کد خبر: 455617
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
بايدونبايدهاي مجالس روضه‌خواني در گفت‌وگوي «جوان» با حجت‌السلام والمسلمين سيدابوالقاسم شجاعي دبير جامعه مبلغين استان تهران

فرهنگ عاشورا از دير باز به دليل ارزش و اهميت آن هميشه مورد توجه دوست و دشمن بوده است. در طول تاريخ ظالمان و مستكبران هميشه به دليل ماهيت ظلم ستيزي عاشورا با آن مخالف بوده‌اند. ارزش معنوي و انسان‌ساز و اصلاح‌گر عاشورا موجب شده است كه آسيب‌هاي زيادي از دوست و دشمن به آن وارد شود. عاشورا داراي بعد شكلي و بعد ماهيتي است.
اين آسيب‌ها هم جنبه ماهيتي و محتوايي حادثه عاشورا را و هم جنبه شكلي آن را مورد هجوم قرار داده است. جنبه عاطفي و تراژديك حادثه عاشورا به بعد ملكوتي، عاشقانه و عقلاني آن غلبه پيدا كرده است. در شرايط امروز دسيسه دشمنان هم براي تغيير مفاهيم و ماهيت ارزش‌هاي متعالي مثل عاشورا بيشتر شده است.
البته اين دسيسه‌ها براي بد معرفي كردن چهره دين سابقه طولاني دارد. در زمان اتحاد جماهير شوروي در مناطق شيعه نشين دستور داده بودند مساجد تعطيل شده و مردم نماز جماعت برگزار نكنند و عزاداري ممنوع بود ولي قمه زني كه يك امر خرافي بود و چهره نوراني مكتب شيعه را مخدوش مي‌كرد، آزاد بود. دليلش هم اين بود كه كمونيست‌ها آن عمل خرافي را بهترين راه دين گريزي مي‌دانستند. البته در كنار دسيسه‌هاي دشمنان، افراد جاهل ‌ در ترويج و گسترش اين خرافه‌ها و آسيب‌ها نقش زيادي داشته‌اند.
البته علماي دين به تناسب توان خود و زمينه‌هاي پذيرش با اين عوامل خرافات مبارزات مستمري داشته‌اند اما بعد از انقلاب اسلامي هم دسيسه‌ها بيشتر شده و هم مبارزات با اين دسيسه‌ها و خرافات از طرف علما و مراجع معظم و به ويژه مقام معظم رهبري به شكل جدي‌تري براي زدودن چهره مذهب شيعه از خرافات صورت پذيرفته است.
حجت‌الاسلام والمسلمين سيدابوالقاسم شجاعي از خطباي برجسته عصر ماست كه در حال حاضر مديريت سخنرانان تهران را به عهده دارد. ايشان متولد ۱۳۱۲ در محله مولوي تهران است و كمتر اهل هيئتي پيدا مي‌شود كه با نواي گرم و دلنشين ايشان نگريسته باشد. نواي گرم و ملكوتي ايشان يكي از عوامل شناخته شدن مقوله «روضه» به معناي دقيق كارشناسي در ميان جامعه مذهبي بوده و زحمات ايشان طي سال‌ها باعث زدوده شدن بسياري از مجعولات از عرصه مداحي شده است.خزانه شعري ايشان بالغ بر چندين هزار بيت است و هركس ايشان را از نزديك مي‌شناسد، مي‌داند كه جدا از اشعار مذهبي در شناخت گونه‌هاي ادبي دست توانايي دارد و در حافظه خود ابيات زيادي از شاعران متقدم را حفظ دارد.منبر ايشان كه پيروي از مكتب خطيب بزرگ حجت‌‌الاسلام فلسفي دارد، پر است از نكات نغز و مرتبط كه گره خوردن هر بخش از كلام شيوايش به ادبيات و شعر، خطابه‌‌شان را جذاب‌تر مي‌كند. آنچه در ادامه مي‌آيد حاصل گفت‌وگوي «جوان» با ايشان است.
