلاب و شعار «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» را محقق كرد. اما براي فرونشاندن چنين تبي چه بايد كرد؟
صبور آغچه كندي به عنوان يك نماينده مجلس معتقد است تغيير فرهنگ مصرف يك بسيج و نهضت فرهنگي ميطلبد و از خانواده گرفته تا دستگاههاي فرهنگي بايد همگي در يك بسيج عمومي براي القاي فرهنگ مصرف بهينه گام بردارند. وي اجراي فاز نخست هدفمندي يارانهها را اقدام مثبت مجلس هشتم براي اين مهم ميداند و نمايندگان راه يافته به مجلس نهم را به اين موضوع توجه ميدهد. عفت شريعتي نيز با اشاره به ضعف قانوني ساماندهي تبليغات بر نقش رسانهها در شكلگيري فرهنگ مصرف و از سوي ديگر اصلاح چنين فرهنگي تأكيد دارد.
دكتر كاشاني نيز با تأكيد بر بحث تحقيق و پژوهش و توجه به سلايق بومي مردم كشور از سوي توليد كنندگان ميافزايد: گاهي مصرفگرايي به جايي ميرسد كه خريد كالايي به مفهوم رقابت و فخرفروشي تلقي ميشود در حالي كه با توجه به مطالعات جامعه شناختي ميتوان اين معضل را مديريت كرد. از نگاه اين استاد دانشگاه همچنين بايد تبليغات كالاهاي داخلي را به سمت تبليغات قوي و علمي پيش برد.
وي با اشاره به نقش مهم آموزش و پرورش در آگاهي دادن به جامعه ميافزايد: نبايد از اين ظرفيت آموزشي غافل شويم. روحيه انتقادگرايي و احساس مسئوليت ملي نيز ميتواند تب مصرفزدگي را درمان كند. در نهايت اين كار عزمي ملي ميطلبد كه در مردم كشورمان وجود دارد.