
وی معتقد است مجلس نهم مجلس کاملاً اصولگرا با چهرههای جدید و کارآمدتر خواهد بود و مردم تغییرات زیادی را در این زمینه رقم خواهند زد. آرین منش درباره اعلام موضع آیتالله مصباح میگوید که ایشان مصالح را در نظر گرفتند و با توجه به اینکه شخصیتی برجسته و تأثيرگذار هستند در زمان لازم وارد عرصه خواهند شد.
آقای آرین منش کشور در حال نزدیک شدن به التهابات انتخاباتی است و تقریباً در حال حاضر سمتگیری گروههای سیاسی در انتخابات مشخص شده است، فکر میکنید ترکیب مجلس نهم چه ترکیبی است وچه گروههایی بیشترین سهم را دراین میان دارند. البته شاید بگویید سهم اصلی، اصولگرایان هستند، اما این اصولگرایان چه دستهای از اصولگرایان هستند؟
به نظر میرسد رویکرد عمومی جامعه به ویژه بعد ازحوادث فتنه ۸۸ و روشن شدن ماهیت برخی جریانهای افراطی، رویکرد اصولگرایی است. طبیعی است که مردم خواستار ارتقاي کمی و کیفی اقدامات و عملکرد قوه مقننه بوده و از شرایط موجود راضی نیستند. اساساً جامعه ما جامعهای در حال تحول است.
منظورتان از اینکه جامعه ما در حال تحول است چیست؟ قرار است اتفاق جدیدی در بافت جامعه ما رخ دهد؟
انتظارات و توقعات مردم از دستگاههای اجرایی و قوه مقننه از عملکردی که ارائه میشود فراتر رفته است. یک رویکرد آرمانگرایانه درمیان تودههای مردم وجود دارد. به ویژه آنکه برخی از مشکلات درحوزه فرهنگ و اقتصاد نظیر اشتغال، تورم و بیکاری جوانان وجود دارد که باعث ایجاد نارضایتی در میان مردم شده است. نارضایتی مردم در انتخابات در قالب تغییر خود را نشان میدهد.
پیشبینی شما از این تغییر چیست؟ این تغییر نگاه به اصولگرایی است؟
این تغییر ممکن است تغییر نگاه به اصولگرایی نباشد اما تغییر در آدمها و افراد به وجود میآید و به همین دلیل پیشبینی میشود که بیش از نیمی از نمایندگان همچنان که در همه دورهها اتفاق افتاده، تغییرکنند.
این تغییر در چه حوزههایی است؟
ممکن است مردم به سراغ نیروهای کیفیتر، توانمندتر و با صلاحیتتر بروند. تغییر قانون انتخابات و افزایش سطح سواد و مدرک تحصیلی نیز در ترکیب آینده مجلس مؤثر خواهد بود و مجلس آینده از نظر سطح دانش و سواد نسبت به مجلس فعلی از سطح بالاتری برخوردار است. پیشبینی میشود مجلس آینده یک مجلس اصولگرا با کارآمدی بیشتر باشد.
اما خود مجلس راهکاری را برای نمایندگانی که زیر تحصیلات مصوب داشتهاند، گذاشته است. بسیاری ازکسانی که میخواهند برای مجلس آینده کاندیدا شوند از همین دست نمایندگان هستند. ازطرف دیگرکیفی شدن، موضوعی است که اصولگرایان برای دستیابی به آن دچار مشکل هستند که چه گزینههایی را معرفی کنند؟
اینکه افرادی تغییرکنند درهمه دورهها رخ میدهد. دو سوم نمایندگان مجلس هشتم نسبت به مجلس هفتم تغییرکردند و افراد جدید جای آنها را گرفتند. حالا افراد جدیدی که خواهند آمد، باید حداقل دارای تحصیلات فوقلیسانس باشند. افرادی که به دوره نهم مجلس راه پیدا میکنند، فوق لیسانس یا دکترا خواهند داشت. بنابراین قطعا درمقایسه با مجلس فعلی و مجلس هفتم به لحاظ تخصصی بالاتر خواهند بود. رقابت در انتخابات نهم مجلس میان نخبگان است. نخبگان به معنی همه افراد و داوطلبان و همه افراد فرهیخته، با سواد و متخصص است که باعث میشود از میان بیشترینها، مردم بهترینها را گزینش كنند. بنابراین هم به لحاظ سطح تخصص و تحصیلات و هم به لحاظ اعتقاد به مواضع انقلاب و نظام فکر میکنیم افراد قویتری باید به مجلس وارد شوند.