برپايي مجالس روضه خواني چه تأثيراتي در انقلاب مشروطيت و بعد از آن انقلاب اسلامي در سال ۵۷ داشت؟
درمنابع عالي تبليغي اسلامي دو تا مطلب اگر با هم باشد، موفقيت قطعي است و آن اين است كه استدلال و منطق در هر قضيه‌اي تحت تأثير يك مسائل احساسي بايد باشد و قاعدتاً هر مطلبي كه احساسي در آن حكومت بكند، اثر آن استدلال و منطق بيشتر و قوي‌تر است. مثال ساده اين موضوع هم اينكه گاهي در مسجدي كسي بر مي‌خيزد كه آقايان من گرسنه هستم و وارد شهر شدم و به حكم قرآن و به حكم قانون اسلام، به حكم شرف و انسانيت به من كمك كنيد، يك نفر بر نمي‌خيزد كه به اين كمك كند اما همين آدم بچه‌اي را بغل مي‌گيرد، بچه گردن را كج كرده روي شانه بابا.
همين مرد مي‌گويد من با اين بچه دو روز است در اين شهر مستأصل هستم و با اين تفاسير هم كمك مي‌كنند. وقتي فلسفه اين كمك را بررسي كنيم مي‌بينيم بچه مظلوم روي دوش پدر، عواطف مردم را تحريك مي‌كند كه مردم به آن مرد كمك مالي كنند. هر قيامي هم ابتدا همين مطلب را دارد، اگر آن قيام و انقلاب بر مبناي عواطف و احساسات مردم باشد و آنها را تحريك و حكومت بكند، همين قضيه پيش مي‌آيد. ما در تمام جريان مشروطه و موضوع قيام تنباكو و همين انقلاب كه امروز در ايران حاكم است ديديم كه چه ظلم‌هايي به افراد شد، چه جوان‌هايي كه به زندان و شكنجه مبتلا نشدند (كه خود بنده شاهد بودم) و در مقابل ظلم‌ها ايستادگي نكردند كه اين انقلاب به پيروزي برسد. همين اعمال موجب شد كه زمينه منطق و بعد از آن احساسات مردم تحريك بشود و به مبناي دين و وظيفه و حق اداي انسانيت قيام بكنند و بر ضد حكومت‌غير مشروع به پا برخيزند. قيام مشروطه و انقلاب اسلامي ايران مرهون قيام سيد‌الشهدا (ع) است چرا كه طوري كه حضرت حسين (ع) بر ضد حكومت فاسد و ظالم آن روز قيام كرد، مردم ما هم به پيروي از اين بزرگوار دست به كار شدند و به حكومت فاسد شاهنشاهي پايان دادند. اگر مردم قيام مشروطيت و انقلاب اسلامي را رقم زدند به اين دليل بود كه شعائر كربلا و اهداف امام حسين (ع) را به خوبي دريافته بودند و الگوبرداري كرده بودند.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران چه تأثيري بر رونق مجالس اهل بيت (ع) گذاشت؟
به تمام معنا اين تأثير شكل گرفت و با پيروزي انقلاب اسلامي مجالس اهل بيت (ع) شكوه و رونقي تمام گرفتند، رونقي كه تا به امروز ادامه داشته است. بايد عرض كنم انقلاب اسلامي مرهون و مديون دستگاه اهل بيت (ع) است به ويژه اينكه هدف بزرگان انقلاب هم در همين راستا بوده و البته در هيچ كشوري مانند ايران انديشه و سيره اهل بيت‌(ع) حاكم نيست و اين افتخاري است براي ايران كه نداي «اشهد ان اميرالمؤمنين علي ولي الله» از جاي جاي كشور شنيده شود. انقلاب اسلامي مديون قيام سيد الشهداست. گريه و زاري و عزاداري كردن مبين يك تفكر دقيق در محتواي عاشوراست. بد نيست در اينجا به مسئله‌اي اشاره كنم و آن اينكه گاندي در زمان مرگ به مردم هندوستان مي‌گويد «آنكه شما را از يوغ استعمار نجات داد، من نبودم رهبر من بود. من زندگي را از حسين (ع) اسلام آموختم كه حاضر شد دشمن با سر بريده‌اش بازي كند ولي حاضر نشد تن به زندگي با ذلت بدهد».
الان هم هندوستان در روز عاشورا به صورت نيم تعطيل است و مردم هندوستان متوجه اين روز با عظمت هستند. هدف اصلي همين است كه همه ما مردم را به حريت و فضيلت و تمام بزرگي عاشورا آگاه كنيم و اين را تبيين كنيم كه حضرت امام حسين (ع) و خواهر بزرگوارش و ديگر نزديكانش اسوه هستند.
