علي رضائي | تسخير چند ساعته سفارت انگليس در هفته گذشته از سوي دانشجويان، طي مدتي كه گذشت موافقان و مخالفاني داشته است و هر كدام بنابر تحليل و رويكردهاي سياسي، مواضعي را اتخاذ كردهاند اما آنچه بعد از اين اتفاق رخ داده است و در سطح جهاني شاهد آن هستيم بيش از هر اظهارنظري گوياي حقيقت و روشنگر واقعيات است.
واقعياتي كه دانشجويان را خشمگين كرد پيش از آنكه به مرور حوادث بينالمللي برآمده از تسخير جاسوسخانه انگليس در تهران بپردازيم، بد نيست اين اظهارنظر از سوي وزير اسبق امور خارجه انگليس را مرور كنيم. «مارک مالوک براون» معتقد است: «تعطيلي سفارت انگليس علاوه بر ساير مضرات، باعث خواهد شد اين کشور در موضوعات مرتبط با ايران احترامش را نزد ساير کشورها هم از دست بدهد.
ما در ايران به عنوان نماينده منافع امريکا و کشوري که کارهاي آنها را انجام ميداد ديده ميشديم و از منظر بسياري از ايرانيها و به خصوص مقامات ايراني، بدون شک کشوري بوديم که براي امريکا جاسوسي ميکرديم. اين شک و ترديدها به ويژه هنگامي حالت سمي به خود ميگيرند که برداشت ايرانيها را از چيزي که پيمانشکنيهاي ديرينه انگليس مينامند نيز در نظر بگيريم.»
اين اظهارات به عنوان سندي زنده، گوياي واقعياتي است كه دانشجويان بر اساس آن حركتي را رقم زدند تا بريتانياي كبير را در افكار عمومي جهانيان تبديل به بريتانياي حقير كنند و به ارتباطي كه سود آن سراسر به سمت انگليس و زيان و ضرر آن به سمت ايران بود، پايان بخشند.
سناريوسازيهاي انگليس عليه ملت ايران از جمله اتفاقاتي كه پس از تسخير سفارت انگليس در تهران، برخي از دولتها دنبال كردند و در قالب هوچيگري و تشويش بينالمللي آن را پي گرفتند، بيشتر سناريونويسيهايي بود كه به جاي آنكه وجه ديپلماتيك داشته باشد، جنبه دراماتيك داشته است.
بسياري از دولتها به تبعيت از انگليس و با چنگ زدن به طناب پوسيده استعمار پير به جاي آنكه حقيقت ماجرا را دريابند و علت خشم ملت ايران از دولت انگليس را واكاوي كنند تا خود بدان عوامل گرفتار نشوند، در اولين سناريوسازي خود عليه اقدام انقلابي دانشجويان سعي كردند تسخير سفارت انگليس در تهران را بر اساس يك تحريك حاكميتي معرفي كنند.
دومين سناريوي آنان راه اندازي موج تحريم و تهديد عليه جمهوري اسلامي ايران بود.
تعطيلي سفارت انگليس در تهران و اخراج ديپلماتهاي ايراني از انگليس ديگر سناريويي بود براي پوشش دادن تحقير بينالمللي خود.
راه اندازي كارناوال نمايشي در تهران و بازديد سفراي برخي از كشورهاي غربي از باغ قلهك و سفارت انگليس ورق ديگري از سناريوي غرب عليه ايران بود.
در مجموع ميتوان ادعا كرد كه راه افتادن نوعي موج مكزيكي بر اساس هيجان در ميان دولتهاي استعمارگر كه منافع خود را از ناحيه ايران در خطر ديدند، سناريوهاي پوچ و مهيجي را عليه جمهوري اسلامي طي چند روز گذشته به رشته تحرير درآورده كه البته بايد ديد تا چه حد مؤثر بوده است.
معوج بودن ژستهاي ظاهري غرب در خصوص اقدام انقلابي دانشجويان در قبال سفارت انگليس در تهران تمامي شواهد و قرائن نشان ميدهد كه اين حركت كاملاً خودجوش و برآمده از خشم فروخورده ۲۰۰ ساله ايرانيان بود. آنچنانكه حتي دکتر جيمز بيترينگ مسئول مؤسسه صلح انگليس در نامهاي به وزير امور خارجه انگليس عامل تسخير سفارت انگليس را خشم گسترده عمومي از سياستهاي اين کشور دانست و جو بايدن معاون رئيسجمهور امريكا نيز بر خودجوش بودن اين حركت اعتراف كرد. بنابراين با كمي تأمل ميتوان دريافت كه انگليسيها از حكومتي خواندن حركت اخير دانشجويان به دنبال چه منفعتي ميگردند؛ منفعتي كه ادامه آن را سعي دارند با تحريك ديگر دولتها براي كاهش روابط با ايران به دست آورند. طبيعي است كه آنان علاوه بر اين اقدامات ميكوشند تا تحريمها و تهديداتي را عليه ايران مصوب كنند.
با اين حال شاهديم كه انگليس در تحريم نفتي ايران و نيز تحريم گسترده بانك مركزي با مخالفت بسياري از كشورها مواجه شد و بعد از اين ناكامي بر حقارتش افزوده شد. اخراج ديپلماتهاي ايراني از انگليس و تعطيلي سفارت طرفين در خاك يكديگر نيز سناريويي است كه هرچند براي ايران زيانبار نيست، اما تاريخ در ماجراي دادگاه ميكونوس ثابت كرده است كه آنان دست از پا درازتر براي حفظ منافع خود در ايران، به تهران بازخواهند گشت.
آنچه امروز نظام سلطه خصوصاً سه ضلعي امريكا، انگليس و اسرائيل در سياست خارجي خود اتخاذ كردهاند، ادبياتي دراماتيك و نه ديپلماتيك است كه باطن آن پر از تهديدات مهيج و خارج از قواعد بينالمللي عليه ملتهاي عدالتخواه و انقلاب اسلامي ايران است و ظاهر آن با ژستهاي موجه پوشيده شده است كه سعي دارد به همه بقبولاند ما نگران نظم جهاني هستيم. حال آنكه معوج بودن اين ژستها با جنايات تاريخي و بينالمللي جبهه استكبار عليه تمام كساني كه خلاف آنان فكر ميكنند، پيداست.