
حوزه نمايندگي وليفقيه در سازمان بسيج مستضعفين با توجه به مأموريت ذاتي خود گامهاي بزرگي را در اين مسير برداشته است. گفتوگوي حاضر با حجتالاسلام محمد کدخدايي، مسئول نمايندگي ولي فقيه در سازمان بسيج ما را بيشتر با توفيقات بسيج در عرصه جنگ نرم آشنا ميکند...
امروز هر کسي با شنيدن نام بسيج ياد و خاطره حماسه آفرينيها و فداکاريهاي جوانان اين کشور در دهه اول انقلاب و دوران دفاع مقدس برايش زنده ميشود. آيا بسيج فقط نظامي است و کارکردهاي ديگر ي نداشته يا ندارد؟
بسيج منحصر به يک دوره و زمان خاصي نيست که بخواهيم کارکرد آن را هم در يک زمان خاص محاسبه کنيم بلکه بسيج به عنوان يک فرهنگ و تفکر، متعلق به تمام زمانها و عرصههاست. البته اين هم يک واقعيت است که بسيج در دوران دفاع مقدس با توجه به شرايط خاص اول انقلاب به خوبي درخشيد و کارنامه موفقي از خود به يادگار گذاشت و شايد يکي از دلايل مهمي که امروز آحاد مردم بسيج را با چهره نظامي ميشناسند همان درخشش در دفاع از نظام و انقلاب در عرصه نظامي و دفاع مقدس بود. اما اين بدين معنا نيست که بسيج پس از جنگ کارکرد مثبت و قابلقبولي نداشته است.
چرا عدهاي تلاش دارند بسيج را فقط به عرصه نظامي آن محدود کنند و از ساير قابليتهاي بسيج چشمپوشي نمايند؟
به نظر ميرسد کساني که بسيج را در عرصه نظامي محدود ميکنند شناخت درستي از بسيج نداشته يا ندارند چون اگر شناخت اين عده عميق بود قطعا شک و ترديد در خود راه نميدادند. امروز کسي نميتواند خدمات بسيج را در عرصه سازندگي انکار کند. شما ببينيد در شرايطي که بنا به مصالحي جهاد سازندگي در وزارت جهاد کشاورزي ادغام شد، بسيج آمد و خلأ جهاد سازندگي را پر کرد واين تدبير حکيمانه امامالمسلمين حضرت آيتالله خامنهاي بود که توانست خلأ محروميتزدايي را از مناطق محروم را که ميرفت تا به فراموشي سپرده شود تا حدودي پر کند. يکي ديگر از عرصههايي که بسيج نقشآفريني کرده عرصه فرهنگي است. امروز بر هيچ کس پوشيده نيست که دشمن تمام تجهيزات و امکانات خود را در جبهه فرهنگي عليه ما گسيل کرده و سعي دارد جوانان ما را نسبت به مسائل معنوي، ديني و اعتقادي بيگانه کند اما بسيج با تغيير ساختار و تعريف مأموريت براي دفاع از انقلاب با برگزاري کلاسهاي اخلاقي و بصيرتي به خوبي ظاهر شده است.
به نظر ميرسد درخشش بسيج در دهه اول انقلاب به خاطر تقويت اخلاص يا هر يک از شاخصههاي ديگر بسيج بود که توانست کارنامه موفقي را براي خود به ثبت برساند اما آيا اکنون هم آن مؤلفهها در بسيج به همان ميزان اول انقلاب وجود دارد؟
ما معتقديم که آن مؤلفهها و شاخصهاي بسيج مثل اخلاص و بصيرت مثل همان ابتداي انقلاب وجود دارد اما عرصه بروز و ظهور آن کمتر به وجود آمده است. شرايط دفاع مقدس با جنگ نرم متفاوت است، در جنگ سخت خسارتهايي که دشمن به ما وارد ميکرد براي مردم کاملاً مشهود بود اما در جنگ نرم اين آثار و پيامدها را نميشود به خوبي درک کرد. در جنگ تحميلي در مقابل نارنجک يا تانک دشمن پناه ميگرفتيم اما آيا امروز جوان ما در مقابل سايتهاي مستهجن يا هر يک از عرصههاي ظهور و بروز اينگونه مسائل پناه ميگيرد؟
شهيد ما در عرصه جنگ تحميلي با افتخار روي دستان مردم حزب الله تشييع ميشد اما کشتههاي جنگ فرهنگي بيآبرويي خانوادهها و تأسف آنهاست ولي شهدا عزت آفرين بودند. خلاصه اينکه چون جنگ فرهنگي با طبيعت انسانها سازگاري دارد احساس خطر نميکنيم و اگر شرايط دوران دفاع مقدس به وجود آيد مطمئن باشيد که هوشمندي جوانان امروز نه تنها کمتر از جوانان اول انقلاب نيست بلکه به مراتب بيشتر خواهد بود.
