کد خبر: 460778
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۹
درس‌هاي اين انتخابات، بيش از همه متوجه كساني است كه با توهم تحريم انتخابات، تصور مي‌كردند نگاه ملت ايران به سمت آنها دوخته شده است. هر چند اين انتخابات براي دوستداران انقلاب و كساني كه از سردلسوزي گرايش به تعدد ليست‌ها در جريان اصولگرايي داشتند نيز درس آموز است، چراكه در كنار امكان انتخاب و ايجاد انگيزه در مردم براي انتخاب اصولگرها با گرايش‌هاي فكري متفاوت و گرم شدن تنور انتخابات؛ مشكلات و بعضاً دلخوري‌هايي ايجاد شد كه شيريني حضور وصف ناشدني مردم و نتيجه انتخابات كه موجب نااميدي و شكست دشمنان گرديد، رافع اين دلخوري‌هاي مقطعي است. اما نكته درس آموز انتخابات مجلس نهم براي جريان، گزينش مردم از ميان دو ليست عمده اين جريان يعني جبهه متحد و پايداري بود. اين انتخابات با توجه به گرايش‌هاي سياسي نزديك به هم در جريان اصولگرايي و تعدد ليست‌ها در اين جريان، صرف نظر از برخي سختي‌ها به ويژه در تشخيص فرد اصلح از ميان طيف وسيعي از افراد صالح اصولگرا، مانع تشخيص مردم در انتخاب افراد شايسته اصولگرا براي نمايندگي ملت نشد. اين اقدام مردم قطعاً براي نخبگان سياسي اين جريان درس آموز است. امروز وقتي نخبگان اصولگرا به ليست افرادي كه بيشترين رأي را در تهران- صرف نظر از يكي دو نفر- و بسياري از شهرهاي كشور كسب كرده‌اند، نگاهي بيندازند، پي خواهند برد مردم در ميان وزن كشي يك جريان سياسي، ترازوي سنجش خود را به درستي و به موقع به كار انداخته و ليست دلخواه را از ميان ليست‌هاي اصولگرا به ويژه دو ليست شاخص متحد و پايداري انتخاب كرده‌اند و اين بدان مفهوم است كه هر گاه نخبگان در چنبره تعارفات يا خداي ناكرده اختلافات گير كنند، مردم راه صحيح را مي‌توانند به آنها بنمايانند و مسير كج نخبگان را راست كنند. 
هر چند تحليل رفتاري مردم در مواجهه با ليست‌هاي اصولگراها جاي تأمل بيشتري دارد كه در مجالي ديگر بدان پرداخته خواهد شد، ولي از آنجا كه جريان اصلاحات به ويژه بخش تندرو آن و همچنين همه دنباله‌هاي فتنه ۸۸ بر آن شدند تا انتخابات ۱۲ اسفند با كمترين مشاركت مردمي برگزار شود و مردم رفتاري متفاوت از انتظار فتنه‌گران را رقم زنند، جاي بررسي و كالبد‌شكافي دارد. در اين يادداشت، صرفاً در مقام مقايسه بين دو انتخابات مجلس ششم و نهم بر خواهيم آمد و ديگر رفتارها و نتايج حاصل از آن را به زمان ديگر موكول خواهيم كرد:
۱- پيش از آغاز ثبت نام‌ها، جريان اصلاحات با گارد گرفتن در مقابل نظام به سه طيف تقسيم شدند. بخشي همچون طيف مردم سالاري فرآيند انتخابات را بهترين شيوه براي حضور در عرصه سياسي و قدرت دانسته و فعالانه در عرصه انتخابات مشاركت كردند وبا ارائه فهرست انتخاباتي و تبليغات، شانس خويش را براي اقبال يا ادبار مردم آزمودند كه در نهايت تعدادي موفق به راهيابي مجلس نهم و تعدادي نيز از گردونه مبارزاتي سالم باز ماندند.
بخش ديگر كه همواره با حركت‌هاي زيگزاگي، رفتارهاي منافقانه‌اي را از خود ظهور و بروز مي‌دادند، در اين انتخابات نيز ابتدا با شرط‌گذاري و در نهايت با اعلام اين نكته كه ما در انتخابات ليست نخواهيم داد و زمينه حضور در انتخابات براي جريان اصلاحات فراهم نيست، خط عدم مشاركت در قالب عدم‌انتشار ليست را دنبال كردند. اين طيف كه خاتمي و اكثريت اصلاح‌طلب‌ها آن را نمايندگي مي‌كردند، در عين اينكه نگران بودند بر چسب«تحريم انتخابات» بر پيشاني آنها زده شود، چند هدف عمده را دنبال مي‌كردند كه از آن جمله؛ زمينه‌سازي براي كاهش مشاركت مردم، مشروعيت زايي براي جريان فتنه، امتيازگيري از نظام، تلاش براي رفع حصر از موسوي و كروبي و در نهايت تغيير مكانيزم برگزاري انتخابات بود. اين طيف همگي در واقع انتخابات را تحريم كردند و حتي براي عدم حضور خاتمي در پاي صندوق رأي حداكثر تلاش خود را به خرج دادند؛ چراكه دو روز مانده به برگزاري انتخابات، خاتمي فهميده بود مردم به وي و جريان منتسب به او كوچك‌ترين توجهي ندارند و بر اساس نظر سنجي كه مؤسسه عباس عبدي انجام داده بود نزديك به ۷۰ درصد مردم پاي صندوق‌هاي رأي حاضر مي‌شوند. او كه در انتخابات گذشته به نظر سنجي مؤسسه عبدي ايمان آورده بود، تازه فهميد قافيه را باخته است و حضورش در يكي از روستاهاي شهرستان دماوند براي جبران خط تحريمي بود كه او و ياران بنياد باراني‌اش دنبال كرده بودند. كمترين هزينه خاتمي از اين حضور، ناسزاهايي بود كه نثارش مي‌شد و حتي نزديكاني همچون همسر برادرش را بر آشفته بود. بخش ديگر اصلاح‌طلبان خط تحريم‌هايي بودند كه يك سر طيف آن در خارج از كشور و رسانه‌هاي اجاره‌اي آنها خلاصه مي‌شد و در اين طيف عناصر آتش افروز فتنه ۸۸ كه احساس مي‌كردند با قهر سياسي و تحريم انتخابات، مردم را از رفتن پاي صندوق رأي نااميد كرده و موجب اعتماد مجدد بيگانگان به جريان فتنه مي‌شوند. اين طيف به دنبال القاي عدم سلامت انتخابات، مستند‌سازي براي نقض حقوق بشر در ايران، سازماندهي مجدد بدنه اجتماعي فتنه و زمينه‌سازي براي بازگشت به راهبرد اردوكشي خياباني در صورت مشاركت پايين مردم بودند كه نتيجه انتخابات اين جماعت هتاك و ساختار شكن را شوكه كرد.
