
شهرداري از سفارت انگليس در ايران به خاطر قطع ۳۱۰ اصله درخت در باغ قلهك شكايت كرده و سفارت انگليس هم با انتشار بيانيهاي به موضوع قطع درختان باغ قلهك اشاره و مدعي شده كه توفان اين ۳۱۰ درخت را قطع كرده است! موارد زير به ذهنم رسيد، اگر اشتباه ميگويم زحمت اصلاحش با سفارتخانه بريتانياي كوچك!
- باغ قلهك در دوران قاجار و پهلوي قلب سياست ايران بوده. در سال ۱۲۵۱ قمري كه «سرجان كمپبل» وزير مختار انگليس در ايران بود، محمد شاه اين باغ را كه جزو «تيول» شاهي بوده، به دولت انگلستان اجاره ميدهد و سفارت انگليس ييلاق خود را در قلهك بنا ميكند. پس از چندي، شاه از درآمد اجاره آن نيز صرفنظر كرده و اين محل را تلويحاً به طور رايگان در اختيار هيئت سياسي انگليس ميگذارد. احتمالاً اين توفان سهمگين كه قدرت ريشه كن كردن ۳۱۰ اصله درخت را داشته، در همان دوران قاجار رخ داده و شهرداري تهران از اين ماجرا بيخبر بوده است!
- سفارت انگليس دروغ ميگويد و توفاني در كار نبوده.
- شهرداري تهران و مردمي كه گزارش قطع اين درختان را به شهرداري دادهاند، خواب ديدهاند، زيرا درختها قطع نشدهاند و زير سايه احترام ويژه انگليسيها به محيط زيست و «حقوق غيربشر» به زندگي مسالمت آميز خود ادامه ميدهند!
- اين توفان بزرگ در زماني آمده كه ۱۲ ميليون جمعيت تهران در خواب بودهاند و تنها اعضاي سفارت انگليس بيدار بودهاند و متوجه آن شدهاند و جالب اينجاست كه توفاني به اين بزرگي فقط با سفارت انگليس در باغ قلهك دشمني داشته و درختان اين باغ را نابود كرده است!
- اصلا هرچي فتنه است از بيتدبيري و بيعرضگي شاه قاجار بلند ميشود. احتمالاً محمد شاه قاجار از اينكه انگليسيها با حيله اين باغ ملي را از چنگش در آوردهاند و آن زمان چيزي نگفته، پشيمان شده و پس از سالها روحش با يك تبر به جان اين درختان افتاده است تا حال سفارت انگليس را بگيرد و تلافي كند!
بشنو از قليان چو قُل قُل ميكند
سال ۸۶ بود كه وزير كشور وقت با ارسال نامهاي به نيروي انتظامي، تصريح كرد كه قليان فقط قليان طبيعي و مرگ بر قيلان ميوهاي! اما ديوان عدالت با لغو اين بخشنامه، تأكيد كرده است كه هم مرگ بر قليان ميوهاي، هم مرگ بر قليان طبيعي!
كمي آن ورتر: سفره خانهها نه در سال ۸۶ به بخشنامه آقاي وزير عمل كردهاند و نه در حال حاضر به دستورالعمل ديوان عدالت عمل ميكنند! شعر اين محافل هميشه اين بوده: «بشنو از قليان چو قُل قُل ميكند/ جسم و روح آدمي خُل ميكند/ ما ز قليانيم و قليان ميكشيم/ هر مخالف را به چالش ميكشيم.»