مسعود دانشمنش | از آنجايي كه مؤسسات قرآن كريم پس از ثبت به عنوان شخصيت حقوقي شناخته شده و ملزم به اجراي قوانين كار، ماليات و عوارض هستند، سازمان دارالقرآنالكريم «مكتبخانههاي قرآني» را به عنوان تشكلهاي مردمي كه مكمل اين مؤسسات در بخش آموزش عمومي قرآن خواهند بود، راهاندازي ميكند.
بنابر اين گزارش، اكنون قوانين شركتهاي انتفاعي تجاري به مؤسسات قرآني از هر دو نوع وزارت ارشادي و سازمان تبليغاتي آن جاري است و اين در حالي است كه اغلب مؤسسات قرآني نه تنها سودآور نيستند، بلكه مديران آنها مجبور به هزينهكرد شخصي در مؤسساتي ميشوند كه اغلب به آموزشهاي عمومي قرآن ميپردازند.
اين در حالي است كه سازمان تبليغات اسلامي به عنوان تنها دستگاه مجاز براي صدور مجوز اين مؤسسات همواره در پي تحقق معافيتهاي مالياتي بوده و اين موضوع هماكنون در مجلس شوراي اسلامي در حال پيگيري است. در گذشته كميسيون تلفيق مجلس با موضوع معافيت مالياتي مؤسسات قرآني مخالفت كرده بود.
براي قرآن برنامه نداريم از وقتي كه اعلام شد نيم درصد بودجه دستگاهها به طرحهاي قرآني اختصاص مييابد، ولولهاي در ميان محافل قرآني و نهادهاي مرتبط برپا شد. نهادها و برخي افراد ميانديشيدند كه چگونه ميتوان اين پول را جذب كرد و دلسوزان محافل قرآني ميانديشيدند كه اين پول چگونه قرار است به فرهنگ قرآني كشور كمك كند؟ در نهايت پس از كش و قوسهاي فراوان، بالاخره گفته شد كه اين نيم درصد (حدود ۳۰۰ ميليارد تومان ميشود) به حسابها واريز شده است و طبق روال معمول، موازيكاريها و كاغذبازيها جاي كار ريشهاي و هدفمند را گرفت. خبري كه در ابتداي اين مطلب ميخوانيد، نمونهاي است از خروار اظهارنظرها و حرفها و اتفاقات در پيرامون طرحهاي قرآني.
روال ناخوشايندي كه سالهاست در كشور ما وجود دارد و گريبان فرهنگ و مسائل اعتقادي ما را گرفته است، رسم سنجيدن هر موضوعي با بودجه و پول است. تعجبي ندارد، اگر كمي به گذشته برگرديم حتماً موارد متعددي را به ياد ميآوريم كه تصميمگيريها در سطوح كلان در موضوعات فرهنگي و اعتقادي، بر مبناي پول صورت گرفته است و ذهنيتي در كشور وجود دارد كه تصور ميكند هر كاري با تزريق بودجه قابل انجام و هر مشكلي با واريز پول قابل حل است.
متأسفانه مدتهاست اين اصل مهم فراموش شده كه مسائل فرهنگي راهحل فرهنگي دارند و نوع تصميمگيري در خصوص فرهنگ و اعتقادات با تصميمگيري درباره پروژههاي عمراني مثل راهسازي و مسكن مهر و سدسازي فرق ميكند.
اين مشكلي است كه ريشه مشكلات بعدي در مورد تخصيص بودجه قرآني به دستگاههاست. البته قصد نداريم اختصاص اين بودجه را زير سؤال ببريم، بلكه بحث در مورد چگونگي تخصيص و نحوه تصميمگيري در مورد ترويج فرهنگ قرآني در كشور است. از ابتداي كار هم معلوم بود كه اختصاص نيمدرصد از بودجه دستگاههاي كشور به طرحهاي قرآني، با وجود ابهامات فراواني كه دارد به اين سادگيها به مرحله اجرا به نحو مطلوب نميرسد.
