
شايد تمام ما ريز گردها را به نام «ريز گردهاي عربي» بشناسيم اما اگر كمي كارشناسيتر و با مطالعه بيشتر به ماجرا نگاه كنيم در مييابيم بخش مهمي از منشأ ريزگردهايي كه هراز چندگاه جنوب و غرب كشور را در بر ميگيرد و مردم اين مناطق را با چالشهاي متعددي رو به رو ميسازد به كشورهاي همسايه مربوط نيست و ريشهاش در كشور خود ماست.
منبع بخش مهمي از هجوم ريزگردها به مرگ تالابها باز ميگردد. خشك شدن تالابهاي كشور علاوه بر آنكه زيست صدها گونه گياه و جانور بومي را به ورطه نابودي ميكشد، ريزگردها را هم افزايش ميدهد و گرد ندانم كاريهاي متوليان محيط زيست و نهادهايي همچون وزارت نيرو يا وزارت صنعت و معدن، اينبار به چشم نيمي از مردم كشور فرو ميرود و مسير تنفس تعداد زيادي از هموطنانمان را ميبندد.
اكنون نيز كارشناسان درباره خشك شدن ۱۶ تالاب كشور هشدار ميدهند. در حال حاضر هشت تالاب كافتر، پريشان، ارژن، مهارلو، نيريز، طشك، بختگان و كم جان در استان فارس تقريباً به طور كامل خشك شدهاند و هشت تالاب گاوخوني در اصفهان، آلما گل، آجي گل، و آلا گل در گلستان و شادگان، هورالعظيم، هورالحمار و هورالهويزه در جنوب كشور بين ۳۰ تا ۹۰ درصد خشك شدهاند.
تالابهاي ايران در جنوب غربي آسيا و جنوب نيمكره شمالي محل زيست بيش از ۱۴۰ گونه پرنده مهاجر و بومي است كه ۳۰ درصد از پرندگان ايران را تشكيل ميدهد و مرگ هر تالاب يعني مرگ طبيعت بكر و محل زندگي گونههاي گياهي و جانوري و زمينهسازي براي مرگ انسان ها، چراكه خشك شدن تالابها و درياچهها موجب افزايش كانونهاي بحراني فرسايش باد و توليد چشمههاي ريز گرد ميشود.
مرگ تالابها اما منشأ طبيعي ندارد و اصليترين دليل اين فاجعه سدهايي است كه وزارت نيرو بدون هيچ مطالعهاي تأسيس ميكند.
اين سدها بخيلانه تمام آب رودها و سيلابها را در خود ذخيره ميكنند و در اين ميان هيچ حقي براي تالابها و زندگي صدها گونه جانداري كه محيط زندگيشان اينجاست، قائل نيستند.
تنها راه احياي دوباره تالابها تامين حقابه آنها از سدهاي بالا دست است؛ نكتهاي كه رئيس سازمان محيط زيست نيز ميداند و به آن اذعان دارد اما به نظر ميرسد به صحبت بسنده كرده است.
خشك شدن تالابهاي كشورمان به روشني فرياد ميزند سازمان حفاظت از محيط زيست براي انجام وظيفه ذاتياش در حفاظت از زيست بوم كشور، هيچگونه تلاش و تعاملي با دستگاههاي دست اندر كار ندارد.
شايد از همين روست كه وزارت نيرو، حقابه تالابها را پشت سدهايش ذخيره ميكند و گونههاي جانوري به دليل شكارهاي با مجوز اما بيرويه از دست ميروند.
پيشروي كوير، از دست رفتن پوششهاي بكر گياهي با آتشسوزي جنگلها و مراتع و از آن بدتر قطع و قاچاق چوب درختان، سد سازيهاي غير اصولي و تأثير منفي آنها بر محيط زيست و آلودگي فراتر از مرز هشدار هوا در كلانشهرها، همه و همه حكايت از آن دارد كه مسئولان سازمان حفاظت از محيط زيست يا نميدانند يا دغدغه سلامت و حفظ منابع طبيعي را ندارند.
به هر رو در شرايط كنوني كه تمام نهادها و سازمانها هر يك به سهم خود در تخريب محيط زيست سهيم هستند، از سازمان حفاظت محيط زيست انتظار ميرود در مسير انجام وظيفه ذاتياش هرچند آهسته ولي گام بردارد.
محيط زيست به همه موجودات زنده تعلق دارد و ريز گردها نمونهاي است از دودي كه با مرگ منابع طبيعي نظير تالابها به چشم همه كس فرو ميرود؛ حتي دست اندر كاران سازمان حفاظت محيط زيست.