کد خبر: 463668
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۴:۰۷

عبدالله گنجي: چند روز پيش ناوگان دريايي جمهوري اسلامي ايران در فاصله ۳هزار كيلومتري آب‌هاي ايران كاركنان كشتي چين را از دست دزدان دريايي نجات داد و مهاجمان را نيز از طريق بندرعباس به ايران منتقل كرد.
 وزير خارجه چين در بيانيه‌اي رسمي از جمهوري اسلامي ايران به خاطر اين مهم قدرداني كرد. علاوه بر آن، موارد مشابه خصوصاً در حفاظت از كشتي‌هاي تجاري و نفتي خودمان بارها در باب‌المندب و درياي احمر اتفاق افتاده است. 
در يك راهبرد حساب شده، دوبار كشتي‌هاي جنگي ايران بعد از پيمودن اقيانوس هند و درياي احمر از كنال سوئز عبور كرده و وارد آب‌هاي ناتو شدند و در بندر لاذقيه سوريه با نيروي دريايي سوريه مانور مشترك برگزار كردند. 
چند كشور در جهان به چنين اقداماتي دست مي‌زنند؟ يعني ناوگان نظامي آنان هزاران كيلومتر فراتر از مرز‌هاي خشكي و آبي كشورشان به انجام مأموريت مشغول هستند؟ براي دسته‌بندي كشورها از منظر ميزان قدرت بين‌المللي آنان را بر اساس جغرافياي نفوذ سياسي،‌ اقتصادي و نظامي تقسيم‌بندي مي‌كنند: ۱- به كشورهايي كه منافع خود را جهاني تعريف كنند و پا به پاي اين تعريف در همه جاي جهان حضور دارند و هر كجاي جهان مسئله‌اي ايجاد شود خود را واجد صلاحيت براي دخالت مي‌دانند، ابرقدرت مي‌گويند. 
حضور نظامي امريكا در ژاپن، كره، پاكستان، افغانستان، حاشيه جنوبي خليج فارس و اروپا در راستاي دفاع از منافع جهاني يك ابرقدرت صورت مي‌گيرد. شوروي سابق نيز منافع خود را جهاني تعريف مي‌كرد، از حضور نظامي در آفريقا، شرق اروپا، افغانستان تا شرق آسيا فروگذار نمي‌كرد، اما بعد از ۱۹۹۱ فرزند ارشد شوروي (روسيه) چنان نقشي براي خود قائل نبود.
۲- به برخي از كشورها «قدرت مستقل ملي» مي‌گويند. اين كشورها نه قدرت بين‌المللي دارند و نه قدرت منطقه‌اي و نه وابسته به قدرت‌هاي ديگر هستند، به صورت مستقل اداره مي‌شوند و به توسعه درون‌زا مشغول هستند و معمولاً در مناسبات تنش‌زاي بين‌المللي غايبند.
۳- دسته سوم كشورهايي هستند كه وابسته‌اند. اين وابستگي يا نتيجه دوران استعمار است يا به علت نداشتن قدرت اقتصادي، جمعيتي، نظامي و جغرافيايي صورت مي‌گيرد. حاكمان چنين كشورهايي حتي اگر از درآمد ملي و سرانه قابل قبولي برخوردار باشند (از منابع خدادادي) به علت نداشتن جايگاه مردمي در درون كشور، براي حفظ و استمرار حاكميت خويش به قدرت‌هاي خارجي تكيه مي‌كنند و به آنان باج مي‌دهند. مصر ديروز، بحرين، تونس و... نمونه‌هايي از اين دسته هستند.
۴- دسته چهارم كشورهايي هستند كه ابرقدرت نيستند اما فراتر از يك قدرت ملي عمل مي‌كنند. اين دسته از كشورها منافع خود را منطقه‌اي تعريف مي‌كنند و حوزه نفوذ خود را در منطقه گسترش مي‌دهند و قابليت‌هاي لازم را نيز براي اين مهم دارند. امنيت و آرامش دروني، ‌اقتدار سياسي، اقتدار ايدئولوژيك و اقتدار نظامي زمينه‌ساز اين مهم مي‌باشد.
ايران در حال حاضر دراين دسته قرار دارد. بدين معني كه با انقلاب اسلامي از ژاندارمي غرب در منطقه خارج و پس از آن به يك قدرت ملي تبديل شد و به‌رغم جنگ و محاصره اقتصادي توانست به يك قدرت منطقه‌اي تبديل شود كه هم الهام‌بخش باشد و هم اقتدار نظامي خود را فراتر از مرزهاي ملي به رخ دشمنان و رقيبان بكشد.
علاوه بر حضور نظامي فراملي، اكنون در حوزه ديپلماسي هم غيرممكن است كه ميزي براي مذاكرات منطقه‌اي چيده شود و ايران يك طرف آن نباشد، حل مسائل عراق، افغانستان، فلسطين، لبنان، سوريه و... تا حد بسيار بالايي به قدرت جمهوري اسلامي ايران بستگي دارد. اين روند رو به تزايد شروع آرمان بلند امام راحل است كه مي‌فرمود «بايد اسلام را فاتح جهان نمود» و باز مي‌فرمود«اين مهم فقط با بسيج امكان‌پذير است». 
اقتدار علمي، سياسي، نظامي و مردمي نظام جمهوري اسلامي،‌وقتي با اسلام عزيز و حيات‌بخش پيوند مي‌خورد اكسيري توليد مي‌كند كه زرق و برق كاخ‌هاي سفيد و رنگارنگ را بر هم خواهد زد و به فرموده امام راحل ما هنوز در گام‌هاي اول مبارزه با جهانخوارانيم. اين مبارزه در سراسر منطقه اكنون شروع شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار