تصادفات رانندگي همواره پيامدهاي ناگواري را به دنبال داشته است. سالهاست كه مردم به شنيدن اخبار ناگواري كه ناگهان از راه ميرسد عادت كردهاند، به گونهاي كه ميتوان گفت به بخشي از فرهنگ عامه مردم تبديل شده است. بسياري از قربانيان جادههاي مرگ را اعضاي خانوادهها تشكيل ميدهند. برخي در جريان اين حوادث ناگوار مجروح و در ادامه قطع عضو شده و با هزينههاي درمان دست به گريبان ميشوند. اين سناريوي مرگبار سالهاست كه به شمار قربانيان خود اضافه ميكند، بدون اينكه عزم جدي براي كاهش آن به كار گرفته شده باشد. نظر به اهميت موضوع «جوان» تلاش كرده است آسيبهاي پيش رو را در گفت و گو با كارشناسان بازكاوي نمايد. پنجمين بخش از اين گفتار ، گفت و گو با محمدرضا حسيننژاد، سخنگوي كميسيون عمران مجلس شوراي اسلامي است.
جناب آقاي حسين نژاد! آگاهيد كه همه روزه در جريان تصادفات رانندگي تعدادي از هموطنان ما كشته ميشوند و از همين رو شمار كشتههاي تصادفات در كشورما باعث نگراني عمومي است. شما دليل اين فراواني را چه ميدانيد؟
به نظر من برخي از متغيرها نياز به زمان دارد و بايد براي آن فرهنگسازي شود، به عنوان مثال رانندگي با سرعت مجاز، توجه به هشدارهاي پليس و... زمانبر هستند. نميتوان منتظر بود كه ما چه زماني اين آموزشها را به يك سر منزل مقصود برسانيم، در نتيجه ما بايد به يكسري راهكارهاي اجباري روي بياوريم. اين راهكارهاي اجباري تا حدودي در خود راههايي كه طراحي ميشود، خلاصه ميشود، يعني راه امكان خطا را از راننده بگيرد، يعني طوري باشد كه راننده به دليل شرايط راه مرتكب خطا نشود، مثلاً در كشورهاي پيشرفته در ترافيك درونشهري ديگر آيلند بلند اجباري وجود ندارد. آشنايي به قوانين به گونهاي است كه سطح خيابان و پيادهرو يكي است ولي در كشور ما زماني كه ميخواهيم رفع ترافيك كنيم از سرعتگير اجباري استفاده ميكنيم.
بخش دوم در مورد وسايل نقليه است. به عنوان مثال استفاده از ترمز مناسب يا سبكهاي جديد ترمز، مواردي است كه بايد روي آن كار كنيم تا به آن وسيله درصد حوادث وسيله نقليه را كاهش دهيم. مثل ديد در شب و... كه بايد روي آنها كار كارشناسي انجام شود. موردهاي ذكر شده مواردي بوده است كه تصميمات حاكميتي را در برداشته است. بايد رسانهها به خدمت گرفته شوند و كاري صورت گيرد كه بتوانيم به آن اهدافي كه لازم است برسيم. اين كار نيازمند ارائه و اجراي برنامه است كه زمان را از دست ندهيم و بتوانيم نتايج لازم را بگيريم. در اين راستا شايد وزارت راه و شهرسازي مهمترين ركن را داشته باشد. در مورد فرهنگسازي اين كار بايد توسط همه وزارتخانهها انجام شود، يعني وزارت آموزش و پرورش در داخل كتابها مطالبي را بگنجاند. وزارت ارشاد و سازمان صدا و سيما، همه اينها ميتوانند نقش بسزايي در اين مورد ايفا كنند تا بتوانيم اين مرحله را نيز طي كنيم. اين سه متغير، متغيرهاي اجباري هستند كه هر كدام موازنه ديگري را به هم ميزند، يعني اگر ما بهترين راه و بهترين وسيله را داشته باشيم اما فرهنگ استفاده از آن را نداشته باشيم مثل اين ميماند كه ما وسيله نقليه را دست يك آدم مست داده باشيم، خب در اينجا ديگر كسي نميتواند ادعا كند كه او ميتواند جلوي حادثه را بگيرد، بنابراين فرهنگسازي خودش ميتواند نقش مهمي در كاهش تلفات داشته باشد. ما هيچ وقت نميتوانيم بگوييم كه ميزان تصادفات را به صفر ميرسانيم چون اين كار غيرممكن است و بايد تا حد توان تلاش كرد كه ميزان تصادفات را كاهش داد، البته بايد تعداد تصادفات را طبق تعداد خودروهاي موجود در كشور كه حدود ۱۳ ميليون خودرو است، در نظر بگيريم.
آيا ارگانهايي كه به آن اشاره كرديد در قبال اين تعداد تلفات جوابگو هستند؟
بله جوابگو هستند. اتفاقاً جلساتي در كميسيونها داشتهايم و اينگونه نبوده كه ما موضوع را به حال خودش رها كرده باشيم. اين كار نيازمند كاري پژوهشي است كه جامعتر به اين موضوع پرداخته شود و بشود به صورت يك راهكار تكليفي و مسجل چيزي را از وزير خواست. در هر صورت ما اين مشكلات را داريم. در اين موارد بايد از طريق رسانهها بيشتر شفافسازي اطلاعات صورت گيرد. اين شفافسازيها در تصميمگيريها مؤثر خواهد بود، مثلاً در خود خبرها با تيتر درشت ذكر شود كه عامل فلان درصد تصادفات راه بوده است كه خودش هشداري است براي وزير راه كه در حيطه مسئوليت خود بيشتر فعال باشد اما در كل قسمت اعظم تصادفات به نظر من عامل انساني است كه بايد بيشتر فرهنگسازي شود.