
لطفا از خودتان بگوييد!
غلامحسين نوري معروف به حسين نوري هستم. در سال ۱۳۳۳در شهر مشهد مقدس به دنيا آمدم و همزمان با تحصيل در زمينههاي هنرهاي تجسمي و نقاشي ايراني، تئاتر را به صورت آكادميك ياد گرفتم و جدا از اينها ورزش ژيمناستيك نيز انجام ميدادم.
چطور شد به افتخار جانبازي نايل آمديد؟
به خاطر فعاليتهاي هنري وقتي وارد دوران متوسطه شدم از طرف رژيم طاغوت بورسيه هنرستان شدم و وارد هنرستان صنعتي فرح سابق در تهران شدم. اما به خاطر نوشتن و اجراي يك تئاتر طنز سياسي كه وضعيت آزادي و حقوق بشر را در دوران طاغوت به تمسخر گرفته بودم دستگير و مدت زيادي شكنجه شدم كه منجر به آسيبديدگي از ناحيه دو دست و پا و حنجرهام شدم و علاوه بر آن اعضاي داخليام نيز دچار آسيبديدگي شديد شدند.
تحصيلات علميتان را تا چه مرحلهاي ادامه داديد؟
به خاطر علاقه به فعاليتهاي هنري كارشناسي ارشد هنر دريافت كردم و اكنون نيز بازنشسته جهاد كشاورزي هستم.
گفتيد كه در زمينه نقاشي نيز فعال هستيد، آيا نمايشگاهي از كارهايتان برپا كردهايد يا خير؟
از سال ۵۱ به صورت حرفهاي وارد عرصه نقاشي شدم و نمايشگاههاي مختلفي از جمله سه نمايشگاه نقاشي قبل از انقلاب و يك نفره و دو نفره به اتفاق همسرم، نمايشگاههايي را در كشورهاي چين، فرانسه، آلمان، اتريش، لبنان و الجزاير از كارهايم داشتم كه استقبال خوبي از اين آثار شد.
در صحبتهايتان از نوشتن نمايشنامه گفتيد، آيا اين هنر را ادامه داديد؟
بله، پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي چون متنهاي خوبي براي اجراي نمايشنامه در خصوص وقايع انقلاب وجود نداشت و يا متنها ضعيف بود متنهاي زيادي را نوشته و در شهرها و يكبار هم براي نمايندگان مجلس اجرا كردم و با حضورم در جشنوارههاي معتبر داخلي يا در زمينه متن يا در زمينه كارگرداني يا هر دو مقوله مقامهاي اول را كسب كردم.
ديگران هم از متون نمايشنامههاي شما استفاده ميكنند و منعي در اين خصوص ندارند؟
به موضوع خوبي اشاره كرديد. بارها افرادي كه از اين متون خواستند استفاده كنند با سختي مرا پيدا كردند و درخواست مجوز كردند كه با كمال ميل قبول كردم و الان هم ميگويم استفاده از متون من آزاد و هيچ نيازي به اجازه گرفتن از من ندارد.
از نحوه آشنايي با همسرتان بگوييد.
سال ۶۳ از طريق گروه فرهنگي جهاد كشاورزي براي اجراي تئاتر در دانشكده صنعتي شريف دعوت شدم و از آنجايي كه شاعري نيز ميكنم هنگام داوري كارهاي دانشجويان با همسرم آشنا شدم چرا كه ايشان علاوه بر نوشتن يك نمايشنامه، شعري در خصوص امام حسين (ع) نيز سروده بودند. پس از خواندن آثارش و ديدن او عشقش به دلم افتاد اما از آنجايي كه دچار معلوليت بودم و از طرفي همسرم آن موقع فيزيك ميخواند و چون جزو شاگردان نمونه بود از طرف اساتيد و دوستانش به دانشجوي نابغه مشهور بود. دلم نيامد با دادن پيشنهاد ازدواج باعث رنجش او شوم اما انگار خدا مهر و عشق مرا به دل ايشان انداخته بود و زماني كه همسرم پيشنهاد ازدواج داد بيدرنگ جواب مثبت دادم و سجده شكر به جا آوردم و بعد به ايشان گفتم من شعري سرودهام كه فقط مصرع اول دارد و دلم ميخواهد مصرع دوم اين شعر را كه در نهايت از شش بيت تشكيل شده بگويي تا خيالم راحت شود.
شعرتان چه بود؟
گفتم زورق مضروب جسمم بسته جان شماست ايشان در جواب مصرف دوم گفتند: بادبان روح من برپا به ايمان شماست.
باز گفتم: همسفر با من چراييد اندر اين درياي درد، همسرم گفت: درد شعر عاشقان و عشق درمان شما. گفتم: صد بلا باشد در اين ره باز ترديد ميكنيد گفت: كربلا مهرم بود هستم به پيمان شما، ادامه دادم: گر بود موج فنا بيرحم در گردابتان جواب داد: در فناي فه لهم دامان رحمان شما گفتم: چون هنرمندم شريكم گشتهاي در اين مسير جواب داد: از ميان صد هنر احسن به ايمان شما پرسيدم: از كجا دانيد خواهان چه هستم در نهان جواب داد: آنكه گويد راز من گويد ز پنهان شما.
چه خواستگاري خوب و پاكي داشتيد، راستي مهريه همسرتان چه بود؟
من و همسرم عاشقانه همديگر را دوست داريم و مهر ايشان يك مهر از خاك كربلا بود كه تقديمشان كردم و اكنون ۲۷ سال است كه در كنار هم و دو فرزندمان زندگي خوب و سعادتمندانهاي داريم.
همسرتان اكنون چه كار ميكنند؟
ايشان بعد از ازدواج با من تغيير رشته دادند و تحصيلات خود را تا مقطع دكترا با رتبه عالي در رشته فلسفه ادامه دادند و اكنون عضو هيئت علمي دانشكده الهيات دانشگاه تهران هستند.
چند فرزند داريد؟
دو فرزند پسر دارم. پسر بزرگم متولد ۶۴ است و مثل همسرم فلسفه ميخواند و پسر دومم محمود متولد ۶۸ كارگرداني سينما ميخواند و چند فيلم كوتاه نيز ساخته است.