به لحاظ گرایشات سیاسی چه افرادی قرار است در ترکیب مجلس نهم باشند؟
من پیشبینی میکنم که گرایشات اصولگرایی غالب خواهند بود و اکثریت مجلس را تشکیل میدهند. البته همه اصولگرایان برای مردم شرایط یکسانی ندارند. طبیعی است که مردم انتظار دارند افراد قویتر، با صلاحیتتر، کارآمدتر و افراد توانمندتر و دارای فکر و نظر انتخاب شوند.
کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان که قراراست وارد انتخابات شوند ویژگیهايی که شما برای یک نماینده مجلس نهم ذکر کردید را دارا هستند؟
درحال حاضر هنوز در مرحله مقدماتی کار هستیم. تا به حال انرژی و وقت و ترکیب جبهه متحد اصولگرایان و شورای مرکزی و گروهی که تحت عنوان ۸+۷ مشهور شدند، جمع کردن نمایندگان سلایق مختلف اصولگرایی در کنار یکدیگر بود. یعنی کار اصلی هنوز آغاز نشده و مرحله بعد از این طبیعی است که بايد به سراغ افراد توانمند رفت و چه بسا باید به سراغ افرادی رفت که ممکن است خود را تاکنون برای حضور در صحنه انتخابات مطرح نکرده باشند.
منظورتان چه افرادی است؟
آدمهایی با چهرههای جدید که البته افراد توانمندی هستند و تا به حال نیز به میدان نیامدهاند.
مختصات یک مجلس توانمند چه مجلسی است؟
ما فکر میکنیم که برای شکل گیری یک مجلس توانمند، قوی و کارآمد حتما نباید از میان افرادی که خود را تا به حال عرضه کردهاند، دست به گزینش بزنیم و فهرستهای انتخاباتی را ببندیم.
تغییر فهرستهای انتخاباتی در میان اصولگرایان تا چه حد ضرورت دارد؟ نیاز تشکیلاتی؟
به نظر من شاید ضرورت داشته باشد که ما به سراغ نیازهای مجلس برویم و تخصصها و کمیسیونهای آن را مورد توجه قرار دهیم و اگر لازم باشد به سراغ افراد جدید برویم و از آنها بخواهیم که خود را در معرض انتخاب قرار دهند.
مجلس هشتم چالشهای زیادی با دولت داشت. به نظر میرسد این مجلس نتوانسته است نقش سیاسی خود را در صحنه سیاسی کشور ایفا کند. فکر میکنید این مسائل، روی انتخابات مجلس نهم تأثير میگذارد؟
انتخابات هر مجلسی مقدمهای برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری است. پس از گذشت یک سال از مجلس نهم، انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. لذا رویکرد مردم در انتخابات مجلس مشخص خواهد شد و انتظار این است که دولت بعدی با مجلس نهم هماهنگی بیشتری داشته باشد. شاید هم مجلس و هم دولت به علت اینکه درفاصله زمانی کوتاهی انتخاب میشوند همگرایی بیشتری را نسبت به مجلس و دولت فعلی داشته باشند.
در بین خاطرات ثبت شده مجلس هشتم تا به حال، چالشهایی که با دولت وجود داشت چالشهای جدی بود، یعنی همیشه نمایندگان موضعهایی نسبت به دولت داشته و البته دولت نیز نسبت به مجلس نیز به همین شکل است. اما به یکباره ورق برمیگردد و در جلسه استیضاح وزیر اقتصاد که چشمهای مردم به طرف نمایندگان است یک اتفاقی به اسم رأی ندادن به استیضاح اتفاق میافتد و بعد هم گفته میشود که دلیل این مسئله با حمایت و نوع نطق رئیس مجلس در جلسه استیضاح اتفاق افتاده است.
بخشی از مطالبات مردم و مجلس درطول برگزاری استیضاح تحقق پیدا کرد. هدف از استیضاح حل یک مشکل است وهمین حرکت به سمت مشکلات درجلسه استیضاح به وزیراقتصاد به وجود آمد. تلقی و تصور مجلس این بود که با برگزاری جلسه استیضاح در حال نزدیک شدن به آن هدف حتی به اندازه یک گام هستیم. درضمن هر استیضاحی، نکات و آثار مثبت و همچنین یکسری آثار و پیامد منفی درپی دارد و ما باید اين هزینه اين فایده کنیم.