در واقعه عاشورا يك اشك ذلت نمي‌بينيم. تمام گفتار و حركات آن بزرگواران بر اساس حريت و سرافرازي و خرد بوده است.
مهمترين وظيفه وعاظ و مداحان در ماه محرم در جهت آشنايي مردم با سيره اهل بيت (ع) و ارتقاي سطح زندگي آنها چيست؟
قاعده كلي اين است كه منبريان از فرصتي كه در اين ماه عزيز دست داده است، استفاده كنند و منابع عالي اسلامي را در مغز و فكر مردم تفهيم كنند كه بررسي و تبيين اين موضوعات خود به خود رشد فكري و عقلي و عملي را در جامعه به وجود مي‌آورد. واعظ، مبلغ و مداح و همه آنهايي كه در تبيين اتفاقات اسلامي نقش دارند بايد سعي داشته باشند كه با حساسيت ويژه‌اي واژگان و اشعار را انتخاب كنند تا بتوانند مفاهيم بلند اسلامي و انساني را در اين جهت انتقال دهند. البته انتخاب اشعار هم بايد به روز و مطابق سليقه مستمعين باشد؛ مثلاً ديروز مي‌خوانند كه «عابدين كه اي عمه ببين خوار شدم/ وارد كربلا گشته و بيمار شدم» اما امروز اين اشعار آنچنان خريداري ندارد و مي‌گويند: «كيست اين لاله كه از هفتاد و دو داغ / به فلك مي‌رودش ز آه دل سوخته دود» حضرت امام (ره) از همين هدف استفاده كردند و در مقابل استبداد ايستادند و مردم هم به تبع ايشان شعاري مي‌دادند «نهضت ما حسيني، رهبر ما خميني»
برخي‌ها اعتقاد دارند در چند سال اخير جاي واعظ و مداح عوض شده است؛ يعني به جاي آنكه واعظ و سخنران جايگاه ويژه‌اي داشته باشد، مداح بيشترين سهم را پيدا كرده و سخنران به حاشيه رانده شده است، شما با اين نگاه موافقيد؟
كاملاً همينطور است و به عقيده بنده اين به مرور اتفاق افتاده است و پيشامد يك انحراف خاصي در مجالس اهل بيت (ع) است. در هر انقلابي يك انحرافي پيش آمده است كه يكي از انحرافاتي كه پس از انقلاب شكل گرفته است همين مداحي‌هاي بي‌رويه و بدون هدف است كه بايد آگاهانه در جهت درست هدايت بشود البته منظور بنده مداحي به معناي عام و فراگير نيست بلكه منظورم معدود افرادي را شامل مي‌شود كه قصد انحراف در مجالس روضه خواني دارند. كساني را عرض مي‌كنم كه بدون اصول عالي و مبنا و طي كردن مراحل شاگردي دست به اين كار زده‌اند و اين رواج به همراه خود اثرات منفي را مي‌آورد و هر چند كه نقاط مثبتي را هم شامل مي‌شود.
چه كساني مي‌توانند جلوي اين انحراف را بگيرند؟
بر دوش مراجع بزرگوار ما، سخنرانان برجسته و مراجع قضائي و فرهنگي وظيفه است كه بتوانند دست فرزندي به نام مداحي را بگيرند و به راه درست و اصولي رهنمون كنند. در درجه اول بنده مراجع را در نقل بسياري از مطالب مؤثر مي‌دانم كه البته در اين جهت هم بزرگواران زحمت‌هايي را كشيده‌اند.
مثلاً برخي از فتواي بزرگان نظير آيت‌ا... مكارم شيرازي در مورد برخي از بدعت‌ها با استقبال خاصي از جامعه مواجه شد و تأثيرات مناسبي بر جا گذاشت. مراجع وظيفه نگهداري و حفاظت از دين را دارند و وعاظ بلندگوي اين بزرگواران در بالاي منابر مجالس اهل بيت (ع) هستند كه بايد در جهت خواسته آن بزرگواران حركت كنند. بايد عرض كنم مجالس عزاداري ما را منبريان بايد بر اساس منطق برپا كنند به اين معنا كه تمامي مطالبي را كه به زبان مي‌آورند، مستند و متقن باشد نه آنكه حرف‌هاي احساسي را به زبان بياورند تا تنها احساسات مردم را تحريك كنند. آنچه مسلم است اين است كه آقايان در ارشاد و هدايت مردم بلندگوي روحانيت مرجع و امام (ره) باشند و اين منابعي كه (سرشار هم هستند) به درستي در اختيار مردم قرار دهند.
آسيب‌هاي مجالس روضه خواني را در چه مي‌دانيد؟
۱-آسيب‌هاي محتوايي حادثه عاشورا به اين معنا كه ما ترسيم ناقص و يك بعدي از سيماي معصومين به مردم ارائه دهيم. توجه بيش از حد و صرف به جنبه قداست و ملكوتي بودن معصومين و تأكيد بر اينكه علم غيب و ولايت تكويني دارند و در مقابل غفلت كردن از جنبه‌ مادي و زميني آنان و چشمپوشي از الگو بودن آنان در زندگي در واقع طرح يك جانبه سيماي معصومين است و بر عكس همين مطلب هم وجود دارد و هر دو تصويري ناقص و يك بعدي از شخصيت معصومين است.
امام حسين (ع) انساني با اهداف الهي و با عملكردي تكليف گرايانه بوده است. لذا شخصيت كامل او امروز مي‌تواند الگوي ما باشد.
۲- غلو آميز شدن عزاداري ما همراه با خرافات هم از جمله آسيب‌هاي اين مراسم است. خرافات بر سه اصل بي‌بنيادي، باطل بودن و خوش آور مخاطب استوار است. خرافات در ذات خود غلو آميز مي‌باشد. در عزاداري‌هاي چند سال اخير بعضي از مداحان نادان در مدح ائمه (ع) از تعابير نامناسبي استفاده كرده‌اند كه اين نوعي انحراف است.
۳- بيان مطالب ذلت بار و خارج از مثال معصومين(ع)؛ كه مثلاً حضرت زينب (س) كه اسوه صبر و استقامت است را مضطر معرفي مي‌‌كنند.
۴- گسترش دروغ در مداحي و روضه را مي‌توان عامل ديگر دانست. بنابر اين بازخواني روضه‌هاي مداحان و انطباق آن با متون معتبر لازم و ضروري است. بايد مسئولان و نهادهاي اسلامي با تدوين روضه‌هاي معتبر از كتب و منابع معتبر آنها را در اختيار مداحان قرار دهند.
ضرورت ايجاد سازماندهي، قاعده و ضابطه در ارتباط با منبر و مداحي و خطابه باتوجه به سرعت تحولات در نظريات جديد علمي و استفاده از شيوه‌ها و روش‌هاي نوين مورد تأكيد مقام معظم رهبري است و ايشان معتقدند كه مداحان بايد آگاه باشند بايد بدانند چه مي‌گويند. بيان سست معارف اسلام، القاي جدايي دين از سياست و اظهار مطالب موهن از جمله ديگر اين آسيب‌هاست.
به صورت اجمالي بايد و نبايد‌هاي مداحان و وعاظ اهل‌بيت‌(ع) را بفرماييد؟
ما در بحث بايد و نبايد گرفتار زمان هستيم. در روزهاي گذشته كه وعاظ كشور دور هم جمع شده بودند ما هم در آن جلسه بايد در مورد بايد و نبايدهاي منبريان صحبت مي‌كرديم. در آن جلسه بنده عرض كردم كه بايد و نبايدها را با اصول عاليه زمان منطبق كنيم. زمان را بايد با بايد و نبايدها تطبيق بدهيم نه آنها را با زمان. در حال حاضر زمان، قبح بسياري از مسائل را از بين برده است مثل مراتب مربوط به حجاب يا ديگر مسائل كه نمي‌توان حجاب را با زمان تطبيق داد. در اينجا ذكر يك نكته هم خالي از فايده نيست كه زنان باحجاب و عفيف ما علني نيستند و كمتر در كوچه و برزن حضور پيدا مي‌كنند والا جمعيت اين زنان پاكدامن از دختران و زنان بدحجاب و بي‌ايمان به مراتب بالاتر است. در زمان رضاخان هم بسياري از زنان عفيف و با حجاب از در خانه بيرون نمي‌آمدند تا مبادا حصار عفت از سر آنها كشيده بشود. ما در حال حاضر پنج هزار دختر مجتهد داريم كه نشاني از حدنصاب بالاي دختران با ايمان و با حجاب در كشور است. زمان‌هايي كه بنده در خدمت مقام معظم رهبري رسيده‌ام براي سخنراني در ايام شهادت ائمه، قسمتي را پرده زده‌اند كه خانم‌ها تقرير مقام معظم‌ رهبري را خارج از فقه يادداشت مي‌كنند ما چنين جامعه‌‌اي داريم و افراد آلوده به خاطر علني بودنشان بيشتر جلوه مي‌كنند در حالي كه اين طور نيست. به هر حال «حلال محمد حلال الي يوم القيامه و حرام محمد حرام الي يوم القيامه» به اين معناست كه هر چيزي كه گناه بوده است و قبيح تا آخر زمان گناه است و قبيح و برعكس. چند مدت قبل عزيزي به من گفت به بركت انقلابتان اشك ما براي امام حسين(ع) قطع شده است، بنده هم گفتم امام حسين(ع) زمان انقلاب با زمان كنوني فرقي نكرده و آنكه عوض شده خودتي، نانت آلوده شده است كه اشكت قطع شده است.
