
علي رضائي | گفتمان اصولگرايي هماني است كه پس از يك دوره حضور اصلاح طلبان در رأس قواي مجريه و مقننه و در دست داشتن قدرت، به رقابت با اصلاح طلبان پرداخت و آنان را كه با بياعتمادي عمومي مواجه شده بودند، كنار زد و خود با اقبال توده مردم مواجه شد. اصولگرايان كه از اوايل دهه ۸۰ پس از پيروزي در دومين انتخابات شوراي شهر و مجلس هفتم، قدرت را در مسير خدمت به مردم به كار گرفتند، گرچه هر از چند گاهي با فراز و نشيبهاي طبيعي همراه بودند، اما همچنان در صدر هستند و درست به همين خاطر، جريانات قدرت طلب در پي راه و رسمي ميگردند تا بتوانند بر اين رقيب توانمند، پيروز شوند، بنابراين در اين شرايط كه زمان اندكي تا برگزاري نهمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي باقي مانده است، جهت آگاهسازي افكار عمومي براي بهترين انتخاب، ضروري است تا دو سؤال را بررسي كنيم و بهترين پاسخ را براي آنها بيابيم: ۱- چه گروههايي در مقابل اصولگرايان قرار دارند ۲- شيوه رقابتي آنان در برابر اصولگرايان چگونه است؟
شيوههاي تقابل جريانات مختلف با گفتمان اصولگرايي
با نگاهي گذرا به اوضاع و احوال روز سياسي كشور و نيم نگاهي هم به گذشته سياسي ايران در سالهاي اخير متوجه خواهيم شد كه پس از غالب شدن گفتمان اصولگرايي، اصولگرايان اصيل با كمترين درصد خطا، توانستهاند بيشترين خدمات را شامل حال كشور و مردم كنند. از اين رو آنانكه خارج از اين دايره بودند يا احياناً پس از مدتي پاي خود را از درون دايره اصولگرايي بيرون كشيدند، با عبور از فرصت خدمتگزاري صادقانه، به انجام رفتارهاي عجيب و اظهارات غريب پرداختند و در واقع اين شيوه را براي مقابله با گفتمان اصولگرايي انتخاب كردند. از ميان اين گروهها ميتوان به مهمترين آنان اشاره كرد:
۱- فتنه و اصلاحات: گرچه نميتوان تمام اصلاحطلبان را در دايره فتنهگران جاي داد، اما ادعاي تولد فتنه در دايره اصلاحات حقيقتي است انكارناپذير. از اين رو در شرايط كنوني نيز آنان گاه به اشتراكاتي براي مقابله با اصولگرايان ميرسند و هر دو از سمتي مجزا، خطي مشترك را براي ضربه زدن به گفتمان اصولگرايي دنبال ميكنند. استراتژي فتنه و اصلاحات در شرايط كنوني به گونهاي طراحي شده است تا فتنه از موضع كاملاً اپوزيسيوني و اصلاحات از موضع ظاهراً پوزيسيوني، اصولگرايان را مورد هجمه قرار دهند و براي خود، جايي در مجلس باز كنند؛ جايي كه احتمالاً با توجه به سوابق آنان، در خوشبينانهترين حالت، صرف هزينههاي مربوط به سكولاريزه كردن قوانين در نظام جمهوري اسلامي ميشود.
۲- جريان انحرافي: مهمترين خصيصه اين جريان، بحران زا و بحران زي بودن است به گونهاي كه اگر ادعا شود آنان در شرايط طبيعي دچار خفگي ميشوند و تنفس آنان در شرايط متشنج امكان پذير است، ادعاي نامربوطي نيست. اين عده جداشدگان از دايره اصولگرايي هستند و به اين نتيجه رسيدهاند كه براي ماندن در قدرت، گفتمان اصولگرايي كارگشا نيست و بايد وارد محيط تازهاي شد. اينان كساني هستند كه در پناه سايههاي سنگين جنگهاي بيحاصل، تخلفات اجرايي و عملي را رقم ميزنند و بيشترين سوءاستفاده را از بيتالمال به نفع جريان خود دارند. اين حركات و رفتارها از سوي جريان انحرافي به گونهاي طراحي ميشود كه سختترين ضربهها به گفتمان اصولگرايي وارد آيد تا ضمن ايجاد تفرقه ميان اصولگرايان، برنامه هايشان هم روند نزولي را طي كند. نگاه انحرافيون به دايره اصولگرايي به مثابه ميدان ميني است كه بايد با خنثيسازي هر كدام از مينها به هر طريق ممكن، راه را براي ورود خود به سمت قدرت فراگير و بيپايان باز كنند.
۳- ائتلاف جرياني براي تقابل با اصولگرايان: سه جريان مزبور يعني، اصلاحات، فتنه و انحراف براي تقابل با گفتمان اصولگرايي حتي در برخي از مواقع و سطوح، حاضر به تعامل و اشتراك نظر شدهاند و گاه نيز در يك ائتلاف نانوشته همرديف شدهاند و هر سه در يك مسير براي هجمه به اصولگرايان و ورود به مجلس كوشيدهاند. تلاش ائتلافي آنان به گونهاي است كه از هر طريق ممكن ابتدا با عوام فريبي، اصولگرايان را از كسب رأي مردم محروم و سپس بتوانند مهرههاي سفيد خود را وارد مجلس كنند.
پلسازي دستهاي پنهان ميان ۳جريان ضداصولگرا
اما در وراي پيوندهاي نسبتاً آشكار سه جريان اصلاحات، فتنه و انحراف، دستهاي پنهاني نيز مشاهده ميشوند كه ميكوشند با نقش آفريني پنهان ميان اين سه جريان پلسازي كنند. اين دستهاي پنهان كه عمدتاً از سوي تكنوكراتها، تكان ميخورند و مهرههاي دلخواه خود را در پلههاي خاصي مينشانند، قصد دارند تا به مانند مدل ميرحسين موسوي در انتخابات سال ۸۸، از هر طيف و گروه و اقشار مختلف مردمي، براي نهمين انتخابات مجلس به نفع اين سه جريان كه از قضا خواست خود آنان را دنبال ميكنند، رأي جمع كنند. پلسازي اين عده ميان سه جريان مزبور براي يارگيري از هر سه جبهه براي شكست اصولگرايان اصيل در ميدان رقابت انتخاباتي است و بدين ترتيب است كه گاه با مواضع اصولگراپسند، قصد جذب آراي حاميان مردمي اصولگرايان براي نفوذ عناصر ضداصولگرا به مجلس را دارند؛ عناصري كه فعلاً حاضر شدهاند با تابلوي اصولگرايي راه بروند تا بعد از ورود به مجلس، مواضع ضداصولگرايي خود را رو كنند.