
از این دست نمونهها در تاریخ بهوفور یافت میشود. در جنگ احد وقتی پیروزی نصیب مسلمانان شد، عدهای غافل مأموریتها را رها کردند، از تنگهها فاصله گرفتند و به سوی غنیمتها رفتند.
این غفلت بهانهای شد برای حمله مجدد دشمن به سپاه اسلام. عدهای از سپاه اسلام به کوهها گریزان شدند. جان مبارک پیامبر اسلام به خطر افتاد. خونهایی ریخته شد مانند خون حضرت حمزه سیدالشهدا. این خونها خونهای باارزشی بودند.
غفلت و عدم موقعیتشناسی باعث شد اسلام نوپا متزلزل شود، حضرت رسول زخمی شوند و لکهای برای همیشه بر صفحات تاریخ به یادگار به جای ماند.
اقدامی بجا و مناسب میتواند تاریخ را نجات دهد و یک اقدام نابجا میتواند تاریخ را به ورطه سقوط بکشاند. عدهای به امام حسین(ع) نامه نوشتند که آمادگی سربازی تو را داریم اما به فاصله یک نماز مغرب و عشا اطراف فرستاده حسین(ع) را خالی کردند. همان خواصی که به حسین(ع) نامه نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند، در بین مردم رعب و وحشت انداختند و از اطراف مسلم دورشان کردند. اگر آنها در قبال ترس از ابن زیاد از خدا میترسیدند و همراه مسلم میماندند تاریخ به کلی تغییر میکرد. عدهای از آنها در کربلا تاوان اشتباه شان را دادند اما عده دیگر كه سعادت حضور در کربلا را پیدا نکردند، زمانی متوجه اشتباه خود شدند که دیر بود! عده توابین چندین برابر کشتهشدگان کربلاست. اما تأثیرگذاری شهدای کربلا در تاریخ را با کشتهشدگان توابین مقایسه کنید. زیرا توابین به موقع اقدام نکردند.
تاریخ تکرار میشود. این قانونی است که کمتر کسی میتواند ناقض آن شود. اتفاقات سال ۱۳۸۸ آزمونی الهی است که جامعه اسلامی را مورد سنجش قرار داد. این بار نیز تاریخ تکرار شد. عدهای در کوفه پشت فرستاده مسلم را خالی کردند و امروز در ایران پشت نایب مهدی(عج) را.
رستگار کسانی بودند که از خدا بیش از هجمههای دشمن ترسیدند. پشت سر ولی خود گام برداشتند. اما در آن سو نیز عدهای دیگر بودند که قرآن بر سر نیزه را در جبهه بی بی سی و... دیدند و فریب خوردند. به گمان باطل خود در سپاه حق قرار گرفتند اما وقتی معیار را قرآن قرار دادند، در برابر قرآن ناطق ایستادند. عدهای دیگر نیز که خود را با غنیمتهای انتخابات۸۸، با مشارکت چهل میلیونی سرگرم کرده بودند، غافل شدند از دسیسههای دشمن تا بندندان مسلح. همان غافلانی که اگر کمی بصیرت به خرج میدادند در مسیر تاریخ تأثير میگذاشتند. شاید اگر کمی بصیرت خرج میشد، عاشورای هشتاد و هشتی اتفاق نمیافتاد که نیاز به حماسه ۹ دی باشد.
اگر بصیرت خرج میشد، نیاز به «این عمّار» مولا نبود. اما بی بصیرتی و سکوت خواص تنور فتنه را داغ کرد. همان خواصی که نگاه دیگران به سخنان و مواضع آنهاست. همان خواصی که میتوانند با یک تصمیم گیری به موقع، تاریخ را از سراشیبی سقوط نجات دهند و با یک سکوت نابجا لکه ننگینی بر دامان تاریخ از خود بر جای گذارند. از این نوع بی بصیرتیها در تاریخ کم و بیش دیده میشود. بی بصیرتیهایی که لطمهای به اسلام و دین خدا وارد نمیکند اما تمام کسانی که چشمان بصیر نداشتند، جا ماندند از کشتی نجاتی که اسلام برایشان مهیا نموده بود.
عاشورای ۸۸ نتیجه بی بصیرتی خواصی بود که مدال همراهی با رهبر کبیر انقلاب اسلامی را با خود یدک میکشیدند. خواصی که با سکوتشان، عاشورای ۸۸ را رقم زدند و عاشورایی که بغض نهفته ملت حسینی ایران در پی داشت و در نهایت ۹ دی روزی بود كه بغض نهفته در گلوی امت حزب الله دهان باز کرد و ترکید!
۹ دی ۸۸ یکی از روزهایی بود که عدهای با لحظهشناسی، برگی زرین در تاریخ اسلام رقم زدند. روزی بود که خون مدافعان اسلام به جوش آمد. هتک حرمت پیراهن عزای حسین(ع) را تاب نیاوردند. اما در همان روز عدهای بودند که سکوت کردند.
همان خواصی که اگر هوشمندانه تر عمل میکردند مسیر تاریخ را تغییر میدادند. هرچند پس از ۹ دی و ۲۵ بهمن بارها و بارها سعی کردند با به راهاندازی لشکر توابین خود را به سپاه فرزند علی زمان برسانند اما تأثیری که حرکت هوشمندانه ملت در روز ۹ دی ماه از خود بر جای گذاشت کجا و حرکت آهسته کاروان توابین زمان کجا! اما این بار علی زمان تنها نماند. این بار مردم ایران اجازه ندادند علی زمان به چاه برسد.
ملت بزرگ ایران درس خوبی دادند به مردم کوفه. به آنهایی که فرستاده حسین را تنها گذاشتند و نماز پشت سر ابن زیاد را ترجیح دادند به نماز مسلم.
این بار تاریخ در ایران تکرار نشد!