اخیرا طی انتخابات روسیه خانم هیلاری کلینتون طی مواضعی به خود اجازه داد در خصوص انتخابات روسیه قضاوت و داوری کند و همچنین در پی اجلاس مشترک روسیه با اتحادیه اروپا، اتحادیه اروپا نیز نگرانی خود را از شیوه برگزاری انتخابات در روسیه به اطلاع آقای مدودف رساند که متعاقب آن دو موضع گیری همسو از جانب آقای مدودف و همچنین آقای پوتین در برابر غرب شکل گرفت. پوتین نخستوزیر روسیه که به خوبی از استاندارد روسی در محیط سیاسی واجتماعی این کشور مطلع است بدون اعتنا به انتقادات مطرح شده از طرف غرب، تلاش کرد با تأكيد بر نصب دوربین در انتخابات آتی روسیه مصونیتسازی كند تا هرگونه تخلف را پیشگیری نماید.
لیکن آقای مدودف در کنفرانس مطبوعاتی با استناد به مواضع دوما و همچنین تأكيدات شخص ایشان اعلام کرد انتخابات روسیه هیچ ارتباطی با اتحادیه اروپا ندارد و مناسب است که اتحادیه اروپا به مشکلات اصلی و اساسی خود فکر کند. از سوی دیگر آقای پوتین در یک برنامه تلویزیونی چند ساعته به شدت به مواضع غرب حمله و اعلام كرد که غرب خواهان شراکت با روسیه نیست، بلکه به دنبال رعیت در نظام بین الملل است . با توجه به شدت گرفتن مواضع مقامات کرملین در مقابل دیدگاه غرب چنین احساس میشود که روسیه ادراک خود را از وستفالیا تجدید و نسبت به ماهیت سیاست خارجی روسیه در مواضع جدید ابراز وجود میکند.
روسیه که در گذشته تلاش میکرد تا یک شنونده عاقل باشد، امروزه به یک گوینده قاطع تبديل میشود و منافع خود را به طور مشخص تر مطرح میسازد. توجه جدید روسیه به چگونگی حقوقی کردن تعامل در بحث سپر موشکی، شتاب گرفتن در حاشیه نزدیک روسیه، تأكيد بر رهبری انرژی در جهان، تقویت ائتلاف با چین، حرکت به سمت مدرنیسم روسی و همچنین نگاه جدید آقای پوتین به یوراسیا و تلاش برای بازگشت جدید به خاورمیانه بیانگر فاصلههای جدید و انتخاب روسی در سیاست خارجی جدید این کشور است.
غرب که به دنبال کشف توازن جدید در چارچوب مدیریت بر چندجانبهگرایی و جلوگیری از افول موقعیت خود است، کماکان سیاست چندمنظورهای را با روسیه دنبال میکند. رفتار غرب در تولید شرایط جدید در داخل روسیه و حرکت به سمت ایجاد گفتمان «روبان سفید» در تظاهرات مردم روسیه بعد از انتخابات و بازی رسانهای قوی علیه روسیه برای شکستن چهره کاریزماتیک پوتین بیانگرخاستگاه غرب از این کشور است که باعث شد درک روسیه از عمق بازی غربی در قلب مسکو دقیق شود. کرملین که سیاست هوشمندانهای را در چارچوب تنوع حزب حاکم تا حزب کمونیسم درک و مدیریت میکند، عملاً در انتخابات رویکرد غرب را به ماهیت روسیه جدید مورد آزمایش قرار داد و روسیه موفق شد با مکانیسم انتخابات از غرب واکنشگیری کند و بر اساس آن، در میان مدت تنظیمات جدید را مد نظر قرار دهد. قابل توجه است که رژیم تلآویو با درک اطلاعاتی از شرایط سیاسی روسیه، عملاً خود را کنار کشید و از نتایج انتخابات استقبال كرد. تحولات اخیر باعث شد تا اخیراً مقامات نظامی امريكا تلویحاً به مواضع خانم کلینتون در جلسات ارزیابی از انتخابات روسیه برخورد انتقادی و اصلاحی داشته باشند و مواضع خانم کلینتون را تا حدودی شتابزده ارزیابی کنند، زیرا آنها درک میکنند که روسیه استحکام مواضع و همچنین پاسخهای خود را الزاماً در تبلیغات نخواهد داد، بلکه پاسخ خود را در چارچوب امتداد استراتژیک خود با غرب آماده خواهد کرد. در امريكا در دوران پسافروپاشی نگاههای متعددی نسبت به روسیه شکل گرفته و این نگاه از عناصر متخصص و پیچیده یعنی خانم رایس و آقای گیتس تا امروزه آقای پانتا، پترائوس و هیلاری کلینتون ادامه یافته است. نزول روسشناسان بزرگ در امريكا به پستهای دست چندم در داخل امريكا منجر به افت نگاه منسجم در امريكا نسبت به روسیه شده است. بدین جهت امروزه جایگاه نخبگان حکومتی غربشناس در روسیه از نقش قویتری به نسبت با نخبگان حکومتی شرق شناس در امريكا برخوردار است.
با توجه به انتخابات ریاست جمهوری روسیه در ماه مارس و همچنین درکی که حزب روسیه واحد از شرایط جدید در روسیه دارد، به نظر میرسد با تشکیل دولت جدید دولت روسیه بعد از تعریف از کارنامه سیاست خارجی غرب، رفتار خود را از هوشمندی جدیدی برخوردار کند و همچنان که آقای پوتین به خوبی خود را برای وضعیت جدید آماده میسازد، این امکان وجود دارد که دور جدیدی از تعامل روسیه با ایران بیش از گذشته ترسیم شود. بدیهی است که جایگاه ایران در دکترین روسی و همچنین جایگاه روسیه در پهنای سیاست خارجی ایران میتواند از محورها و مختصات پایداری پیروی کند و عملاً طرفین از مرحله آزمون اراده عبور کنند. مقامات روسیه که طی ماههای گذشته به اهمیت و جایگاه ایران توجه بیشتری میکنند، به خوبی میدانند که ایران بر اساس مواضع و رویکردهای خود به دقت به دنبال یک نقش سازنده در منطقه و همچنین محیط بین المللی است. در این خصوص آمادگی خود را برای تعریف از شراکت برای صلح و ثبات نشان داده است و به عنوان یک قدرت موازنه گر برای ثبات بین المللی ایفای نقش میکند.
جهان میداند که ایران در ابعاد الهام بخشی به عنوان یک قدرت مولد است و بدیهی است که روسیه بایستی مواضع جدید خود را با درک از جایگاه و منافع ایران تبدیل به رویکرد نماید و نگاه تاریخی وسنتی بر اساس فضای جنگ سرد را بایگانی کند تا اعتماد و اعتبار معنای بدیل پیدا کند.
کارشناس ارشد مسائل استراتژیک