در حال حاضر این هزینه و فایده اتفاق افتاده است؟
به نظر من این هزینه و فایده اتفاق افتاده است. اگر وزیر تغییر میکرد، طبیعی است که مدتی وزارتخانه بدون وزیر میماند و باید با سرپرست اداره میشد. در ادامه نیز معلوم نبود که پس از وزیر استیضاح شده آیا چهره قوی تری به مجلس معرفی خواهد شد یا خیر. از طرف دیگر عذرخواهی وزیر و اعلام آمادگی آقای حسینی برای جبران این مشکلات و رفع کاستیها و اصلاح امور نیز در تصمیمگیری نمایندگان تأثيرگذار خواهد بود.
این عذرخواهی کمی دیرهنگام و کم اثر نبود؟ به هر حال ایشان در معرض عدم رأی اعتماد و باز نگشتن به کسوت وزارت قرار داشتند.
عذرخواهی دیرهنگام بود و باید زودتر از این عذرخواهی صورت میگرفت. دولت بايد مسئوليتش را در اسرع وقت عهدهدار میشد ولی دراینباره تعللها کرد. شاید دلیل به وجود آمدن استیضاح همین کوتاهیهایی است که در این موارد به وجود آمده بود.
بنابر این مجلس تنها مصلحت اندیشی کرد.
درجمع بندی نهایی، تلقی نمایندگان این بود که ماندن وزیر با تعهدات و شروطی که ایشان پذیرفته تا به آن عمل کند، به مصلحت نظام نزدیکتر است.
نظر خود شما هم همین طور بود؟
شاید نظر شخصی من متفاوتتر از این نتیجه نهایی باشد.
شما نظر شخصی و تحلیلتان چیست؟ مجلس در موضوع استیضاح وزیر اقتصاد و اختلاس خود را یک سیبل بزرگ قرار داد. این موضوع و هزینه و فایدههایی که گفتید تا چه حد روي مجلس نهم سایه خواهد انداخت؟
مردم درمورد استیضاح حق دارند. مسئلهای که در حوزه بانکی اتفاق افتاد مسئله بزرگی بود. ما امیدواریم که باگذشت زمانی نه چندان طولانی عملکرد دولت و وزارت اقتصاد نشان دهد که مجلس اشتباه نکرده است.
همچنان همین عقیده را دارید؟
نظر و رأی شخصی من ممکن است متفاوت باشد ولی من فضای عمومی مجلس را میگویم. زیرا آن رأیی که نهایتاً بیرون میآید، به حساب تمام نمایندگان گذاشته میشود.
فکر میکنید سایه انتخابات در این موضوع چقدر تأثير داشته است؟ البته لحن رئیسجمهور نیز در استیضاح وزیر اقتصاد با نطقهای دیگر ایشان در مجلس بسیار متفاوت بود. نمایندگان نگران آرای انتخاباتی حوزههایشان نبودند؟
اینکه شما میگویید با یکدیگر متناقضند. اگر فکر میکنید مردم از رأی دادن به وزیر برای ماندگاری ناراحت هستند، قاعدتاً برای نمایندگان رأی منفی در جامعه خواهد داشت. همین موضوع نشان میدهد که نمایندگان به فکر انتخابات آینده نبودهاند که به استیضاح رأی ندادند.
یعنی همان هزینه و فایدهای که وزیر به سر کار باز گردد، بهتر از این است که وزیر از کار وزارت بیفتد،درست است؟
بله، به هر حال وزیر اقتصاد قول داد که جبران کند و تا حصول نتیجه و اصلاح نظام بانکی مسئله اختلاس اخیر پیگیری شود، زیرا تعهد کرد که درطرح تحول اقتصادی اصلاح نظام بانکی در اولویت قرار داشته باشد و بنابراین چون ایشان طراح اصلاح نظام بانکی است، این فرصت به وی داده شدکه این اقدام مصلحانه را انجام دهد.