۲- اما نكته مهم، ظرفيت اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران است كه با برگزاري اين انتخابات با شكوه و مقايسه آن با انتخابات رياست جمهوري، به ويژه مجلس ششم كاملاً روشن شد.
درميان ۹ دوره انتخابات برگزار شده مجلس، در سه دوره شاهد بيشترين مشاركت مردمي بوده‌ايم. در انتخابات مجلس پنجم كه كارگزاراني‌ها با شعارهاي خاص و پوسترهاي رنگين براي اولين بار در انتخابات كشور ورود پيدا كردند و توانستند ۷۱ درصد مردم را پاي صندوق رأي بياورند كه مهم‌ترين دليل آن را بايد در تغيير ذائقه سياسي مردم و شكاف بين نسلي و تغيير نگاه آنها با توجه به فرآيندي كه در تبليغات انتخاباتي پيش گرفته بودند، دانست. اما انتخابات مجلس ششم از جهاتي متفاوت از انتخاباتي بود كه تاكنون برگزار شده است. مجلس ششم با ۶۷ درصد حضور مردم شكل گرفت كه اين ۶۷ درصد از چند جهت قابل تحليل است:
اولاً؛ سن رأي دهندگان در مجلس ششم ۱۶ سال بود و اين در حالي است كه در انتخابات مجلس نهم سن رأي دهندگان به ۱۸ سال افزايش يافته است.
اگر شرايط سال‌هاي ۷۶ تا ۷۸ كه انتخابات رياست جمهوري و مجلس ششم كه اصلاح‌طلبان پيروز آن بودند را در نظر داشته باشيم، به درستي به مفهوم و كاركرد كاهش سن رأي دهندگان پي خواهيم برد.
با فضاي التهابي كه اصلاح‌طلبان در اين سال‌ها آفريده بودند، توانسته بودند در نگاه طيف نوجوان جامعه تأثير گذاشته و زمينه را براي ورود اين طيف به عرصه سياسي كشور فراهم نمايند. ضمن اينكه تركيب سني در اين سال‌ها گرايش زيادي به سنين زير ۱۸ سال داشت و همين امر در ميزان مشاركت در انتخابات مجلس ششم مؤثر بود.
ثانياً؛ بر اساس آخرين آمارهايي كه از انتخابات مجلس نهم منتشر شده است، حدود ۶۵ درصد در اين انتخابات شركت داشتند كه تفاوت دو درصدي آن با انتخابات مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ آن هم در شرايطي كه همه گروه‌هاي سياسي داخلي و خارجي و رسانه‌هاي ضد انقلاب داخل و خارج بر تنور انتخابات ششم مي‌دميدند و بالعكس آن، همه گروه‌ها و رسانه‌هاي داخلي و خارجي ضد انقلاب و مخالف نظام بر طبل تحريم انتخابات در مجلس نهم مي‌كوبيدند، نشان از آن دارد كه وزن سياسي اصلاح‌طلبان تنها دو درصد بوده است و اين دو درصد نيز با توجه به سن رأي دهندگان ۱۶ به ۱۸ سال اصلاً قابل بيان نيست.
بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه اين انتخابات نشان داد كه اصلاح‌طلبان و جريان فتنه هيچ جايگاه و وزني در بين مردم ندارند و مردم «نه بزرگ» خود را به اين جريان آشكارا بيان كردند و آناني كه در انتخابات رياست جمهوري ۸۸ گرايش به موسوي داشتند با برافروختن فتنه ۸۸، سفره خويش را كاملاً از فتنه‌گران و ضد انقلابيون جدا كردند.
به تعبير ديگر، در انتخابات مجلس ششم كه اصلاح‌طلبان افراطي حاكم بودند، همه گروه‌ها اعم از ملي گراها، نهضت آزادي، ضد انقلابيون داخل و خارج و رسانه‌هاي امريكايي و اروپايي و حتي صهيونيست‌ها به كمك اصلاح‌طلبان آمدند تا براي تحكيم پايه‌هاي قدرت اين گروه، مردم را براي حضور پاي صندوق‌هاي رأي تهييج كنند ولي در انتخابات مجلس نهم همه ضد انقلابيون آمدند و گفتند در خانه‌ها بنشينيد كه مردم رفتاري عكس آن را از خويش بروز دادند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار