اما از آنجايي كه احساس ميشود روند عملكرد كساني كه در حلقههاي پيراموني رئيس محترم جمهور و به ظاهر با هدف دفاع از ايشان طي ماههاي اخير بيشترين لطمه را به جايگاه رياست جمهوري و شخص آقاي احمدينژاد و نظام اسلامي وارد آوردهاند، سبب نگارش آن شد.
چهارشنبه هفته گذشته (۲۱/۱۰/۹۰) روزنامه دولت در گزارشي از بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخابات نهمين دوره مجلس با عنوان «رد صلاحيت حاميان گفتمان احمدينژاد» مينويسد: «آخرين اخبار حاكي است طيف گستردهاي از افرادي كه به عنوان حاميان گفتمان ولايت و احمدينژاد شناخته ميشوند در اين مرحله بنابر دلايلي عجيب رد صلاحيت شدهاند.»
فارغ از دلايل و مستندات هيئتهاي اجرايي در رد صلاحيت نامزدها، كه به طور طبيعي بعد از رد يا تأييد شوراي محترم نگهبان جنبه قانوني مييابد،نكته مهم در اين مقال بهرهگيري از عنوان «حاميان گفتمان احمدينژاد» در روزنامه منتسب به دولت است كه البته واژه بديعي است كه در نظام جمهوري اسلامي كمتر سابقه داشته است.
طي سه دهه گذشته و پس از پيروزي انقلاب اسلامي به جز دوران رياست جمهوري مقام معظم رهبري كه تفاوت گفتماني ميان رئيس جمهور و حضرت امام (ره) وجود نداشت، در دورههاي سه رئيس جمهور ديگر، حاميان و طرفدارانشان كوشيدهاند كه مشي و ديدگاههاي رؤساي جمهور را به گفتماني در برابر گفتمان اصلي انقلاب، كه همان گفتمان ناب امام (ره) و رهبري است، تبديل و حتي آن را به يك مكتب سياسي بدل كنند.
در دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني كه دوران غلبه تفكر تكنوكراتيسم در فضاي سياسي كشور بود و حاملان آن در پي غلبه تخصصگرايي بر تعهدگرايي بودند تا بدانجا پيش رفتند كه مدعي شدند دين اسلام فاقد ظرفيت لازم براي تشكيل نظام سياسي است. آنها حتي در پي اين بودند كه با تغيير قانون اساسي دوران رياست جمهوري را به سه دوره افزايش داده تا كشور از نعمت اين گفتمان بيبهره نماند. در دوران آقاي خاتمي نيز طراحان گفتمان توسعه سياسي به دنبال تغيير بنيادين نظام اسلامي و جايگزيني نظامي سكولار در عرصه سياسي كشور بودند كه اوج آن را ميتوان در فتنه ۱۸ تير ۷۸ يا فتنه ۲۲ خرداد ۸۸ ديد. اما جالب اينجاست كه حاميان آن دو رئيسجمهور گذشته هيچكدام در گفتمانسازي و واژهسازيها از واژه گفتمان هاشمي رفسنجاني يا گفتمان خاتمي استفاده نكردند كه مدعيان حمايت از آقاي احمدينژاد از آن سخن به ميان آوردهاند.
ترديدي نيست كه احمدينژاد برخاسته از تلاشهاي مجاهدانه مردم و رهبري نظام در مقابله با روند انحرافاتي بود كه در دو دهه گذشته توسط حاملان دو گفتمان ياد شده بر كشور حاكم شده بود و اگر تكرار شعارهاي اصولگرايانه مبتني بر گفتمان امام و رهبري در آستانه انتخابات نهم و در پي آن تلاش براي تحقق عملي آن در سالهاي بعد نبود، نميتوانست اعتماد مردم را در دوره نهم و دوره دهم جلب كند، اما آنچه كه در اين ميدان سبب تحولات ماههاي اخير در كشور از ناحيه حلقه انحرافي شده است تكرار تجربه شكست خورده حاميان دو رئيسجمهور گذشته است كه اينبار البته نه در پوشش تخصصگرايي يا توسعه سياسي و..كه در قالب مكتب ايراني يا... منجر به وقايعي همچون خانهنشيني ۱۱ روزه گرديد كه البته عاملان آن نيز قادر به توجيه آن نيستند. در اين زمينه شايد اظهارات اخير آقاي جوانفكر در جمع وبلاگنويسان حامي دولت از همه شنيدنيتر باشد آنگاه كه در ارزيابي آن واقعه تلخ ميگويد:« اين كار آقاي احمدينژاد (خانهنشيني ۱۱ روزه) هوشمندانه و داراي حساب و كتاب بود تا هجمهها را به سوي رهبري معظم انقلاب خنثي كند.»
به نظر ميآيد اقدامات شتابزده اين حلقه براي بقا در عرصه سياسي كشور و كسب نصاب لازم در پوشش «حاميان گفتمان دولت اسلامي»يا «حاميان گفتمان انقلاب اسلامي» و يا «حاميان گفتمان احمدينژاد» و برخي اقدامات نامناسب در عرصه اجرايي و تقويت و حمايت از برخي از عاملان فساد، نتيجهاي جز تضعيف موقعيت آقاي احمدينژاد نداشته باشد.