کد خبر: 458902
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۲
نامه نقد جبهه پايداري با هويت جمعي از دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به آيت‌الله مصباح‌يزدي و نامه دوم توسط دانشجويان حاميان جبهه پايداري صادر شده است. نامه دوم را رسانه‌هاي معتقد به انقلاب و روحانيت، قدري راديكال‌تر توصيف كردند و بر سر محتواي آن و نام بردن از علماي تراز اول مواضع گسترده‌تري اتخاذ شد. در مقابل عده‌اي نيز به تحليل چرايي نامه دانشجويان به حضرت آيت‌الله مصباح پرداختند. در اين خصوص ذكر چند نكته قابل توجه است.
۱- در انتخابات آتي مرجعيت آرايش (در درون نيروهاي انقلاب) منتسب به روحانيت تراز اول انقلاب است. يعني انتخاب‌شوندگان جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري با افتخار مرجعيت روحانيت انقلاب را به عنوان فصل‌الخطاب خود پذيرفته‌اند و از اين بابت بايد هر دو گروه را تحسين كرد. حال اگر كسي بخواهد روحانيت مذكور را در مقابل هم تعريف كند يا براي اثبات يكي، ديگري را به سخره و نقد گيرد، قطعاً نتيجه آن تراشيدن از منزلت روحانيت خط مقدم انقلاب اسلامي است كه بايد به شدت از آن بر حذر بود.
۲- سابقه ارتباط دانشجويان مسلمان با علماي اصيل اسلام و تشيع در ايران به دهه ۴۰ و ۵۰ برمي‌گردد كه پاي روحانيت پيرو امام به دانشگاه باز شد و در عوض دانشجويان مسلمان برخي مساجد تهران و مشهد و... را ميعادگاه خود براي تلمذ در حضور بزرگاني چون آيت‌الله طالقاني، شهيد مطهري، مفتح و... مي‌دانستند. اين رابطه تكريم‌آميز هيچ‌گاه از سوي جنبش دانشجويي مورد خدشه قرار نگرفته است و مرجعيت ديني و فصل‌الخطاب بودن علما هميشه محترم بوده است. اين رويه مثبت بايد پاس داشته شود و...
۳- ورود جوانان مسلمان و معتقد به انقلاب به قطب‌بندي‌هاي انتخاباتي به صورت مذكور هم به استقلال آنان از قدرت آسيب مي‌رساند و هم فضا را براي طيف‌هاي حاضردر صحنه انتخابات، تند و راديكال مي‌كند. بنابراين سوار شدن خصايص عدالت‌خواهانه و آرمانگرايانه دانشجويان بر اسب انتخابات مي‌تواند به مصرف‌شدگي جنبش دانشجويي كمك كند و صفت آرمانخواهي كه براي جريان دانشجويي امري پسنديده است را در خدمت اصحاب آماده براي ورود به قدرت قرار دهد.
۴- فضاي انتخابات طبيعتش رقابت و بعضاً مچ‌گيري، متهم‌سازي، پايين كشيدن، چنگ‌اندازي و در بعضي مواقع اعمال روش‌هاي ناسالم و اداي كلمات كم‌مايه و بي‌تقوايي است و از آنجايي كه طبيعت جواني، قطبي ديدن فضا و تفسير حق و باطل از فضاي سياسي است، ورود دانشجويان به عرصه تأييد و رد نيروهاي پذيرفته شده انقلاب، مي‌تواند اتهام خط‌گيري آنان از جريان مقابل را روانه آنان كند.
۵- حضور نمادين علماي تراز اول در رأس دو جريان اصيل انقلاب بايد تنظيم‌كننده حد و مرز منازعه باشد. نبايد خيمه انقلاب اسلامي را به بهانه يك انتخابات گذرا فضاي ديو و دلبر كرد و اگر آتش بيار اين معركه درون خانوادگي، جريان دانشجويي باشد، مي‌تواند به استقلال اين جنبش آسيب رساند و مشمول تاريخ مصرف‌شدگي شود.
۶- ورود نقادانه يا خداي ناكرده هتاكانه فرزندان جوان انقلاب به حريم علماي تراز اول آن هم به خاطر يك انتخابات مي‌تواند اين رفتار را به عنوان يك مؤلفه منفي و ناپخته در تاريخ جريان دانشجويي مسلمان ثبت نمايد زيرا ارزش راهبري و سرمايه اجتماعي علماي مذكور متعالي‌تر از آن است كه در يك ساماندهي انتخاباتي خرج شود.
۷- اگر در هر يك از طيف‌هاي معتقد به انقلاب افرادي باشند كه ديروزشان با مدعاي حالشان سازگار نيست، نبايد تاوان آن را از علماي تراز اول طلبيد، چراكه مصلحت‌ها و نوع نگاه به افراد و ميزان اغماض و رد يا تأييدها از منظر يك عالم ۸۰ساله با يك جوان كم‌تجربه و آرمانخواه متفاوت است و اين بدان معني نيست كه ما آن تجربه و اين آرمانگرايي را به رسميت نشناسيم. مهم اين است كه بهترين فرزندان جوان امام و انقلاب به خاطر افراد درون نظام، خود را در مواجهه با علماي تراز اول نبينند و اين اجازه را به خود ندهند كه خطابه سياسي خود را متوجه علما نمايند. نمادها الزاماً جمع‌كننده نيستند، آنان كليت مسير را روشن و تأييد مي‌كنند. بنابراين ورود جوانان مؤمن به انقلاب به زمين علماي تراز اول مي‌تواند سنتي كج را بنيان نهد كه اولين هزينه آن شرمندگي جوانان مذكور در تاريخ آينده باشد. بنابراين هم جريانات سياسي و هم دانشجويان مسلمان با حفظ صبوري، مصالح اصلي انقلاب را فداي ‌ ديو و دلبرسازي نكنند و حرمت علماي تراز اول را به عنوان سرمايه‌اي ذي‌قيمت پاس بدارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار