احترام به مخاطب و جلب نظر او از جمله مقولههايي است كه اين روزها كمتر مورد توجه مسئولان رسانه ملي قرار ميگيرد. صدا و سيماي كشورمان با بيش از ۵۰ سال سابقه اين روزها نه تنها در پركردن اوقات فراغت مردم ناموفق ظاهر ميشود بلكه گويا قصد تغيير در نحوه برنامهريزي و نوع نگاه خود را نيز دارد.
به عنوان مثال شبكه ۳ مدتهاست يا رقابتهاي مهم ورزشي داخلي و خارجي را پخش نميكند و يا اگر هم پخش كند تنها با اعصاب مخاطبان بازي ميكند. بيسليقگي رسانه ملي در پخش بازيهاي زنده با شروع بازيهاي نمايندگان فوتبال ايران در رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا به اوج خود رسيد.
در هفته دوم اين رقابتها بازي سپاهان و الاهلي عربستان در عين ناباوري پخش نشد در حالي كه دو بازي استقلال و پرسپوليس به صورت زنده روي آنتن رفت.
هنوز نارضايتي از اين اقدام غيرحرفهاي و نابخردانه در ذهن مردم علاقهمند به فوتبال بود كه اتفاق دوم هم روي داد.
چهارشنبه ۱۶ فروردين در حالي كه ميليونها بيننده تلويزيوني منتظر پخش مستقيم ديدار الغرافه و پرسپوليس بودند تنها با چهره بيخيال و خونسرد جواد خياباني مواجه شدند.
پانزده دقيقه اول اين بازي به دليل آنچه گزارشگر حواسپرت بازي مشكلات دريافت سيگنال عنوان كرد پخش نشد. در حالي كه تمام علاقهمنداني كه امكان دسترسي به ماهواره و شبكههاي عربي را داشتند اين دقايق را كه البته با گلزني پرسپوليس هم همراه بود به صورت شفاف و گزارش بينقص گزارشگران عرب مشاهده كردند. قبلاً هم عنوان شده كه مخاطب صدا و سيما با تمام اين كم و كاستيها ميسازد.
اما تحمل برخي گزارشگران و به اصطلاح مفسرين رقابتهاي فوتبال به قدري آزاردهنده است كه بسياري از علاقهمندان ترجيح ميدهند يا صداي گيرنده را قطع كنند و يا از خير ديدن بازي بگذرند و اين براي آنهايي صدق ميكند كه دسترسي به امكانات ماهواره را ندارند چه در غير اين صورت و در بسياري از مواقع اين روزها علاقهمندان زحمت اين تحمل رنجآور را به خود نميدهند و با خيال راحت از طريق شبكههاي خارجي بازيهاي مورد علاقه خود را به تماشا مينشينند.
تكرار مكررات است اگر بخواهيم اشتباهات گزارش بازي از زبان گزارشگر معروف آن را به رشته تحرير درآوريم اما اين اشتباهات مدتهاست كه به توهين به شعور و فهم مخاطب رسانه ملي و علاقهمندان به ورزش تبديل شده. وقتي گزارشگر بازي براي بازيكن تيم حريف آرزوي موفقيت ميكند، وقتي اين قدر حواسپرت است كه نميفهمد سوت پايان بازي زده شده و تكرار صحنه گل پرسپوليس را جبران يكي از گلهاي دريافتي از سوي الغرافه عنوان ميكند و وقتي ... چه بايد گفت آيا نبايد به مخاطب حق داد كه قيد تماشاي شبكههاي داخلي را بزند؟
ماههاست كه مسئولين رسانه ملي شعار مقابله با شبكههاي ماهوارهاي را سر ميدهند اما واقعيت اينجاست كه در ماههاي اخير صدا و سيما حداقل در پخش زنده رقابتهاي ورزشي آنقدر ضعيف عمل كرده كه بسياري از مخاطبان داخلي تبديل به مشتري پروپاقرص شبكههاي ورزشي عربي شدهاند و ادامه اين روند به طور قطع اندك مخاطبان باقي مانده داخلي را هم به سمت اين شبكهها سوق خواهد داد. مسلماً ادامه اين بيتوجهي مسئولان صداو سيما به ميليونها مخاطب داخلي تنها باعث خوشحالي شبكههاي ماهوارهاي است چرا كه به لطف عملكرد فاجعهبار صدا و سيما اين كانالها بدون كوچكترين هزينه صاحب ميليونها مخاطب ايراني شدهاند.