اين خود موضوعي است كه بحثي حقوقي و تخصصي را ميطلبد و آن را به اهلش ميسپاريم. بحث بعدي عادتي است كه نهادهاي فرهنگي و برخي افراد نزديك به آنها دارند و آن تهيه طرحها و پيشنهادهايي براي پروژههاي فرهنگي پرهزينه و كمفايده است.
متأسفانه در اين زمينه مهارت زيادي هم پيدا كردهاند كه ميدانند چگونه ميليونها تومان پول را به راحتي به پروژههاي پرزرق و برق و بيمحتوا جذب كنند. با وجود چنين جوي مشخص است كه بخش عمده بودجه كلان قرآني پس از تخصيص به كجا ميرود.
اين موضوع را هم در اينجا نميخواهيم باز كنيم، بلكه بحث اصلي ما درباره اساس چنين تصميمي براي اختصاص بودجهاي كلان به اين شكل است؛ بودجهاي كه مبلغ آن حدود ۳۰۰ ميليارد تومان است و در فرصت محدودي تا پايان سال ۹۰ بايد هزينه شود. وقتي بسترهاي فرهنگي و ترويجي براي كار قرآني آماده نيست و در تمام سطوح، قرآن كريم را مهجور كردهايم، مشخص است كه كارهاي اداري و بخشنامهاي جواب نميدهد و بودجهها حيف و ميل ميشود.
در كشور بزرگي كه مردمش به تناسب توانايي خودشان براي تفريح و سرگرمي هزينه ميكنند، چرا فكر ميكنيم نميتوانند براي آموزش قرآن هزينه كنند؟
نبايد به اشتباه تصور كنيم كه اعتقادات مردم كمرنگ شده است، چرا كه اينها همان مردمي هستند كه براي قرآن انقلاب كردند و در تمام سالهاي پس از انقلاب هم ثابت كردهاند به اعتقاداتشان به شدت پايبند هستند. آخرين نمونه آن چند روز پيش در ۱۲ اسفند نشان داده شد. مشكل اينجاست كه دستگاههاي مسئول چيزي براي ارائه به مردم و پاسخ به اين نيازشان ندارند، به جز تعدادي مؤسسه و دارالقرآن كه بدون هيچ برنامهريزي خاصي به كارهاي روزمره مشغولند. اگر برنامهاي براي فرهنگسازي در همه جا (و نه فقط در دارالقرآن) جهت ترويج قرآن و تبليغ مفاهيم و عرضه زيباييهايش داشته باشيم، مردم حاضرند براي آموزش خودشان و براي قرآن هزينه كنند و در نتيجه مؤسسات قرآني هم ميتوانند روي پاي خود بايستند و از اين و آن براي معافيت مالياتي گدايي نكنند.
اتفاقاً بودجه قرآني در كشور بيسابقه نيست، مثلاً يك بار در اواخر دولت هشتم مبلغي از طريق سازمان ملي جوانان به طرحهاي قرآني پرداخت شد اما به اين دليل كه حسابرسي و بررسي محتوايي در مورد آن صورت نگرفت، معلوم نشد كه اساساً هزينه كردن چنين پولهايي در سطح كلان كشور اثري دارد يا خير؟
اگر فايده داشته چرا در اين سالها تداوم نيافته و اگر فايده نداشته چرا الان تكرار ميشود؟ قبلاً بحث مفصلي درباره مهجور شدن قرآن در جامعه در همين ستون مطرح كردهايم و تكرار مكررات بيفايده است، اما به همين جمله اكتفا ميكنيم كه اگر خودمان قرآنمان را مكرم بداريم، بيگانگان جرئت نميكنند هتك حرمتاش كنند و بسوزانندش. فكري به حال دور ماندن از قرآن بكنيم كه واجبتر از آن نيمدرصد است!