سایت آقای توکلی در سلسه اخبار و مقالاتش علیه "جبهه پایداری"(
۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹،...) نوشته است که چرا احمدینژاد در جریان فتنه ساکت بوده است؟ (
+)
۱- نخست اینکه این جبهه پایداری که بجز سه تا بیانیه فعالیت آنچنانی برای انتخابات نکرده است چرا باید این همه مورد هجمه رسانههای مخالف دولت باشد؟ مگر این چهار نفر آدم که نه مانند قالیباف پول دارند و نه مانند لاریجانی و توکلی و رضایی پست و مقامی دارند و نه رسانه دارند و نه ستاد انتخاباتی و تبلیغاتیِ پیشفعال دارند... چرا اینقدر خطرناک محسوب میشوند؟ اینها که به خاطر مخالفتشان با مشایی، از حمایت رسانه های دولت اغلب محروم هستند، پس توکلی و لاریجانی از چه میترسند؟
۲- چرا جبهه پایداری فقط به خاطر یک سوال ساده اینقدر مغضوبعلیهم شده است؟ آیا سوال پرسیدن گناه است؟ فقط پرسیدهاند چرا در حالیکه احزاب حامی لاریجانی و قالیباف در۷+۸ نماینده دارند، باید هر کدام یک نماینده اضافه نیز داشته باشند؟ اینکه "ساکتان فتنه و جریان انحرافی حق ورود فهرست اصولگرایان را ندارند" آیا گزارهای غیر منطقی است که این همه علیه آنها آتش میریزند؟
۳- جذابترین بخش مقاله سایت توکلی اتهام "سکوت احمدینژاد در فتنه" است. اولینبار این سوال را اسفند۸۹ سایتهای حامی رفسنجانی مطرح کردند که "چرا سکوت رفسنجانی در قبال فتنه تقبیح میشود ولی سکوت احمدینژاد تقبیح نمیشود؟" من در برابر صورت این مساله یک سوال مقدماتی دارم:
آیا سکوت احمدینژاد به عنوان دومین شخصیت مملکت در قبال حوادث فتنه ایـنقـدر مخفی بوده است که بعد از حدود ۲سال تازه مشخص شده و مورد سوال قرار گرفته است؟ قطعا خیر؟ پس چرا طی این دوسال آقای توکلی و لاریجانی و قالیباف و رضایی و دوستانشان در قبال سکوت رییسجمهور موضع گیری نکردند؟ آیا این منتقدانِ شدید میخواستند عیب به این بزرگیِ رییسجمهور را مخفی کنند؟!
جواب خیلی واضح است؛ به قدری این سوال احمقانه و مسخره به نظر میرسیده است که فقط تحریفکنندگان تاریخ یعنی حامیان آقای هاشمی میتوانستند خود را به نفهمی بزنند و چنین سوالی را بپرسند وگرنه کسانی که در بطن این فتنه بودند میدانستند که:
آ. در روزهایی که این اصولگرایان داشتند از ترس بقدرت رسیدن موسوی با وی رفاقت میکردند و به مسئولان رده بالا نامه مینوشتند که "از موسوی حمایت کنید تا دومخرداد تکرار نشود و دستمان یکجا از قدرت خالی نماند" و روزهایی که ستادهای انتخاباتی همین به اصطلاح اصولگرایان از موسوی حمایت میکردند...، این احمدینژاد بود که در صف اول مبارزه با جریان اشرافیگری و قدرتطلبی مبارزه میکرد.
بـ. بعد از انتخابات هم که فتنهگران تلاش میکردند فتنه را برای مردم مسملمان ایران مخفی کرده و با ظاهر اعتراض به تقلب علیه نظام صحنهآرایی کنند، اگر احمدینژاد باز هم به سخنرانیهای آتشینـش علیه "تیم قدرت و ثروت" ادامه میداد که دقیقا در مسیر فتنهگران قرار میگرفت و صحنهی دلخواه آنها پیش میآمد. تدبیر نظام از بعد از شایعهی خسوخاشاک، در عدم موضعگیری صریح رییسجمهور برای جلوگیری از سوءاستفادهی فتنهگران و روی آوردن به تلاش عملی برای مقابله با فتنه کاملا منطقی بود. و بـهقــدری منطقی و حتـا خواستهی همین اصولگرایان بود که تا بعد از دوسال، چنین سکوت بزرگی هرگز مورد سوال این منتقدان تند و تیز قرار نگرفته بود.
پـ. بعضی از همین آقایان روزی میگفتند که موضعگیریهای تند رییسجمهور علیه تیم"قدرت و ثروت" در مناظرهها و غیره باعث ایجاد این فتنه شده و حالا میگویند چرا علیه آن فتنهگران موضعگیری نکرده است. جَلَّ الخالقُ وَ عَظُمَ شَانـُه!
۵- ظاهرا آقایان تلاش میکنند بعد از گذشت زمان و فراموش شدن شرایط، انتقام سکوت و رفوزه شدن خودشان در فتنه را از مرد اول مبارزه با فتنه گران بگیرند و جای شاکی و متهم را عوض کنند.
منبع:
نسل خمینی