کد خبر: 458715
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۷:۳۴
معصومه همراهي، همسر سردار شهيد دقايقي در گفت‌وگو با جوان:
مريم طاهري
در تمام سال‌هاي جنگ جوانان بسياري چشم بر جان خود بستند و قدم در راهي گذاشتند که خميني (ره)‌ رهبرش بود. بيش از دو دهه از پايان جنگ مي‌گذرد، در اين مدت با زندگي بسياري از شهدا و جانبازان آشنا شده‌ايم مانند شهيد همت، شهيد چمران و. . . اما نام بسياري از شهدا هم براي جوانان اين نسل ناآشناست. سردار اسماعيل دقايقي را مي‌توان جزو اين گروه دانست. اسماعيل در تيرماه ۱۳۳۳ در اميديه به دنيا آمد و دوران دبستان خود را با موفقيت طي کرد.
او كه از هوش و ذكاوت سرشاري برخوردار بود، بعد از اتمام دبيرستان، در سال۱۳۴۹ در كنكور هنرستان شركت ملي نفت شركت كرد و پس از قبولي، به ادامه تحصيل در هنرستان پرداخت. اسماعيل در همين هنرستان با محسن رضائي كه از ديرباز آشناي وادي مبارزه بود آشنا شد و به همراه ايشان و ديگر همرزمانش مبارزه مصمم عليه رژيم و مفاسد اجتماعي آن را آغاز كردند. در سال ۱۳۵۳ دوبار با دوست و همرزمش محسن رضائي به زندان افتاد و هربار پس از چند ماه كه همراه با شكنجه بدني و عذاب روحي بود دوباره به مبارزات خود ادامه مي‌داد. پس از رهايي از زندان، از هنرستان نيز اخراج شد، اما در همان سال در رشته آبياري دانشكده كشاورزي دانشگاه اهواز قبول شد. سال بعد دوباره در كنكور شركت كرد و به دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران كه از لحاظ فضاي مذهبي، سياسي و علمي براي او مناسبتر از ديگر مراكز علمي و آموزشي بود، وارد شد. در سال ۱۳۵۷ با «معصومه همراهي» دختر دايي خود ازدواج كرد.
يك سال از ۸ سال را با من گذراند!
به دنبال شروع تهاجم سراسري و ناجوانمردانه عراق، به عنوان نماينده سپاه در اتاق جنگ لشكر۹۲ زرهي اهواز حضور يافت و در شرايطي كه با كارشكني‌هاي بني‌صدر خائن مواجه بود در سازماندهي نيروها و تجهيز آنها تلاش گسترده‌اي را آغاز كرد.
او به لحاظ احساس مسئوليت زيادي كه داشت در برخي مواقع در مناطق عملياتي حاضر مي‌شد و به سر و سامان دادن نيروها مي‌پرداخت. همسرش درباره اسماعيل مي‌گويد: اولين صحبتي که بعد از ازدواج با من کرد اين بود که من فقط به شما و خانواده خود تعلق ندارم، بلکه بايد همواره در صحنه انقلاب حضور يابم و تلاش کنم.
وي ادامه داد: من و اسماعيل هشت سال در کنار هم زندگي کرديم اما به جرئت مي‌گويم که اسماعيل فقط يک سال در كنار من بود و سال‌هاي باقي مانده را در جبهه‌هاي جنگ بود و با تمام عشقي که به امام خميني و مردم داشت با دشمن مي‌جنگيد.
كفش متعلق به بيت‌المال است
معصومه همراهي در خصوص بيت المال و رعايت موارد اسلامي توسط اين شهيد گفت: به ياد نمي‌آورم که از موقعيت شغلي خود و امکاناتي که در اختيار داشت استفاده شخصي کرده باشد. وي در اين خصوص خاطره‌اي را نقل کردند: يک بار که ايشان به مأموريت مي‌رفتند من هم همراهشان بودم. در بين راه به علت آنکه راننده خواب آلود بود توقف کرديم، ايشان کفش‌هايشان را در آوردند و استراحت كردند.
