در حالي كه هر روزه تعداد بيشتري از هنرمندان امريكايي به نهضت فتح والاستريت ميپيوندند و ماهيت ساختار غيرانساني حاكم بر نظام امريكا و شكاف عميق طبقاتي ميان فقرا و درصد اندك ثروتمندان جامعه بيشتر نمود پيدا ميكند، چهارشنبه گذشته آكادمي اسكار در اقدامي فرافكنانه و براي فرار از واقعيتهاي موجود در جامعه امريكا و اعتراض به نابرابريهاي اجتماعي حاكم بر آن كشور، در بيانيهاي كه به امضاي ۶ هزار عضو آكادمي رسيده است، ضمن ابراز نگراني و دلسوزي براي چند فيلمساز كه به دليل اعمال مجرمانه تحت تعقيب و بازداشت قرار گرفتهاند و به عنوان مجرم برايشان حكم صادر شده، چنين آوردهاند: «دستگيري اخير شش فيلمساز ايراني، ادامه حبس خانگي جعفر پناهي و عدهاي ديگر، همه و همه نيازمند توجه ويژه ماست» و در ادامه بدون توجه به احراز مجرميت افراد بازداشت شده از سوي مقامات ذيربط و خوش خدمتي مجرمان آن پرونده براي شبكههاي بيگانه و در اقدامي مداخلهجويانه آمده است: «ما و ديگر همكارانمان در سراسر جهان خواستار امنيت، آزادي و بازگشت اين سينماگران به عالم فيلمسازي هستيم».
چند روز پيش از اين سناريو نيز ماجراي مضحك طرح ترور سفير سعودي در امريكا توسط ايران، كليد خورد و به سرعت هاليوودي بودن آن بر همه مسلم و مسجل شد. جالب اينجاست كه حملات رسانهاي و داستانپردازي كه اين چند روزه شاهد آن بوديم با اوج گرفتن نهضت اعتراضي والاستريت تشديد شده و سردمداران صهيونيست رسانههاي امريكا ميخواهند به هر نحو ممكن جريان اعتراضات را با پررنگ كردن مسائلي از اين قبيل منحرف كنند و از اتهام سانسور و عدمپوشش اخبار داخلي شانه خالي كنند.
به نظر ميرسد اهالي اسكار و انجمنهاي مرتبط به آن كه ميخواهند خود را نماينده فرهنگ امريكايي معرفي كنند، نگاهي به واقعيتهاي امروز كشور خود بيندازند و قبل از دخالت در امور داخلي ساير كشورها، دلسوزي و اشك تمساح ريختن براي تعدادي مجرم و خوش خدمتي بيش از پيش براي لابيهاي صهيونيستي به اين فكر كنند كه چرا خيزش مردم امريكا از والاستريت گذشته و در حال همهگير شدن در سراسر ايالات امريكاست.
اگر قرار است دلسوزي و ابراز نگراني باشد بهتر است براي ۹۹ درصد جمعيت امريكا باشد كه در مجموع ثروتشان از يك درصد حاكم پايينتر و از حقوق نابرابر اجتماعي در رنج است. اگر قرار باشد براي نبود آزادي نوحه سرايي شود بهترين مكان والاستريت امريكاست كه اجتماعات چندين هزار نفري مردم با كمترين پوشش خبري مواجه ميشود و رسانههاي به اصطلاح آزاد سعي ميكنند چشمان خود را بر واقعيتهاي آنجا ببندند.
دستگيري و بازداشت افرادي كه تنها جرمشان فرياد حقطلبي است جاي تأسف دارد يا توقيف چند نفر مجرم كه عمدتا بعد از مدتي از زندان مرخص شده و به زندگي عادي برميگردند؟ فرار از واقعيتهايي كه در امريكا رخ ميدهد چيزي از ارزش و اهميت آن نميكاهد فقط آبروي كساني كه دم از آزادي بيان ميزنند را بيشتر از قبل ميبرد.