فرمان تشكيل ارتش ۲۰ ميليوني از سوي حضرت امام خميني(ره) در پنجم آذرماه ۱۳۵۸ و به فاصله اندكي پس از تسخير لانه جاسوسي امريكا و اطلاعات به دست آمده از اسناد كشف شده كه از همكاري و همسويي برخي اشخاص و گروههاي داخلي با توطئههاي رنگارنگ خبر ميداد، نشان از عمق دقت و درستي آن تصميم براي ايجاد نيرويي مردمي و اعتقادي در برابر هرگونه تهديد داخلي يا خارجي دارد.
صحت و درستي اين تصميم زماني روشنتر ميشود كه نقش و كارايي بسيج را در دفاع از انقلاب و نظام اسلامي در برابر طيف گستردهاي از تهديدات نظامي، فرهنگي و اقتصادي يادآور شويم كه آن را به عنوان پشتوانهاي قابل اتكا و اعتماد براي وفاداران به نظام و خاري در چشم دشمنان معرفي كرده است.
با توجه به اين نقش و كارايي است كه برخلاف ديدگاههاي تنگنظرانه كه بسيج تنها يك نيروي دفاع مردمي در برابر تهديدات نظامي تلقي و بر ماهيت نظاميگري آن تأكيد داشت و پايان جنگ را مترادف با انقضاي آن ميدانست، اين نهاد از سوي حضرت امام خميني(ره) نماد فرهنگ و تفكري معرفي شد كه چنانچه عطر دلانگيز آن بر فضاي كشور طنينانداز شود، چشم طمع بيگانگان دور خواهد شد.
درستي اين نظر در تحولات پس از جنگ و بروز برخي انحرافات و تهديدهاي جديد روشن شد. انحرافات و تهديدهايي كه گاه ارزشها و اصول اساسي انقلاب و نظام اسلامي را هدف قرار داده و به چالش ميكشيد.
در چنان وضعيتي، اين بسيج بود كه در برابر اين انحرافات و تهديدها با همان استحكام و اقتدار در برابر دشمن متجاوز، ايستاد و يكي از مهمترين بازوهاي رهبري و نظام محسوب گرديد، به گونهاي كه در همان مرحله آغازين تهاجم فرهنگي و جنگ نرم كه دشمنان با طراحي و پيادهسازي انقلاب آرام عليه انقلاب و نظام اسلامي با هدفگيري و نابودي، باورها و ارزشها رو آورده بودند، امام خامنهاي قافله سالار بسيجيان به صراحت فرمودند: «بسيجي بايد در وسط ميدان باشد تا ارزشها و فضيلتهاي انقلاب زنده بماند.»
ايشان نيز همچون امام خميني (ره)،بسيج را يك فرهنگ، تفكر و روحيه معرفي فرمودند كه ميتواند در بين تمامي اقشار، سازمانها و نهادها فراگير شده و ضمن افزايش كارآمدي و توفيق آنها، پشتوانهاي براي استحكام و اقتدار نظام اسلامي به حساب آيد.
از نگاه معظم له، بسيج ميتواند در عرصههاي مختلف نظامي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي ايفاي نقش كند، اما «از جمله اساسيترين كارهايي كه بر عهده بسيج است و در بافت دروني هويت بسيج دخالت دارد، عبارت است از حمايت و دفاع از اصول مسلم اسلامي. اين هم در بيانات امام هست، اصول تغيير ناپذير اسلامي.»
اين اصول كه از آن به اصول نه شرقي، نه غربي نيز ياد شده ضامن حفظ هويت اسلامي و ناب نظام جمهوري اسلامي است كه داراي دشمناني از داخل و خارج از كشور ميباشد.
وظيفه دفاع از اين اصول است كه به بسيج جايگاه و نقشي فرا دورهاي و فرازماني ميدهد تا در مقابل هرگونه انحرافي از سوي هر جريان و جناح سياسي ايستاده و بازوي نظام و رهبري براي تصحيح سير حركت به حساب آيد.
با توجه به اين نقش راهبردي و حساس است كه بسيجي علاوه بر سازماندهي، نيازمند عمق فكري، بصيرت و معنويت بوده و بايستي علاوه بر خودسازيهاي شخصي، از سطح بالايي از آموزشها و آگاهيهاي اعتقادي، فرهنگي، تاريخي و سياسي برخوردار باشد تا علاوه بر آشنايي با سطوح آشكار دشمنيها و جريانات مختلف فكري، سياسي، قادر به تشخيص و تحليل لايههاي عميقتر جدال حق با باطل باشد؛ تشخيصي كه بتواند هرگونه شك و ترديد را در مقابله با هرگونه تهديد بيروني و فتنه دروني از بين برده و اقدام و عمل انقلابي، به موقع و لازم را تضمين نمايد؛ عملي كه ضمن نابودي دشمن و رفع فتنه راه را بر هرگونه افراط و تفريط ببندد و چهره نوراني بسيج را از هر خدشهاي معاف دارد. در اين صورت بسيج اميد دوستان و خار چشم دشمنان خواهد بود.