اين معضل حتي در توليد آثار مناسبتي هم به شدت رخ نشان ميدهد، در حالي كه هم مسئولان و هم عوامل ارشد توليد مانند تهيه كننده و كارگردان مدتزمان كافي و وافي براي توليد آثار مناسبتي در اختيار دارند، اما با اين همه شتابزدگي در توليد آثار هر سال نسبت به سالهاي گذشته بدتر و حتي بحرانيتر ميشود. در اين ميان آثار مناسبتي نوروز هم از اين قاعده غيرحرفهاي مستثني نيست.
بهرغم اينكه امسال از اوايل مهرماه اكثر شبكههاي رسانه ملي مقدمات توليد سريالهاي نوروزي را فراهم كرده بودند و گاهي هم خبرهايي نه چندان مستند در اين رابطه به گوش ميرسيد، اما در واقع در اين مدت كه قريب پنج ماه از آن ميگذرد، هيچ كار اصولي و قابل قبولي در اين رابطه صورت نگرفته است، عجيب تر اينكه هر شبكه براي نوروز ۹۱ گاهي تا چهار سريال تدارك ديده و اين اقدام حكايت همان تمثيلي است كه سنگ بزرگ برداشتن را نشان نزدن ميداند براي مثال شبكه سوم سريالهاي به سوي خوشبختي، دزد و پليس، مسير انحرافي و نقطه سرخط را سريالهاي نوروزي اعلام كرده است. كما اينكه اين آثار هنوز هم در مرحله توليد يا پيشتوليد قرار دارند. در اين ميان سريال «به سوي خوشبختي» به كارگرداني فرزاد مؤتمن سريال اصلي شبكه ۳ اعلام شد اما در كمال تعجب و با پيگيريهاي روزنامه جوان و با گذشت چند ماه از رسانهاي شدن اين خبر، معلوم شد كه مؤتمن در همان روزهاي نخست كار اين سريال را به خاطر برخورداري از طنزي سخيف رها كرده و قرارداد خود را با اين شبكه ملغي نموده است و پس از آن سعيد آقاخاني در اوايل اين هفته سريال «نقطه سرخط» را كليد زده است.
با اين همه اين سؤال پيش ميآيد كه در اين زمان محدود و شرايط جوي ناپايدار و اتفاقات غيرمترقبه آيا سريالهاي فوق به آنتن خواهند رسيد؟ و اگر به آنتن برسند كيفيت آثار مذكور چگونه خواهند بود؟ گرچه تجربه در اكثر اوقات به سؤال اول پاسخ مثبت داده و شرمنده سؤال دوم شده و توليد اثري با كيفيت را با وعده وعيد، به سر خرمن محول كرده است. بنابراين در غالب اوقات ضعف سريالها و حتي دلخوريهاي بازيگران و ساير عوامل به آماده نبودن فيلمنامه مرتبط بوده است، به گونهاي كه فيلمنامه قسمت به قسمت با ادامه روند تصويربرداري سرصحنه نوشته ميشود.
و در نهايت هر چه يك سريال طولانيتر و زمانبرتر باشد، از دايره توليد آثار كنار گذاشته ميشود چرا كه هيچ مديري روي اثري بلند و پرهزينه سرمايهگذاري نميكند، در حالي كه ماندنش بر مسند مديريت هيچ تضميني ندارد، به همين دليل مديران خود را درگير توليد اثري بلند نميكنند كه در صورت موفقيت اثر و جابهجايي او، افتخار آن اثر عايد مديري ديگر شود و اين معضل شايد راز عدم توليد آثار فاخر نيز محسوب شود. با اين اوصاف ضروري به نظر ميرسد مديران و متوليان امر توليد به عقب برگردند و با تقويت زيرساختها و حتي تدوين مرامنامهاي در اين خصوص به صورت معقولتر و حرفهايتري به توليد موفق بپردازند.