
قاسم علوی: چه بسا امتهايي كه در طول تاريخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهي و بصيرت لازم سياسي و اجتماعي در شناخت توطئههاي بيگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحيح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتي هلاكت بار دچار شدهاند.
از اين رو مقوله دشمن شناسي و به عبارتي گوياتر دانشجوي دشمن شناس موضوعي است كه در نوشتار پيش رو به آن خواهيم پرداخت.
مقام معظم رهبري در ميان اموري كه بايد مورد توجه قرار گيرد- در فضاي كنوني جامعه به ويژه محيطهاي دانشگاهي كشور- بر مقوله دشمن شناسي تأكيد ويژهاي دارند.
ايشان شناخت استكبار جهاني و ابعاد دشمني و چگونگي تحركات آن را از مهمترين موضوعاتي ميدانند كه بايد به آنها توجه داشت. برهمين اساس در جايي ميفرمايند: «اولين مسئله بصيرت اين است كه اين استكبار چيست كه بايد با آن مبارزه كرد. استكبار يعنى قدرتى يا قدرتهايى در دنيا. چون نگاه ميكنند به خودشان، مىبينند داراى امكانات پولى و تسليحاتى و تبليغاتى هستند؛ بنابراين بايد به خودشان حق بدهند كه در امور زندگى كشورها و ملت هاى ديگر دخالتهاى مالكانه بكنند، اين معناى استكبار است».
ايشان امريكا را به عنوان مصداق بارز استكبار معرفيميكنند و آن را نه فقط مسئله ايران بلكه مسئله دنياي اسلام و همه دنيا ميدانند.
مقام معظم رهبري پس از اشاره به تسلط استكباري امريكا بر ايران در زمان طاغوت، برخي از دشمنيهاي ۳۰ساله اين دولت با انقلاب اسلامي ايران را چنين بر ميشمارند: «از همان ماههاى اول، شمشير را از رو بستند و سفارت شد مركز توطئه؛ لانه جاسوسى، مركز ارتباطات مشكوك براى تحريك اين و آن، براى اينكه شايد بتوانند جمهورى اسلامى را زمين بزنند. شايد بتوانند جمهورى اسلامى را شكست بدهند.
اين اشتباه بزرگ را امريكايىها كردند. بعد هم هر چه توانستند و هر چه از دستشان برمىآمد، با جمهورى اسلامى و ملت عزيز و كشور ما كردند كه يك نمونهاش حمله به طبس است، يك نمونهاش قضيه سرنگون كردن هواپيماى مسافرى ماست كه نزديك ۳۰۰ نفر را در خليج فارس كشتند- هواپيماى مسافرى را زدند و انداختند توى آب- يك نمونهاش حمله به سكوهاى نفتى ماست- زمان ريگان در خليجفارس به سكوى نفتى ما حمله كردند- يك نمونهاش كمكهاى همهجانبه به صدام بعثى خبيث است، براى اينكه شايد بتوانند او را در جنگ بر ما پيروز كنند به جمهورى اسلامى ضربه بزنند. از اين قبيل اگر بخواهيم براى جنايات امريكا فهرست درست كنيم، يك كتاب ميشود.»
اين بيانات معظم له تنها گوشهاي از عمق رفتارهاي خصمانه دولت ايالات متحده در قبال ملت ايران است و همه بيانگر ضرورت شناخت دشمني نظام سرمايهداري غرب با اسلام، به ويژه گفتمان مردمسالاري ديني در ايران است.
از اين رو مقوله دشمن شناسي به عنوان يك راهبرد اساسي در محيطهاي دانشگاهي كشور نيازمند حضور فعال دانشجويان و درك دشمني غرب با نظام اسلامي است.
ماجرايي كه هماكنون پس از سالها فعاليت دانشجويان و دانشمندان جوان هستهاي كشور كه برآمده از فعاليتهاي مراكز علمي و پژوهشي كشور است به عنوان گفتوگوي گروه ۱+۵ بر سر حق مسلم ملت ايران تشكيل ميشود و حق فعاليت دانشگاهي و پژوهشي ايران در بهره برداري از فناوري صلح آميز هستهاي، به عنوان موضوعي امنيتي جلوه نمايي ميگردد.
لذا اينجاست كه دانشجوي دشمنشناس ايراني ميتواند با درك صحيح از رفتارهاي دوگانه غرب درخصوص توليدات علمي و فناوري كشور به ماهيت خصمانه غرب در قبال ملت ايران پي ببرد چراكه كلاهكهاي هستهاي رژيم جعلي صهيونيستي برهم زننده امنيت جهاني نبوده و فعاليت راديوهستهاي مركز دارويي تهران و تلاش دانشجويان جوان هستهاي كشور تهديد امنيتي براي ثبات منطقه قلمداد ميشود.
از اين رو نگاه عميق و درك صحيح از راهبرد دشمنشناسي و آشنايي دانشجويان با ماهيت دشمني غرب با روند توسعه و پيشرفت علمي ايران، ضرورتي است كه سياستهاي استعماري غرب را بيش از پيش رسوا كرده و در دفع تهديدات و خنثيسازي فتنههاي نظام سرمايهداري در مأيوسسازي و سياهنمايي در مسير انقلاب مؤثر است.
مسئلهاي كه امروز به عنوان تهديد خطرناك براي منافع ملي ما محسوب ميشود اين است كه دشمن اين بار از خاكريزهاي علمي به اين كشور حمله كرده و استراتژي جديدش مقابله با پيشرفت و توليد علم و فناوري و توليدات بومي در كشور است.
واقعيتي كه تا چندين ماه در حوادث فتنه ۸۸ از سوي سران فتنه بر محيطهاي دانشگاهي كشور تحميل شد و مراكز علمي- تحقيقاتي و پژوهشي را از اهداف و وظايف اصلي خويش در توليد و توسعه علمي باز انداخت. لذا ميبينيد حضرت امام خميني(ره) به عنوان بنيانگذار انقلاب اسلامي نيز با آينده نگري الهي خويش آمادگي در اين جنگ علمي دشمن را هشدار داده و در اينباره فرمودهاند:«خودتان را براي مبارزه علمي و عملي تا رسيدن به اهداف عالي انقلاب آماده كنيد».
چراكه رشد و توسعه علمي در ايران سبب تقويت قدرت نظامي، سياسي و اقتصادي و از همه مهمتر شروعي براي توليدات بومي و ملي ميشود و دشمن نيز از اين مسئله نگران بوده و با بهانهگيريها و تهديدات مختلف درصدد جلوگيري از پيشرفت جمهوري اسلامي ايران در تحقق بومي كردن علوم و توليدات ملي است.
گواه و مصداق اين موضوع نيز سنگ انداختن و بهانهگيري در مسير رشد و توسعه فناوري صلح آميز هستهاي در كشور و جنجالسازي گروه ۱+۵ در قبال فعاليت علمي و تحقيقاتي مراكز دانشگاهي ايران است.