
طلوع انقلاب اسلامي ايران در اواخر قرن بيستم و عدم توانايي نظام سلطه در كنترل، توقف يا مهار آن باعث شد تا غرب با بديلسازي درصدد خدشه به اين چهره پر فروغ برآيد. دنياي غرب با محوريت امريكا درصدد برآمد تا با ارائه الگويي از اسلام سياسي و تشابهسازي اقدامات آن با جمهوري اسلامي ايران وجه تمايز و الهام بخشي آن را به چالش بكشد. بنابراين از مدل اسلام متحجر تا اسلام سازش و ليبرال را به ميدان آورد تا چهره ممتاز جمهوري اسلامي در پرتو مدلهاي كاذب از خاصيت بيفتد، بنابراين اكنون كه اسلام سياسي به گفتمان عمومي جهان اسلام تبديل شده است دنياي غرب نيز به دنبال اسلام است. سخن امام راحل كه انواع و اقسام اسلام را برميشمردند و جمع آنان را در اسلام امريكايي خلاصه و در مقابل اسلام ناب قرار ميدادند، امروز محقق شده است. سه اسلام سياسي كه داعيه حكومت دارند اكنون در جهان اسلام هويداست.
۱- اسلام تحجر و خشونت
بعد از نااميدي غرب از فروپاشي نظام ديني در ايران نظام سلطه با تشابهسازي و بديلسازي تلاش كرد به نام اسلام، حكومتي را در افغانستان طراحي كند. گروهك طالبان كه به اسم اسلام به قدرت رسيد، تصوري از اسلام را با خود حمل ميكرد كه فاقد پاسخگويي به نيازهاي بشر امروز بود. اسلام طالبانيسم، قتل و كشتار را گفتمان اصلي خود قرار داد، زنان را در پشت اتاقها حبس نمود، تلويزيون را جعبه شيطاني خواند، آثار باستاني را بت ناميد و تحصيل زنان را كفر و شيعه را كافر ناميد و به قتل جوانان آن به شكل وسيع در ولايت باميان افغانستان همت گمارد و... پس از اقدامات فوق، رسانههاي غربي يكصدا اقدامات اين گروه را به قرآن و اسلام نسبت دادند و مشابه آن را نظام جمهوري اسلامي ايران معرفي كردند تا با القاي اين هماني، بتوانند چهره اجتماعي و رحماني نظام جمهوري اسلامي ايران را در نزد جهان امروز چهرهاي متحجر، واپسگرا و ضد انساني و خشن معرفي كنند.
اين مدل اكنون نيز در برخي از كشورهاي در حال انقلاب، به صورت نحلههاي كوچك قابل رويت است. نبردهاي مسلحانه در سوريه، تفرقهسازي در انقلاب مصر و نبرد مسلحانه در ليبي تا حدودي به اين اسلام برميگردد.