با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري در جمع مداحان و وعاظ اهل‌بيت(ع) و انتظارات ايشان از جامعه مداحان، شما حركت اين گروه را در چند سال اخير چقدر منطبق با خواسته‌هاي معظم‌له مي‌دانيد؟
چندين بار مقام معظم رهبري در ديدار با مداحان اهل‌بيت(ع) راجع به مداحي و سخنوري در اين رابطه مطالبي را اشاره فرمودند. هر چيزي مرهون زمان و مكان است و بايد در جاي خودش قرار بگيرد. وسايل لهو و لعب و دستگاه‌هاي موسيقايي غربي در دستگاه سيد‌الشهدا(ع) جايي ندارند و اينها فرهنگ خاص خود را دارد. ما بايد در همه زمينه‌ها از جمله مراسم اهل‌بيت(ع) فرهنگ اسلامي را رعايت كنيم. فلان زن يا فلان آقا در كشورهاي غربي فلان آهنگ را خوانده‌اند نبايد آن آهنگ و موسيقي را ذاكر اهل‌بيت(ع) در مداحلي خود براي مراسم مدح و عزا به‌كار بگيرد؛ چراكه اين توهين به هنر يك جامعه است. ما آنقدر ذليل نيستيم كه نتوانيم آهنگ هماهنگ با عزا يا مولودي اهل‌بيت(ع) بسازيم. بايد حصن حصين عزاداري و منبر را بر منابع ديگر به تمامي معنا حفظ كنيم و اين دست جامعه وعاظ و مداح بايد محفوظ بماند. بسياري از مجالس ما مرهون رضايت مقام معظم رهبري است ولي چند نفر معدود راهي را به سبك آهنگ‌هاي غربي و مجالسي غير از فرهنگ اسلامي پيش رفتند ولي مقام معظم رهبري و مردم نپذيرفتند و به انزوا كشيده شدند. اين افراد معدود همانند همان روشنفكران ظاهري به فكر نوپردازي افتادند كه ضرر داشت و فرهنگ عميق عزاداري آن را عقب زد و آنها هم خود به خود از رده خارج شدند.
آنچه وظيفه اهل منبر را سنگين‌تر مي‌كند، تلاش دشمن براي به انحراف كشاندن مردم و فاصله دادن آنها از شعائر و مباني مذهبي است؛ راهكارهايي كه مي‌شود به وسيله‌هاي آنها اين توطئه‌ها راخنثي كرد، كدامند؟
وعاظ ما بحمد‌الله افراد تربيت شده و آگاه هستند، در ذيل عنايات اهل‌بيت(ع) فكر آنها باز است به‌ويژه با رهبري حضرت آقا كه شخصيتي يگانه و آگاه و با بصيرت هستند. گروه وعاظ و مداحان مي‌توانند بيش از پيش صداي حقانيت اهل‌بيت(ع) را به گوش جهانيان برسانند. اما الان دشمنان مي‌خواهند به‌وسيله دين به تدين و ايمان مردم ما ضربه بزنند و با حربه حسيني به مردم دوستدار حسين(ع) ضربه وارد و آنها را از راه دين خارج كنند. آنهايي كه در عاشوراي سال گذشته آن جنايات را مرتكب شدند علاوه بر اينكه خودشان را تحقير كردند، مردم با بصيرت ما را آگاه و هوشيار‌تر كرد.