آقای آرینمنش شما از نمایندههای وبلاگنویس هستید. در وبلاگتان اشاره کردید که مجلس توسط آقای لاریجانی با اقتدار اداره میشود. صرفنظر از نگاه مثبت شما که مجلس توسط آقای لاریجانی با اقتدار در حال هدایت است، اقدام تعجببرانگیز آقای لاریجانی در حمایت از وزیر اقتصاد را چطور ارزیابی میکنید؟ تا به حال سابقه نداشته که رئیس مجلس در هیچ جلسهای به نفع وزیری نطق کند. اما در جلسه رأی اعتماد این اتفاق افتاد و خودشان هم گفتند که نمایندگان و مردم حق دارند تعجب کنند. دلیل این حرکت چه بود؟
من بیشتر از آن چیزی که ایشان بیان کرد، اطلاعاتی ندارم که پشت پرده قضیه چیزی وجود داشته و تحت تأثير پشت صحنهها این تصمیم گرفته شده باشد. ایشان فرمودند که من رأی موافق مشروط میدهم و شروط را نیز ذکر کردند و با این حرکت البته نظر شخصی خود را مطرح کردند. البته نظر ایشان در تصمیمگیری و آرای نمایندگان بیتأثير نبود ولی به عنوان یک نماینده بالاخره رئیس مجلس نیز حق دارد که نقطه نظرات خود را بیان کند.
نقش نمایندگان اصولگرای مجلس هشتم در شرایط فعلی تا حدی دچار تشتت شده است و بسیاری از اصولگرایان و چهرهها درمجلس از یکدیگر زاویه گرفته و گروههای مختلفی را تشکیل دادهاند. البته تابلوی بیرونی آنها این است که در حال حرکت به سمت وحدت و متحد بودن هستیم. جالب است که پس از مدتی بسیاری از آنها میگویند که به این وحدت نخواهیم رسید. شما علت را در چه میدانید؟
علت فضایی است که در مجلس به وجود آمده و در مجلس هفتم هم وجود داشته است و البته بیسابقه هم نیست. به نظر من خلأ احزاب بزرگ و پشتیبانی آنها در این زمینهها کاملاً مشهود است. اصولگرایان نیز دور هم جمع میشوند و فرمولی را برای رسیدن به وحدت انتخاب میکنند. مثل گروه ۱۵نفره ۸+۷ فعلی که سعی میکنند فهرستی از اسامی را ارائه کنند که نظر همه سلائق اصولگرا را به خود جلب کند.
شما فکر میکنید این الگو توانسته تا به حال به این هدف دست پیدا کند؟
شرایط فعلی شرایطی است که افرادی كه درکنار هم قرار میگیرند به لحاظ دیدگاهها، سلائق، نگاه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نسبت به مسائل کشور با یکدیگر مشابه نبوده و فقط نزدیک به هم هستند. اگر ما احزاب بزرگ و فراگیر و پشتوانه کارشناسی داشته باشیم، افرادی انتخاب خواهند شد که در واقع نماینده یک حزب و با یک تفکر و برنامه و سیاست مشخص هستند و حزب هم دراین زمینه به مردم پاسخگو است و البته خود افراد منتخب حزب که به پارلمان راه پیدا کردهاند نیز باید به حزب و اعضای آن در مورد عملکردشان پاسخگو باشند. این افراد وقتی داخل مجلس قرار میگیرند سلائق شخصیشان کمتر ظهور پیدا میکند. این سلائق شخصی قبلاً در یک کار کارشناسی و تشکیلات سیاسی به هم نزدیک شدهاند و وقتی آنجا میآیند از یک برنامه دفاع میکنند. در حال حاضر این احزاب بزرگ و البته منسجم در کشور ما وجود ندارند و در واقع افراد نقش احزاب را بازی میکنند و وقتی به مجلس وارد میشوند به گروههای مختلفی تقسیم شده و به صورت فردی عمل میکنند.
به همین علت است که طرح تغییر نظام سیاسی ما از نظام ریاستی به پارلمانی درحال مطرح شدن است؟به نظرتان این طرح با الگوی فعلی سیاسی کشور و قانون اساسی همخوانی دارد؟
بله، طرح تغییر نظام ریاستی به پارلمانی به همین علت شکل گرفته است. من فکر میکنم دموکراسی و مردم سالاری بدون وجود احزاب بزرگ، ابتر و ناقص خواهد بود.
منظورتان از پاسخگو بودن چیست؟به نظر شما اگر انتخابات به صورت قالب حزبی اجرایی شود ممکن است چه اتفاق ویژهای رخ دهد؟ پاسخگویی فرد به گروه خاصی منوط میشود و این فرمی است که تا به حال نیز مردم مثلا از جریان اصولگرا یا اصلاحطلب در قالب گروهی انتظار داشتند.