مهمترين و موفق آميزترين برنامههاي فرهنگي بسيج در عرصه مقابله با جنگ نرم از نظر شما کدامند؟
به نظر من يادوارههاي شهدا يکي از مهمترين برنامههايي است که اثرگذاري بسيار خوبي را تاکنون داشته که به انسجام بخشي نيروهاي انقلاب نيز منجر شده و هر چه بتوانيم اين فرهنگ را در جامعه ساري و جاري کنيم قطعاً يکي از عوامل خنثيکننده هجمههاي فرهنگي دشمن را تقويت کردهايم و حرکتهاي راهيان نور که به منظور ترويج فرهنگ دفاع مقدس صورت ميگيرد توانسته است به اين موضوع کمک نمايد. يکي ديگر از برنامههاي مؤثر در زمينه فرهنگي طرح تعليم و تربيت بسيج با عنوان طرح صالحين بر مبناي تعاليم اسلامي است که توانسته مصونيتهايي را براي جامعه هدف به وجود آورد که انشاءالله آثار معنوي آن از طريق بسيجيان به بطن جامعه تسري پيدا خواهد کرد.
آيا خدمات فرهنگي بصيرتي بسيج مخصوص خود بسيج است و بسيج در قبال جامعه تعهدي ندارد؟
ببينيد اگر بسيجي بخواهد بصيرت به جامعه بدهد بايد خودش بصير باشد، ما اول به دنبال اين هستيم تا بصيرت بسيجيها را ارتقا دهيم و سپس اين بصيرت را خود بسيجيان به جامعه تزريق کنند. به دنبال اين هستيم تا هر بسيجي با ايفاي نقش عمارگونه بتواند در جهت ارتقاي سطح بصيرتي جامعه نسبت به روشنگري خانوادهها و جوانان تلاش کند و اين شدني است که در اين زمينه حدود يکصد هزار نشست و گردهمايي سياسي در کشور در سال گذشته توسط بسيج برگزار شده است.
امروز متأسفانه بسيج آماج حملات وترکشهاي دشمنان اين انقلاب است، به نظرشما چرا اين قدر به بسيج توهين ميشود؟
اين طبيعي است که دشمن ارکان و نهادهايي را از نظام اسلامي مورد ضربه قرار دهد که عملکردشان در مسير دلخواه دشمن نيست و منافع او را به خطر انداخته، اگر روزي عملکرد بسيج مورد رضايت و حمايت دشمنان اين نظام قرار گيرد آنوقت است که ما بايد غصه بخوريم اما امروز مخالفتها و توهينها خود نشان از صداقت راه بسيج دارد و به آن افتخار ميکنيم که اين ولايتمداري بسيج و بسيجيان را ميرساند.
با توجه به فرمايشات حضرت آقا در سفر اخيرشان به استان کرمانشاه و ضرورت توسعه تفکر بسيجي در بطن سيستم مديريتي و اداري نظام اسلامي و جامعه چه ويژگي مهمي در اين تفکر هست که حضرت آقا اين موضوع را از مسئولان مطالبه کردند؟
هر کجا تفکر بسيجي نمود و ظهور پيدا کرده بيشک موفقيتهاي شگرفي را نيز به دنبال داشته است. حضرت آقا يک مانيفست جديدي را مطرح کردند و به مسئولان قواي مقننه و مجريه نيز توصيه فرمودند که اگر در اين مسير خلأ قانوني وجود دارد آن را به نحوي پر کنند يا اگر موانع قانوني هم هست آن را برطرف کنند. امروز همه ميبينيم که مردم در سيستم اجرايي و اداري کشور با يک بروکراسي اداري خسته کننده دست و پنجه نرم ميکنند و متأسفانه برخي از مديران هم فقط براي رفع تکليف کار ميکنند و آن انگيزه و نشاطي که بايد در بدنه ادارات و سازمانها حاکم باشد کمتر به چشم ميخورد، من فکر ميکنم توسعه و ترويج فرهنگ بسيجي ميتواند جامعه را از اين معضل نجات دهد و حضرت آقا نيز به دنبال اين هستند که مهندسي مديريتي کشور يک مهندسي بسيجي بشود که اين هم شدني است.