
احمد کاظم زاده | پیش از این، امارت امیر نشین به اقداماتی در خصوص فراخوانی سفیرخود از ایران و یا احضار سفیر ایران در امارات دست زده است تا از این طریق اعتراض خود را به دیدار رئیسجمهور ایران از جزیره ابوموسی اعلام دارد.
این اعتراض در حالی صورت میگیرد که همه شواهد و مستندات حقوقی حاکمیت ایران را بر ابوموسی و جزایر تنب کوچک و بزرگ تأييد میکند و ایران از قرنها پیش ازآنکه موجودیتی به نام امارات عربی متحده پا به عرصه وجود بگذارد بر این جزایر اعمال حاکمیت میکرد و این اعمال حاکمیت حتی در زمانی که این جزایر برای مدتی در زیر اشغال بریتانیا قرارگرفت، همواره ادامه مییافت تا اشغال در وضعیت حقوقی ایران مانعی ایجاد نکند.
این وضعیت ادامه یافت تا اینکه در اواخر دهه ۶۰ میلادی با پایان سلطه و حضور نامشروع بریتانیا بر منطقه خلیجفارس، امکان اعاده کامل حاکمیت ایران بر این جزایر فراهم شد و بنا بر این اتفاقی که در آن مقطع افتاد نه «اشغال» جزایر بلکه برعکس پایان«اشغال» این جزایر از سوی بریتانیا بود.
فضای منطقهای و بینالمللی آن زمان نیز در تأييد اعاده و تثبیت حاکمیت ملی ایران بر جزایر تنب و ابوموسی بود و موجودیت سیاسی تازه تاسیس امارات عربی متحده نیز با سکوت خود دستکم به مدت دو دهه بر این واقعیت صحه گذاشت اما از اوایل دهه ۹۰ میلادی و اوایل دهه ۸۰ خورشیدی زمزمههای ایجاد یک توطئه منطقهای و بینالمللی برای ایجاد اختلاف میان ایران و کشورهای عربی جهت جلوگیری از تأثير پایان جنگ تحمیلی هشت ساله بر بهبود روابط ایران و کشورهای عربی شکل گرفت اما این بار مأموریت اجرای این توطئه با توجه به روابط ویژه ابوظبی با عوامل فتنه و توطئه و در رأس آن انگلیس و امریکا و عوامل صهیونیستی آنها،به این امیر نشین واگذار شد.
بررسی روند ادعای امارات بر جزایر ایرانی تنب و ابوموسی نیز نشان میدهد که این ادعا در اغلب موارد متناسب با نیازهای منطقهای قدرتهای خارجی و همپیمان منطقهای آنها فراز و نشیب داشته است.
از این دید به نظر میرسد جار وجنجال ابوظبی درباره دیدار رئیس جمهور ایران از جزیره مورد ادعای ابوموسی میتواند با این هدف یا استفاده از سوی قدرتهای فرامنطقهای همراه باشد که با دامن زدن به فضای خصومت بین ایران و شورای همکاری خلیجفارس هم از فضای حاصله درجهت اجرای طرح سپر موشکی مورد نظر خود استفاده کنند و هم اینکه از آن به عنوان اهرم فشاردر مذاکرات فراگیر آتی با ایران بهره بگیرند.
همچنین از آنجا که برنامههای مشترک عربستان در پروژه براندازی دولت سوریه به شکست انجامیده و از طرف دیگر زمینههای مثبتی بین ایران و گروه ۱+۵ در خصوص حل موضوع هستهای ایران پدید آمده است لذا به نظر میرسد این دسته از کشورها نیز در صدد برآمدهاند از دیدار رئیس جمهور ایران از جزیره ایرانی اما مورد ادعای امارات عربی متحده از ابوموسی برای جبران شکستهای خود اهرم فشار بسازند.
در واقع نگاه عربستان به ادعای امارات بر جزایر ایرانی تنب و ابوموسی نیز همانند کشورهای غربی ابزاری بوده است و بر همین اساس سلطان بن عبد العزیر ولیعهد وقت عربستان در زمانی که از سوی امارات برای بهبود روابط این کشور با ایران مورد انتقاد قرار گرفت با عصبانیت در پاسخ این امیر نشین گفت که نصف امارات مال ایران است اما اکنون که در حوزههای مختلف در برابر ایران صحنه بازی را باخته است و برگه دیگری در اختیار ندارد، به ادعای امارات متوسل شده است تا شاید از این طریق برای ایران چالشسازی کند.