۲- اسلام ليبرال و سازشكار
پس از فروپاشي طالبانيسم در افغانستان، دنياي غرب درصدد ارائه تصويري ليبرال يا به تعبير غربيها طراحي «اسلام ميانهرو» برآمد. امريكاييها پولهاي زيادي را در دو كشور اردن و مراكش هزينه كردند تا بتوانند در مقابل اسلامي كه از نگاه آنان راديكال و بنيادگرا بود، اسلام ميانهرو يا اسلام بيخاصيت را طراحي نمايند تا به نوع ديگري از الگوي جمهوري اسلامي عدول كنند. حاكميت حزب عدالت و توسعه در تركيه ابتدا اين نويد را ميداد كه اسلام در تركيه جايگزين لائيسم و سكولاريسم شده است. اما آرمان مردم تركيه در اسلامخواهي كه از سال ۱۹۸۱ و متعاقب انقلاب اسلامي شروع شده بود در حد ظواهر اسلامي در خانواده حاكمان تقليل يافت. رئيسجمهور و نخستوزير تركيه همسران و دختران خود را با حجاب كامل اسلامي در جماعات وارد ميكنند، اما دولت برآمده از اراده مردم حاضر نيست در عرصه سياست و اجتماع به پيادهسازي شريعت اسلامي همت گمارد. آنان نمادهاي فردي و اسلام فردي را به نمايش ميگذارند. در خوشبينانهترين حالت مسلمانان در تركيه بر سر كار آمدند نه اسلام سياسي. اين اسلام حاضر به تعطيلي سفارت صهيونيستها نيست، اجازه قطع روابط اقتصادي كشورش با اسرائيل را نميدهد، اجازه استقرار سامانههاي راداري غرب در خاك خود را ميدهد و درصدد حذف حكومتي در سوريه است كه پشتوانه لجستيكي و جغرافيايي مقاومت در لبنان و فلسطين است. اكنون كه حكومتهاي ديكتاتوري عربي رو به زوال هستند، رژيم تركيه با فرستادن نخست وزير خود به كشورهاي مذكور درصدد استقرار اسلام مورد تأييد غرب است، اسلامي كه هيچگونه ضرري را متوجه جهانخواران نميسازد، اسلامي كه توسط اوباما تحسين ميشود. گسترش رايزنيهاي منطقهاي تركيه در سالهاي اخير و ورود آن به حل منازعات منطقهاي نشان ميدهد كه مدل منطقهاي اسلام سياسي و بديلسازي براي اسلام استكبار ستيز ايران، آغاز شده است. مدل اسلام سياسي تركيه از قضا به ذائقه اصلاحطلبان ايران كه خواستار عبور از جمهوري اسلامي يا رسيدن به اسلام حداقلي هستند خوش آمده به صورتي كه دبير كل حزب كارگزاران سازندگي معتقد است كارگزاران سازندگي يك حزب مسلمان و ليبرال است و به همين جهت بين ما و حزب عدالت و توسعه در تركيه نزديكي وجود دارد.
ميدانداري تركيه در تحولات اخير نشان داد كه غرب درصدد استحاله و كنترل اسلام استكبارستيز است و به جاي تقابل بيفايده با آن بايد مدل ارائه كند. پذيرش نقش منطقهاي تركيه توسط غرب و عدم قطع رابطه اين كشور با صهيونيستها (بهرغم حمله به كاروان آزادي و كشتن ۹شهروند ترك) نشان ميدهد كه غرب به اين الگو دل خوش دارد. الگويي كه مسلمانان مقيد و سكولار به عرصه سياست وارد شوند اما اسلام را با خود به عرصه اجتماع و سياست نياورند. اين مدل امروز مورد تأييد غرب است و خطري براي امريكا ندارد.
۳- اسلام ناب محمدي
اين اسلام تنها اسلام سياسي است كه به نام اسلام به نظامسازي پرداخت و در عين حال پاسخگوي همه نيازهاي بشر مدرن امروز است. اسلامي كه در زمان تفسير و با حفظ اصول بنيادين خويش روزآمد و منعطف ميشود. اسلامي كه الگوي متمايز ارائه ميدهد كه دين و مردم در اين الگو يكجا جمع ميشوند، اسلامي كه براي نظام سلطه خطرساز است و براي استقلال و هويت اسلامي خود نه تنها دست به خشونت و ترور نميزند، بلكه بهترين عناصر خود را قرباني استكبار ميداند. اسلامي كه الهام بخش مستضعفين و محرومين است اما خشونت، تحجر، سازش و نكبت در آن راهي ندارد. اسلامي كه منافع چپ و راست را در جهان به خطر انداخته است و بدون تكيه بر الگوهاي بيروني و قدرتهاي فاسد بينالمللي توانسته است الگوي خالص و درون ديني خود را ارائه دهد و در جهان امروز نرمافزار خود را توليد و احساس بينيازي خود به الگوهاي رايج را به رخ بكشد. اين سه اسلام امروز در خاورميانه مناظره ميكنند. منتظر پيروزي اسلام ناب محمدي در همه خاورميانه ميمانيم.