
به گزارش جوان، هشدار كارشناسان درباره منفي شدن نرخ رشد جمعيت و سياستهاي دولت نهم و دهم هم براي دور كردن خانوادههاي ايراني از پديده« تكفرزندي»، به دليل ناكارآمدي ساير برنامههاي هم راستا با اين سياست، ناكام مانده است.
«فرزند كمتر، زندگي بهتر»؛ اگرچه به عنوان يك شعار براي تغيير سياستهاي جمعيتي دولت در سالهاي نخست بعد از جنگ تحميلي انتخاب شد، اما جهتگيري كلي جامعه و ساير سياست گذاريهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي جامعه اين شعار را به برنامه عملي زندگي مردم تبديل كرد و حتي به شكلگيري پديده «تك فرزندي» و حركت به سمت منفي شدن نرخ رشد جمعيت انجاميد.
تاريخچه حاكم شدن تك فرزندي
سال ۱۳۶۸ بود كه آمار به دست آمده از نرخ رشد جمعيت، دولت سازندگي را بر آن داشت تا براي كنترل و كاهش اين نرخ رشد، تدابير ويژهاي اتخاذ كند و از همان زمان بود كه شعار «فرزند كمتر، زندگي بهتر» به عنوان يك برنامه عملياتي متولد شد.
ديگر تمامي هم و غم سياستگذاران در عرصههاي اققتصادي، اجتماعي و فرهنگي به سمت اجرايي شدن اين سياست پيش رفت تا جايي كه علاوه بر تبليغات رسانهاي و بهرهگيري از فضاي شهري تمام كالاهاي توليد داخل از كبريت گرفته تا شامپو و دستمال كاغذي شعار «فرزند كمتر، زندگي بهتر» را در ذهن مردم حك ميكردند.
در سال ۱۳۷۲ حتي قانون تنظيم خانواده در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و پس از آن به تأييد شوراي نگهبان رسيد. بر اساس اين قانون، امتيازاتي همچون عائلهمندي به فرزندان چهارم به بعد اختصاص نمييافت. مجموعه اين سياستهاي اعمال شده از سوي دولتها در سطح كلان جامعه به همراه فعاليتهاي گسترده فرهنگي از سوي رسانهها براي القاي كافي بودن دو فرزند، كار را به جايي رساند كه مردم ترجيح دادند تنها يك فرزند داشته باشند.
سهم هر خانواده ۸/۱ بچه
اين روزها اما شرايط جامعه و سياستهاي جمعيتي دولت تغيير كرده است، به گونهاي كه به گفته وزير بهداشت نرخ رشد جمعيت كشور به ۳/۱ درصد رسيده است و اين نشاندهنده كاهش سريع رشد جمعيت است. به گونهاي كه اگر با همين آهنگ پيش برويم، نرخ رشد جمعيت در آيندهاي نزديك منفي ميشود.
از سوي ديگر بنا به تأكيد مرضيه وحيد دستجردي نرخ باروري در كشور به ۸/۱رسيده است يعني هر خانواده كمتر از دو فرزند دارد. شايد همين هشدارها، احمدينژاد را بر آن داشت تا دو فرزند را كافي نداند و در مقام سخن بر افزايش زاد و ولدها تأكيد كند، اما همچنان تكفرزندي فرهنگ غالب بيشتر خانوادههاي ايراني است.
طرح آتيه مهر پريد!
شايد يكي از مهمترين دلايل بياعتنايي مردم به تغيير سياست جمعيتي كشور را بتوان در وعدههاي عمل نشده و تناسب نداشتن شعارجديد دولت با عملكردش ريشهيابي كرد.
يكي از راهبردهاي تشويقي دولت دهم براي افزايش ميزان مواليد، طرح آتيه مهر بود. مطابق اين طرح قرار بود دولت به هر نوزادي كه از آغاز سال ۸۹ به دنيا ميآيد مبلغ يك ميليون تومان هديه دهد و حتي سال به سال نيز مبلغي را به اين حساب اضافه كند. با اين وجود طرح آتيه مهر به همان دوران نوزادي هم نرسيد و پس از مدت بسيار كوتاهي از اجرا متوقف شد.
هنوز هم « فرزند كمتر، زندگي بهتر»؟!
از سوي ديگر تحقق حقيقي چنين طرحي نيازمند جهتگيري هماهنگ سياستهاي دولت در ساير بخشها بود، اما هيچ اقدامي در حوزههاي اقتصادي يا حتي فرهنگي انجام نشد تا جايي كه مشاهدات عيني خبرنگار اجتماعي «جوان» حاكي است هنوز هم شعار «فرزند كمتر، زندگي بهتر» بر روي برخي از محصولات توليد داخل ديده ميشود.
دكتر ناصر قاسمزاد، روانشناس و استاد دانشگاه درباره دلايل حاكميت فرهنگ تكفرزندي بر ذهن و رفتار خانوادههاي ايراني به «جوان» ميگويد: بعضي از خانوادهها به صورت آگاهانه داشتن يك فرزند را دنبال ميكنند، اما برخي ديگر به دليل شرايط نامناسب اقتصادي و هزينههاي زندگي ناگزيرند تنها يك فرزند داشته باشند و مهمترين دليل اين پديده را بايد از چشم مسئولان اقتصادي و اجتماعي جامعه ديد.
وي تأكيد ميكند:در هر صورت جو غالب در جامعه داشتن فرزند كمتر است، به گونهاي كه در كلانشهرها بالاي ۶۰ درصد خانوادهها كمتر از دو فرزند دارند. اين استاد دانشگاه معتقد است كه شرايط فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه به گونهاي است كه خانوادهها امنيت اقتصادي - اجتماعي لازم براي داشتن فرزند بيشتر را حس نميكنند.
چالشهاي اجتماعي تكفرزندي
حاكم شدن تك فرزندي در جامعه اما چالشهاي فردي و اجتماعي متعددي را در پي خواهد داشت. بخشي از فرآيند اجتماعي شدن ما در روابط خانوادگي و در كنار خواهر و برادرها شكل ميگيرد و تكفرزندها چنين فرصتي را از دست خواهند داد.
دكتر قاسم زاد اما معتقد است در صورت آگاهي، والدين تكفرزندها به چالشهاي كمتري بر ميخورند. وي تأكيد ميكند:دوران نوجواني دوراني است كه افراد به همدلي نياز دارند و تك فرزندها تمايل زيادي به عضويت در گروههاي دوستي پيدا ميكنند كه اين موضوع نيازمند نظارت بيشتر والدين است.
شعار و دعوت كافي نيست!
رويكرد دولت نهم و دهم اگرچه بر روي افزايش مواليد متمركز شده است، اما اين رويكرد تنها با وعدههاي ناكامي همراه شد كه بيش از قبل، بذر محافظه كاري را در دل مردم پاشيد. بنابراين اگر دولت به راستي سياستهاي افزايش جمعيت را دنبال ميكند بايد براي تحقق اين مهم از تمامي ظرفيتهاي خود كمك بگيرد و به طور ويژه با تمركز بر روي ابزار تغيير فرهنگ يعني رسانهها بكوشد خلأهاي فرهنگي، تبليغاتي و اقتصادي موجود را نيز برطرف نمايد.