وقتی تودههایی از مردم قرار است درپای صندوقهای اخذ رأی حضور پیدا کرده و رأی بدهند، اگر نمایندگان معرفی شده که قرار است رأی مردم را کسب کنند در قالب تشکلها و احزاب سازماندهی شده باشند و قرار باشد در همان قالب نیز از فکر و اندیشه آنها استفاده شود واز درون نظامهای حزبی به مجلس راه پیدا کنند، هم مردم به صورت مشخص افرادی با تفکر و شناسه خاصی را انتخاب خواهند کرد و هم احزاب باید مراقب رفتارهای نمایندگان خود باشند و از تخلف آنها جلوگیری خواهد شد.
با این تعریفی که ارائه کردید فکر نمیکنید این نوع تغییر باعث شود که سهم وابستگی به احزاب نسبت به وابستگی به مردم درمیان نمایندگانی که به مجلس راه پیدا میکنند یا قرار است رئيس جمهور شوند افزایش پیدا کند؟ منظورم این است که وامداری به حزب و افراد بیشتر از وامداری به آرمانها و تودههای مردم خواهد شد.
وقتی از احزاب فراگیر صحبت میکنیم منظورمان همان تودههای مردم است که درخود جای دادهاند.
مصداقهایتان چیست؟
مانند حزب جمهوری اسلامی که در سالهای اول انقلاب بعد از پیروزی انقلاب شکل گرفت مردم درمساجد سراسر کشور در آن حضور پیدا کرده و عضو یک حزب بزرگ و فراگیر شدند. در این صورت در تمام موارد از پایینترین سطح تا بالاترین آن مردم در اداره امور کشور مشارکت میکنند و انتخابات از رسالت و پشتوانه قویتری برخوردار بوده و پاسخگویی نمایندگان هم بیشتر خواهد بود. درشرایط فعلی پس از تهیه فهرستهای انتخاباتی در شهرهای بزرگ، افراد به مجلس راه پیدا میکنند و بعد از انتخابات رابطهای بین کسانی که این فهرستها را تهیه کردهاند و نمایندگان وارد شده به مجلس وجود ندارد و در واقع این رابطه قطع میشود.
بنابراین نفس پاسخگویی نیز به این شکل هم از سوی تهیهکنندگان فهرستها که شاید به خاطر اعتبار آنها مردم به لیستها رأی دادهاند و هم از سوی نمایندگانی که وارد مجلس شدهاند در مقابل حمایتکنندگانشان این پاسخگویی از میان میرود؟
درست است. درحالی که اگر نمایندگان در قالب احزاب وارد میشدند، بعد از انتخاب این رابطه استمرار پیدا میکرد و دیدگاه و نقطه نظرات احزاب نیز مطرح میشد. درکنار این مسئله به نمایندگان نیز برای ارائه گزارش کارشان کمک میکردند و آنها نیز خود را در برابر احزاب بزرگ و فراگیر پاسخگو میدانستند.
آقای آرین منش بعضی از حامیان رئیسجمهور در مجلس از حمایت ایشان اعلام برائت کامل کردهاند یا برخی دیگر به شدت از برخی از مسائل پیرامون دولت انتقاد میکنند و این مسئله مهمی است که در مجلس رخ داده است. برخی از چهرههایی که امروز به شدت و به صراحت انتقاد یا اعلام برائت میکنند قبلاً به هر علت و دلیلی از دولت و شخص رئيس جمهور بیدریغ حمایت میکردند اما امروز به صراحت میگویند که انتقادات بسیاری در مورد مسائل داریم. فکر میکنید چه چرخشی در تفکرات نمایندگان و عملکرد دولت افتاده که دولت حامیان جدید پیدا میکند و گروهی از حامیان اصیل خود را از دست میدهد؟
در این مدتی که از عمر دو دولت مربوط به آقای احمدی نژاد گذشته و میگذرد، کارهای خوب و ارزشمند و قابل دفاعی توسط دولت نهم و دهم انجام شده است. به هرحال طبیعی است دولتها به دور از خطا نیستند و اشتباهاتی نیز مرتکب میشوند. وقتی فردی خود را به قوه مجریه وابسته میکند و مدافع پر وپا قرص قوه مجریه میشود طبیعتاً باید پاسخگوی اشکالات نیز باشد.
به نظر شما چه نوع اشکالاتی را باید این دست از نمایندگان پاسخگو باشند؟ اصولاً به علت همان حمایت باید پاسخگو باشند یا خیر؟
در برخی از زمینهها مانند اجرا نكردن بعضی از مصوبات مجلس توسط دولت یا رفتار رئیسجمهور در ابتدای سال و در واقع خانه نشینی ۱۱روزه آقای احمدینژاد و عملکرد برخی از وابستگان به رئیسجمهور و بروز یک جریان انحرافی درون طرفداران دولت و موضوعاتی از این دست که اتفاقاً همگی نیز درسال جاری مطرح شدند از مواردی است که به هر حال نمایندگان یا هر مسئولی که از هر دولتی حمایت میکند باید نسبت به آنها نیز پاسخگو باشند. طبیعی است کسانی که خود را حامی دولت میدانستند قادر به دفاع از این رفتارها نبودند و ترجیح دادند که با موضع استقلالی به صحنه ورود پیدا کرده و به نوعی از پاسخگویی در مواردی که مربوط به دولت است خود را تبرئه کنند.
به چه استنادی معتقد هستید که وحدت اصولگرایان قریب الوقوع است، در حالی که ما جبهه پایداری و فراکسیون انقلاب اسلامی و مواردی از این دست را داریم که هنوز نتوانستهاند خود را به جبهه متحد اصولگرایان نزدیک کنند، یعنی به وحدت فکری نرسیدهاند و آن جبهه بارها اعلام کرده که من طرفدار دولت هستم؟
اتفاقاتی که در این دو سه هفته اخیر افتاد و مواضعی که دفتر آیتالله مصباح اعلام کردند که کاری به جبهه پایداری ندارند و ارتباطی با آنها نخواهند داشت، تا حدی زمینه را برای این وحدت مهیا کرد، زیرا تا به حال دیدگاههای جبهه پایداری را به حساب آیتالله مصباح میگذاشتند. وقتی ایشان اعلام کردند که این طور نیست و از آن طرف نیز درخواستهایی از طرف جبهه متحد اصولگرایی صورت گرفت، ارتباطات بین آیتالله مهدوی کنی و جبهه پایداری برقرار شد و ظاهراً پذیرفتهاند که به وحدت و مشترکاتی برسند.
یعنی مشکل دستیابی به این وحدت میان جبهه متحد اصولگرایان و جبهه تازه شکل گرفته پایداری مواضع آیت الله مصباح بود؟
آیتالله مصباح شخصیتی والا و برجسته هستند و تفرقه و اختلاف و اینکه موافق وحدت نباشند در خصوص ایشان بسیار دور از ذهن است، اما برخی افراد، چنین موضوعاتی را مطرح میکردند. ما فکر میکنیم درحال حاضر با توجه به مذاکراتی که صورت گرفته، زمینه برای درکنار هم نشستن و همفکری و وحدت فراهم شده است.
پیش از این به نظر میآمد که آیتالله مصباح باعث ایجاد این روابط خوب میان اصولگرایان و حامیان رئيسجمهور در همان ابتدای ورود آقای احمدینژاد به عرصه ریاست جمهوری شدند و به نظر نمیرسد که در حال حاضر تغییر خاصی در این موضع رخ داده باشد؟
همین اتفاق افتاد و موضعگیریهای ایشان و دفترشان با هدف وحدت اصولگرایان بود.
یعنی خودشان را از جبهه پایداری متمایز کردند و همین نیز باعث ایجاد جریان وحدت شد؟کمی واضحتر در این مورد صحبت کنید.
آیتالله مصباح با کنارکشیدن خودشان از این جبهه و صحبت در این مورد زمینه را برای وحدت فراهم کردند.
یعنی اگر ایشان جزو جبهه پایداری نباشند اتحاد به وجود میآید؟
این طور نیست. قطعاً ایشان در این میان فعال هستند ولی قرار نبود که در آن ترکیب علما و بزرگان مرکزی ایشان حضور داشته باشند. درحال حاضر زمینه مهیا است و دوستان نیز میتوانند نقطه نظرات، دیدگاهها و پیشنهادها و اعتقادات را درهمان جلسه مطرح و نهایتاً به یک همگرایی دست پیدا کنند.
در انتخابات گذشته ریاست جمهوری آیتالله مصباح نقش محوری و جایگاه بینظیری داشته و پشتوانه بزرگی برای شکلگیری همین دولت بودند. با این حساب و اتفاقاتی که رخ داده است آیا ایشان در انتخابات آینده مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم، تأثير خیلی خاصی خواهند داشت؟
اگر علما و بزرگانی مانند ایشان نظری دهند قطعاً این نظرات را بسیاری از افراد و شاگردان میپذیرند و ترویج میکنند. تردیدی نیست این بزرگان هر جا که احساس وظیفه شرعی كنند وارد صحنه میشوند، زیرا این افراد به مصالح نظام و انقلاب ایمان دارند و در این عرصه پیشگام هستند.