بعد از مدتي که به راه افتاديم متوجه شدند کفش‌هايشان را پا نکرده‌اند، دو دل بودند که برگردند يا خير. بعد رو به راننده کردند و گفتند که چقدر راه آمده‌ايم، آن را در دو ضرب مي‌کنيم و اگر پول کفش از هزينه بنزين بيشتر مي‌شد برمي‌گرديم.
همين هم شد برگشتيم نه به خاطر کفش به اين علت که کفش را سپاه داده بود و مي‌گفت براي بيت المال است.
توسل دائمي به حضرت زهرا (س)
وي گفت: هميشه براي حل مشکلاتش به حضرت زهرا (س) متوسل مي‌شد و بعد ادامه دادند جالب است بدانيد که وصيتنامه خود را سه سال قبل از شهادتش در روز شهادت حضرت زهرا (س) نوشته بودند و در ايام فاطميه نيز به ياران رفته‌اش پيوسته‌اند.
ويژگي اخلاقي ديگر ايشان پذيرفتن خطاي خود بود اما آنچه پررنگ‌تر در اخلاقشان جلوه مي‌نمود، جذبه ايشان و در عين حال نفوذ اخلاقي بود که در ديگران داشتند.
موسس گردان احرار بود
شايد نام گردان احرار را شنيده باشيد. اين گردان را همسرم با کمک همرزمانش بنا كردند و اعضاي آن را اسيران عراقي تشکيل مي‌دادند، که مدتي بعد از اسارتشان همسرم با آنها ارتباط عاطفي خوبي برقرار کرده بود و اين باعث شد که اين اسيران عراقي به امام خميني و راه وي علاقه‌مند شوند و عليه صدام بجنگند و به احرار يعني آزادگان مشهور شوند.
تواضع و فروتني او به نقل از همرزمانش چنان مشهود بود كه مثل يك بسيجي و يك رزمنده عادي در چادرها زندگي مي‌كرد.
در كارها به آنان كمك مي‌كرد و در برخوردهايش خيلي‌ها تصور نمي‌كردند او فرمانده يگان باشد. در اولين برخورد با او، صفت تواضع زودتر از صفات ديگر جلوه‌گر مي‌شد. رزمندگان اسلام از او هميشه به يك انسان مجاهد و وارسته ياد مي‌کنند.
با همه مسئوليت‌هاي سنگين و دشواري كه برعهده داشت هيچ‌گاه در چهره‌اش آثاري از خستگي يا كسالت ظاهر نبود، لبخند مداوم او در مقابله با سختي‌ها براي همه نيروها درس بود.
همسر اين شهيد فعاليت‌هاي رسانه‌ها در بازتاب و معرفي شخصيت شهدا را ضعيف دانست و گفت: شهداي گمنام زيادي وجود دارند که در جنگ نقش بسيار مؤثري داشتند اما آثار توليدي کمي درباره آنها ساخته مي‌شود. برنامه‌اي منسجم براي معرفي شهدا به مردم وجود ندارد. اصحاب رسانه بايد فعاليت‌هاي گسترده‌تري در اين زمينه داشته باشند.
اين شهيد بزرگوار در عمليات عاشورا و قدس ۴ و همچنين كربلاي ۲، ۴ و ۵ در سمت فرماندهي تيپ، خالصانه انجام وظيفه كردند و يگان او جزو يگان‌هاي مؤثري بود كه در موفقيت رزمندگان اسلام نقش چشمگيري داشت.
بالاخره ايشان در۲۸ دي ماه ۱۳۶۵ هنگامي كه در عمليات كربلاي ۵ براي انجام مأموريت شناسايي، با يك دستگاه موتورسيكلت عازم محور بود در مسير راه مورد
اصابت بمباران هواپيماهاي رژيم متجاوز عراق قرار گرفته و جام شهادت را با اخلاصي تمام نوشيدند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار