حدود ۱۰ سال از هجرت آخرین فرستاده خدا حضرت محمد (ص) می گذشت .خورشید اسلام بخش ،اعظم جزیره العرب را فروزان کرده بود وهرروز جمعی به حقانیت این مکتب الهی پی می بردند وبه امت اسلامی می پیوستند.پیامبرعظیم الشان اصول و فروع دین مقدس اسلام را برای مسلمان ها تشریح و حجت قاطعه الهی را برای مردم تمام کرد ه بود .
اکنون دیگر مسلمان ها می دانستند که خدای عزو جل با اوصاف جلالیه و جمالیه خود حق است و پیامبران طی قرون ،انسان ها را به سوی خداوند یکتا و پرهیز از شرک و خرافات و فساد فرا خوانده اند ونیز می دانستند که انسان پس از مرگ ،محو و نابود نمی شود و جهان عظیم تر از این جهان در انتظاراوست که از راز و رمزهای نهفته روح خود را در آن متجلی و مجسم می یابد وبازعقیده داشتند برای هر فرد مسلمان نماز،روزه زکات ،خمس ،جهاد امر به معروف و نهی از منکر و دوستی با اولیا خدا واجب است و نیز باور کرده بودند ،موجودات مقدسی به نام ملائکه .... وجود دارند که هر دسته از آنها در نظام آفرینش ماموریتی بر عهده داشته ودرانجام آن کوچکترین تسامحی نمی کنند.
خلاصه سخن ،پیامبر بزرگ اسلام همه معارف اسلامی را به مسلمانان ها آموخته و تنها مسله ((رهبریت جامعه ))پس از خود را تصریح نفرموده بود،مسله ای که به جرات می توان گفت استمرار و بقای دین حنیف در گروآن بوده و خواهد بود .
بلی ((غدیر)) عنوان عقیده ما واساس دین اسلام و ثمره ی نبوت پیامبر ((ص))است. پیام غدیر تعیین صراط مستقیم تا آخرین روز دنیاست ،و خطا به ی غدیر زنده تر ین سند ((ولایت مطلقه ی الهیه ی دوازده امام (ع)است) .پس از وفات آخرین فرزند ذکور پیامبر اسلام (ص)،دشمنان گمان می کردند که پیام آسمانی آن بزرگوار پس از وی به بوته ی فراموشی سپرده خواهد شد و لذا وی را (ابتر )نامیدند .در پاسخ به همین گمان باطل بود که سوره مبارکه ((کوثر ))نازل شد و حضرتش را به ذریه ای مطهر که مقدر بود درد امان پاک دختر گرامی پیامبر (ص)،صدیقه اطهر حضرت فاطمه (س)ودر آغوش پر محب مولی الموحدین حضرت علی (ع)پرورش یافته و ظلمت زمین را به انوار قدسیه خویش منور کند.
با این همه ،هنوز دین اسلام به مرحله کمال خود نرسیده و رسالت نبی اکرم (ص) به اتمام نرسیده بود ؟،چرا که مسئله ولایت و رهبری جامعه اسلامی پس از رحلت آن بزرگوار برای بسیاری در پرده ابهام قرار داشت از این رو پیامبر (ص) به فرمان حضرت حق جل ّو علاء دستور داد که پیک ها به اطراف و اکناف روانه شوند و مردم را به شرکت در یک گنگره عظیم عبادی سیاسی دعوت کنند بنا به نقل برخی تواریخ ، ۱۲۰ هزار نفر دعوت پیامبر را لبیک گفتند و به سوی حضرت شتافتند از جمله انکه امیرالمومنین (ع) که از طرف پیامبر (ص) به یمن و بحران رفته بودن و به همراه دوازده هزار نفر از اهل یمن با احرام وارد مکه شدند .
رسول مکرم اسلام با این جمعیت انبوه روی به سوی شهر مقدس مکه نهاد و مراسم عبادی – سیاسی حج را به جای آورده و لزوم تشکیل این کنگره عظیم و اتحاد مسلمانان حول کعبه ، خانه توحید را به انها گوشزد کرد و اعمال حج را با تمام واجبات و مستحبات آن به مردم اموختند . در منی پیامبر دو بار سخنرانی کردند و زمینه را برای اعلام ولایت امیر المومنین (ع) آماده فرمودند همچنین ان حضرت به امر خداوند «ودایع انبیاء » را به امیرالمومنین تحویل دادند .
پس از بازگشت به مکه ، جبرئیل از طرف خداوند لقب «امیر المومنین » را به عنوان اختصاص آن به علی ابن ابیطالب آورد ؛ و به دستور پیامبر بزرگان اصحاب خدمت امیرالمومنین (ع) حاضر شدند و با خطاب «اسلام علیک یا امیرالمومنین » به آن حضرت سلام کردند ، اگر چه اعطای این لقب و نظیر این برنامه قبلاً نیز انجام شده بود .
اعلان عمومی برای حضور در غدیر
بلافاصله پس از اتمام حج«بلال» منادی پیامبر«ص» از طرف آن حضرت اعلام کرد : «فردا کسی جز معلولان نباید باقی بماند و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در غدیر خم حاضر شوند .
«غدیر خم» که دارای آب و چند درخت کهنسال بود و قبل از جحفه در تقاطع مسیرها قرار داشت ، به امر خاص الهی انتخاب گردید .
انبوه جمعیت در روز هجدهم ماه ذیحجه ، نزدیک نیمروز ، در صحرای حجفه به غدیر خم می رسد . کاروان پر شکوه مسلمانان از این نقطه به بعد متفرق شده و هر گروه راه دیار خویش را پیش میگیرند . اما مشیت الهی بر آن قرار گرفته بود که سرنوشت امت اسلام در این اجتماع عظیم معین شود و پیامبر اکرم(ص) با اعلام ولایت و امامت مولای متقیان علی (ع) حجت را بر مردم تمام کند جبرئیل امین ملک وحی فرود آمد و پیام آسمانی را به پیامبر خدا چنین قرائت کرد :
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رساله و الله یعصمک من الناس» ای رسول انچه از سوی پروردگارت بر تو نازل گشته است ابلاغ کن ، که اگر ابلاغ نکنی ، تبلیغ رسالت نکرده ای و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت .
یعنی ای پیامبر ، ابلاغ امر امامت ، تکیه گاه و ضامن بقا و استمرار دین توست و با عدم ابلاغ آن ، گویی که تمام زحمات ۲۳ ساله ات را به انجام نرسانده ای .
پیامبر فرمان داد که قافله در همان محل توقف کند . به دستور حضرتش از جهاز شتران منبری ساختند منبری به بلندی قامت حضرتش ، این منبر را طوری بر پا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشند تا صدای حضرت به همه برسد تا آنهایی که دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.
حضرت بر فراز منبر رفت ،علی ابن ابیطالب (ع)را نزد خود طلبید و در جانب راست خود نشاند . انگاه سخن آغاز کرد و حمد وستایش الهی را به جای اورد و فرمود : مرا به درگاه حق تعالی فراخواندند و نزدیک است که دعوت حق را اجابت نمایم ..... ای مردم ، من و شما کنار کوثر یکدیگر را خواهیم دید . هشیار باشید که پس از من با دو گوهر گران بها چگونه خواهید بود ؟ عرض شد : ای پیامبر خدا ، آن دو چیست ؟
فرمود کتاب خدا و اهل بیت من ، پروردگار خبر داده است که این دو از هم نگسلند تا کنار کوثر به هم رسند. از آنان پیشی مجوئید که هلاک خواهید شد و پس نمانید که باز هم موجب هلاکت است. در این هنگام پیامبر (ص) دست امیر المومنین (ع) را بر افراشت تا مردم همه او را ببینند و باز شناسند آنگاه در همان حال فرمودند : یا ایها الناس ، التعلمون ان الله عز و جل مولای و انا مولای مومنین و اولی بهم من انفسهم ؟ ای مردم ، آیا می دانید که خدای عز وجل مولای من و من مولای مومنین هستم و ولایت من بر نفوس آنان از خودشان بیشتر است ؟ پاسخ دادند بلی یا رسول الله پس از ان حضرت خطاب به امیرالمومنین (ع) فرمودند : بایست،یا علی و امیر مومنان ایستاد ، پیامبر اکرم (ص) فرمودند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه الهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله .... سپس کمال دین را با ولایت ائمه اعلام فرمودند و شمه ای از فضایل امیرالمومنین (ع) را متذکر شدند .
در اثنای خطبه ، پیامر دو اقدام عملی انجام دادند که بسیار جلب توجه نمود :
اول بلند کرن و معرفی امیرالمومنین (ع) و دوم بیعت با قلبها و زبانها ، از آنجا که بیعت گرفتن از فرد فرد آن جمعیت انبوه مشکل بود لذا حضرت در اواخر سخنرانی فرمودند : ای مردم چون جمعیت شما بیش از آن است که با دست من در زمان واحد بیعت کنید ، پس همگی این سخنی را که من می گویم به قصد بیعت تکرار کنید و بگویید :
« ما فرمان تو از جانب خداوند را – که درباره امیرالمومنین (ع) و امامان از فرزندانش به ما رساندی – اطاعت می کنیم و به آن راضی هستیم ، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو براین ادعا بیعت می کنیم ..... عهد و پیمان در این باره برای آنان از ما – از قلب و جان ها و ضماید و دستانمان گرفته شد . هر کس توانست با دستش و گرنه با زبانش بدان اقرار می نماید »
حضرت پس از اتمام فرمایشات خود از منبر به زیر آمد و فریضه ظهر را به جای آورد سپس فرمان داد برای امیرالمومنین (ع) خیمه جداگانه ای بر پا شود ، تا امام در آن خیمه نشسته و مسلمانان خدمت ایشان رفته و با آن بزرگوار بیعت کنند پس از اتمام این مراسم ، هنوز مردم پراکنده نشسته بودند که این آیه شریفه نازل شد . «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا » امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما پسندیدم و اختیار نمودم .
آری پیامبر اکرم(ص) با ابلاغ این آخرین پیام ، رسالت خود را به انجام رساند و تمامی اصول و فروع دین مبین را برای امت اسلام صریحاً بیان کرد و کافران و دشمنان دین خدا برای همیشه مأیوس کرد و امید غلیه بر دین جامعه مسلمانان برای همیشه به دست توانای شمس پر فروع ولایت ، امام علی (ع) و فرزندان پاکی از ذریه مطهرش سپرده شد و استمرار یافت .
در پایان نکاتی را یادآوری باشد که در کانون توجه قرار گیرد :
هزینه های هنگفتی صرف برگزاری مراسم جشن و سرور تحت عنوان جشن عید غدیر می شود که خالی از بار معنوی و معرفتی این روز است ، شادی خوب است بشرط آنکه معرفت هم پشت سر آن باشد ، و این واقعه و میعاد آسمانی را در اینگونه مراسم ها حتی با دادن کتابچه یادآوری کنند زیرا واقعه ی غدیر و خطابه ی غدیر ، مسیر حرکت الهی می باشد که نباید ما این فرصت را تبدیل به غفلت کنیم .
یادمان باشد جان با ارزش ترین گوهر هستی فاطمه زهرا (س) جگر گوشه رسول (ص) برای بقای غدیر و ولایت فدا شد . و باز یادمان نرود که عید غدیر روز پیمان بزرگ ما با خدا و رسول اوست و در این روز خطبه ی غدیر را مرور کنیم و بدانیم بر سر چه چیز پیمان بسته ایم و پیمان شکن نباشیم.