وظيفه مبلغين و در كل منبريان در مقابله با جنگ نرم دشمن يا تهاجم فرهنگي كه ماهواره و فيلم‌‌هاي مبتذل از شاخصه‌هاي مهم آن است چه مي‌تواند باشد يا اينكه منبريان چگونه مي‌توانند از انحراف اخلاقي و روحي جوانان جلوگيري كنند؟
امام(ره) فرمودند دشمن ديگر به شما حمله نظامي نمي‌كند و از اين به بعد حمله آنها حمله فرهنگي و اعتقادي است. مقام معظم رهبري در تمام سال‌ها و در جاهاي گوناگون نسبت به تهاجم فرهنگي هشدار داده‌اند و البته ايشان با كمال شهامت و شجاعت در هر لحظه با سخنان و فرمايشات گهربار خود ضربات سختي به پيكره دشمن در اين رابطه زده است. اين را نبايد فراموش كنيم كه سابقه نداشته است دشمن در هيچ زماني با اين امكانات و وسايل گسترده به جنگ با اسلام آمده باشد. اهل منبر بايد به صورت عميق‌تر و كارشناسي‌تر جوياي جذب جوانان و در كل، خانواده‌ها باشند. بنده اعتقاد دارم همان جمعيتي كه در ۹ دي و همچنين ۲۲بهمن به سطح خيابان‌ها آمدند و از نظام و اسلام و ولايت فقيه حمايت كردند همان كساني هستند كه در مجالس اهل بيت(ع) بزرگ شده‌اند و رسانه‌هاي غربي كه با هدف تهاجم فرهنگي فعاليت مي‌كنند، نخواهند توانست بر ايمان و اراده اين مردم اثر سوء بگذارند. تربيت منبريان و مبلغين ديني است كه با لطف خداوند بر اين مردم اثر داشته است و در هر موقعيتي مردم را به درستي به صحنه مي‌كشاند.
شما به صورت صريح نفرموديد كه چه كساني در مقابله با تهاجم فرهنگي در صف اول قرار دارند؟
وظيفه اول مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگي با صدا و سيماست كه بحمدالله به نوبه خود خوب عمل كرده‌‌اند اما اهل منبر و سخنوران مي‌توانند ايمان ايجاد و آن را تقويت كنند و جلوي انحراف را تا حد ممكن سد كنيم. آن چيزي كه به عهده ما منبريان است اين است كه عقل و ادراك مردم را براساس علم اسلام و تربيت ديني پرورش بدهيم و در كل ايمان آنها را تقويت و استوارتر كنيم، تا جلوي طغيان‌ها را به اين شكل بگيريم.
روش‌ها و راهكارهاي پيشنهادي شما با توجه به روحيات و خلقيات جوان امروز چيست؟
روش پيغمبر(ص) پاگذاشتن به مبدأ و معاد است تا جوانان به اين وسيله به تفكر و تعمق رهنمود شوند و خود را از دام‌هاي شيطاني رها كنند البته با فراهم كردن بستري كه جوانان و خانواده‌ها مجذوب مراسم سخنراني و عزاداري بشوند. به وسيله ايجاد و تقويت ايمان است كه جوانان و خانواده‌ها از انحراف، طغيان و سركشي دور مي‌مانند.
سال‌های اولیه رحلت حضرت امام (ره) ‌ خانواده محترم‌شان در جماران اقامه عزا می‌کردند و حضرت عالی منبر تشریف می‌بردید. چطور شد كه شما به آنجا رفتيد؟
آقا سيداحمد به من خيلی علاقه‌مند بودند، در مجالس ما شرکت می‌کرد و در آن رژيم، گاهی شبانه منزل ما هم می‌آمد. بعد از پيروزی انقلاب هم ايشان تشريف می‌آوردند و با هم ارتباط داشتيم. به تبع اين آشنایی، من با خانواده امام هم آشنايی داشتم. امام هم محبت بسياری داشتند.
نمی‌دانم اين مطلب را بگويم يا نه؛ يک بار آقا سيداحمد فرمودند: «فلانی، پيش ما از بسياری گله آورده‌اند و معترض هستند، اما از تو تا به حال کسی نکته منفی نياورده، تو حسن خلق داری و مردم دوستت دارند.» الحمدالله تا به حال هم ارتباط ما با خانواده حضرت امام، حفظ شده و ادامه دارد.
به واسطه همين اعتماد عمومی، بعد از آقای فلسفی، آقايان وعاظ، جلسات روزانه‌شان را به منزل من آوردند. من را احترام می‌کنند و البته من هم همه وجودم در اختيار اين بدنه تأثيرگذار است؛ با هم مشکلات شخصی را که پيش می‌آيد، حل می‌کنيم. حواس‌مان به اهل منبر هست تا خدای نکرده اتحادی که انتظار می‌رود در اخلاق و رويه جامعه وعاظ وجود داشته باشد در معرض خطر قرار نگيرد. اين لطف بزرگی است که ما در منبرنفاق نداريم.
از خود حضرت امام (ره) خاطره‌ای یادتان هست؟
بله، من خيلی خدمت ايشان رسيدم. خيلی خاطره دارم يک صبحی رفتم خدمتشان، دست‌شان را ببوسم تا دست شان را گرفتم، فرمودند: «آقای شجاعی چه می‌کنی؟»؛ عرض کردم نوکری جدتان اباعبدالله. تا گفتم جدتان، ايشان زدند زير گريه و با دستمال سفيدشان شروع کردند به پاک کردند اشک‌هايشان. صبيه آقای سعيدنژاد بعد از من آمد که امام سريع دستمال را گذاشتند روی دست‌شان و چشم‌هاشان تا وقتی من بيرون آمدم، تر بود. حساسيت هميشگی ايشان نسبت به نام مقدس حضرت حسين(ع) عجيب بود.
دوران همراهی شما با آقای فلسفی، طولانی‌ترین دوره بهره‌گیری شما از استادی گران قدر بوده است. در اين رابطه بفرماييد؟
آقای فلسفی اين اواخر به صورت من نگاه می‌کرد و می‌گفت: «خودم تربيتت کرده‌ام»؛ الان هم که سال‌هاست بر فراز منبر موفق به خدمتگزاری اهل بيت(ع) هستم. به تازگی که برای مسائل مقدماتی کنگره يکصدمين سال تولد آقای فلسفی، خدمت مقام معظم رهبری بوديم، عرض کرديم ايشان خطيبی بود که در سخن براساس نوع مخاطب، نوآوری کرد و البته ما بر اين اساس تربيت شديم؛ پيش از آقای فلسفی، اين‌طور بود که گوينده، سخن می‌گفت، حالا آن سخن مخاطب داشته باشد يا نداشته باشد.
آقای فلسفی، سخنرانی مذهبی را به باب مفاعله آورد؛ يعنی شنونده را در جريان سخنرانی مؤثر ديد و به او ارزش داد. به چهره مخاطب توجه کرد و چهره سخنران را بر آن اساس، تعريف کرد. به نوع ادبيات مخاطب توجه کرد و بر آن اساس، چيدن کلمات را آموزش داد. اين اصول کلی آقای فلسفی بود. البته من و چند نفر ديگر از دوستان سعی کردیم نکته مهم تر ديگری را هم اصل قرار دهیم که با یک مثال توضیح می‌دهم؛ ديده‌ايد بعضی مغازه‌ها فقط حبوبات دارند، بعضی فقط البسه، بعضی فقط لبنیات، بعضی فقط کفش، اما بعضی فروشگاه‌ها هستند که بزرگ ترند و همه چيزشان تکمیل است. برای همه احتياج‌ها، جنس و خدمات فراهم کرده‌اند؛ من سعی کرده‌ام چنين سخنرانی باشم؛ به هر مجلسی که وارد شدم متاع آن جلسه همراهم باشد.
يک بار آقايان وعاظ را دعوت کرده بودند اصفهان برای بازديد از کارخانه توليد آهن اسفنجی، مهندسان توضيح دادند که چه پديده مدرنی است و توليد آن چه پيشرفتی به حساب می‌آيد. بعد از توضيحات آنها، آقايان وعاظ اصرار کردند من حرف بزنم.
ما هر روز با آقای فلسفی جلسه داشتيم. بنده از نوجوانی با ايشان مأنوس بودم. شايد بين خطبا، نزديک‌تر از من به ايشان نبود.
آخرین کلمات‌شان هم به من بود که گفتند: «روز شنبه، شما و آقای مهديان و آقای نجفی مهمان من هستيد.» اين را که گفتند، چايی را گذاشتند زمين، من بغل‌شان کردم و ايشان به حالت سکرات رفت و بعد هم از دنيا رفت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار