کد خبر: 449617
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۷
نشست فارس با دو كارگردان مجموعه رمضاني
به گزارش فارس، تولید و پخش سریال‌های مناسبتی ماه مبارک رمضان از حدود یک دهه پیش به صورت جدی از سوی صدا و سیما دنبال شد. ايامي كه در اين سال‌ها طي آن جشنواره‌ای از تولیدات تلویزیونی (که گاه ساخته شدن هریک تا روزهای پایانی ماه مبارک به طول می‌انجامد) از شبکه‌های مختلف برپا می‌شود و همه ساله شاهد تحلیل‌های مختلف از سوی رسانه‌ها بر اين تولیدات عمدتا شتابزده تلویزیوني بوده‌ایم. آثاری با داستان‌های یک‌خطی با ضعف‌هايي چون عدم پرداخت درست شخصیت‌ها، برخورداري از قصه‌های تکراری و... اما در این میان اين آثار و در يكي دو سال اخير از ابتدای ماه مبارک رمضان شاهد پخش مجموعه‌ «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» به تهيه‌كنندگي اكبر تحويليان بودیم که با تنوع قصه و ساختاری مناسب توانسته‌ است نظر مخاطبان را به خود جلب کند. مجموعه‌ای که با انتخاب قصه‌های متنوع و عبرت آموز، قصد داشته تا در پرداختي روايي و باورپذير بیانگر این مهم باشد که «دنیا دار مکافات است» و هر عملی مستوجب عکس‌العملی در این دنیا است.
این مجموعه كه توليد آن در اين دوسال و در طول سال توسط کارگردانان مختلفی روایت شده، امسال نيز برای دومین سال متوالی و به صورت ويژه ماه رمضان، هر شب از شبکه تهران روي آنتن رفت.
در ذيل، گفت ‌و‌ گوی فارس با «راما قویدل» و «نوید میهن دوست» دو تن از کارگردانان این مجموعه تلویزیونی را که تعدادي از اپيزودهاي اين مجموعه را كارگرداني كردند، از نظر مي‌گذرانيد.

در ابتدا از نحوه انتخاب قصه‌هاي «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» برای ساخت هر اپیزود بگویید و تغییراتی که در برگردان‌ آن‌ها به زبان تصویر روی قصه‌ها انجام می‌دهید...
میهن دوست: این طور نیست که فیلمنامه‌ها آماده باشد . تنها روزهای اول با دو سه فیلمنامه آماده کار شروع شد بعد ما صبر می‌کنیم تا فیلمنامه‌ها آماده شود. الان هم منتظر فیلمنامه هستیم تا کار بعدی را کلید بزنیم. فیلمنامه خوب اگر بدهند شروع می‌کنیم.

يعني در انتخاب قصه‌ها هیچ نقشی ندارید، هر قصه‌ای ارایه شود کارگردانی می‌کنید؟
قویدل: به این شکل نیست. سرپرست نویسندگان و تهیه‌کننده براساس شناختی که از هریک از کارگردانان مجموعه دارند فیلمنامه را ارجاع می‌دهند و معمولاً هم انتخاب‌ها انتخاب‌های درستی بوده است. البته گاهی وقت‌ها پیش می‌آید که بتوانیم حق انتخاب داشته باشیم اما در طول مجموعه کمتر پیش آمده است . فیلمنامه‌هایی که ارایه می‌شود معمولاً خوب است. در مورد سیستم کاری خودم باید بگویم؛ با یک تعامل کوچکی با نویسنده معمولاً به چارچوب لازم می‌رسیم.

اما طبیعتاً کارگردان وقتی قصد دارد یک کاری را بسازد ، ذهنيت خودش را در آن متن می‌دمد و این طبیعی است. با توجه به پخش هر شب مجموعه، فرصتی که این کار صورت بگیرد و کارگردان بتواند قصه را به آنچه می‌خواهد نزدیک‌تر کند، وجود دارد؟
قویدل: بله هست.
میهن دوست: باید باشد. همانطور که آقای قویدل به آن اشاره کردند، بحث فیلمنامه در سینما و تلویزیون متاسفانه معضل قدیمی است که گویا هر قدر درباره‌اش صحبت می‌شود، حل نمی‌شود. در این مجموعه که با آن همکاری می‌کنیم اوضاع کمی بهتر است ولی معمولاً فیلمنامه خوب کم پیدا می‌شود. وقت برای کار کردن روی فیلمنامه در تلویزیون کم و محدود است . اما ما این شانس را داریم که آقای تحویلیان (تهیه‌کننده) روی فیلمنامه حساس هستند و بعضی اوقات حساسیت ایشان بیشتر از ما کارگردان‌ها در این مجموعه است، در مورد خودم صحبت می‌کنم. معمولاً فیلمنامه‌هایی که از صافی ایشان رد می‌شود. فیلمنامه‌هایی است که یک چارچوب درستی دارد و به تناوب به ما می‌رسد و روی آنها کار می‌کنیم. اما همانطور که آقای قویدل گفتند گزینش از طرف تهیه‌کننده انجام می‌شود و معمولاً هم گزینش خوبی است . یکی از معدود دفاتری است که مشابه کمپانی‌های فیلمسازی غرب عمل می‌کند به این شکل که مجموع فیلمنامه‌ها به آن ارایه می‌شود و با کارگردانان مختلف کار می‌کنند و با توجه به حجم کار و زمان پخش معمولاً اتفاقات خوبی می‌افتد.

برای هر اپیزود متناسب با فضای قصه نوع روایت و ساختار متناسب با آن را در نظر می‌گیرید...
قویدل:طبیعتاً هر قصه‌ای فضای خودش را دارد و ساختار خودش را می‌طلبد و به تبع آن، دکوپاژ و فرم خودش را لازم دارد اگر نگاه کنید هریک از ما قصه‌های متفاوتی کار کردیم که ساختارهای متفاوتی دارند.
میهن دوست: من اعتقادی به سبک شخصی کارگردان ندارم کارگردان با توجه به فضای قصه باید آن را تصویر کند و نمی‌تواند از دکوپاژی که برای کار اکشن در نظر می‌گیرد برای کار ملودرام و فضای احساسی‌تری نیز استفاده کند. به نظر من، خود قصه می‌گوید که چگونه باید تصویرش کرد.

تنوع قصه‌ها و شخصیت‌ها و اپیزودیک بودن آن چقدر در جذب مخاطب مؤثر بوده است؟
قویدل: با توجه به اطلاعاتی که دارم این مجموعه اولین مجموعه تلویزیونی است که در ایران موفق بوده است. چون معمولاً مخاطب ایرانی مجموعه را خیلی دوست ندارد و قصه‌های جدای از هم را نمی‌پسندد. من خودم این تجربه را در مجموعه «گمشده» داشتم. مخاطب به قصه‌های منفصل از هم علاقه نشان نمی‌دهد و ترجیح می‌دهد قصه‌های دنباله‌دار را ببیند. اما در این مجموعه خلاف‌اش ثابت شده است. برای خودم جالب است که مخاطب ایرانی توانست با مجموعه ارتباط برقرار کند.

طبیعتاً تنوع قصه‌ها، تفاوت متن‌ها با هم یک جذابیت‌هایی دارد و در عین حال یک پیچیدگی‌هایی را برای کسانی که اجرای کار را برعهده دارند، خواهد داشت.
میهن دوست: برای من هم جالب است که علت دیدن مردم و دنبال کردن مجموعه چه چیزی می‌تواند باشد؟
قویدل: به نظرم اقبال مخاطب به این مجموعه بیشتر موضوعی است. مردم موضوع داستان‌ها را می‌پسندند.

داستان‌های عبرت‌آموز از سالیان سال در میان مردم ما خیلی مقبول بوده است.

میهن دوست: جاهایی هم از خط قرمزهای معمول تلویزیون کمی عبور شده، مثلاً در برخی از اپیزودها روابطی به تصویر کشیده شده که من گاهی اوقات هنگام فیلمبرداری به آن فکر می‌کردم که آیا پخش می‌شود یا خیر؟ ولی ظاهراً پخش شده. شاید یکی از دلایل آن آماده شدن مجموعه برای پخش از شبکه تهران باشد که کمی دست سازندگان آن باز‌تر است. این مجموعه شبیه به ناشراني است که داستان‌های مختلف کوتاه را منتشر می‌کنند و اين مورد استقبال هم قرار می‌گیرد. هر قسمت از مجموعه یک فیلم کوتاه ۴۰ یا ۴۵ دقیقه‌ای است.قصه‌ها ربطی به هم ندارند و شخصیت‌هم ارتباطی با هم ندارند، ولی برای من پدیده مبهم و عجیبی است که تماشاگر ایرانی که معمولاً پیگیر سریال‌های دنباله‌داری است که شخصیت‌های آنها به دنبال علاقه و عشق‌شان هستند و با موانع متعدد روبرو می‌شوند، چگونه با این مجموعه توانسته ارتباط خوبی برقرار کند.

در قصه‌هایی که در این مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» مطرح می‌شود اکثرا به این صورت است که آدم‌ها اشتباه می‌کنند و عقوبتش را هم می‌بینند یا آدم‌ها اشتباه می‌کنند، پشیمان می‌شوند اما فرصتی برای بازگشت ندارند اما ما در آموزه‌های دینی هم داریم که بسیاری از اشتباهات و خطاهای ما در جهان دیگر نتایجش به فرد گناهکار بازمی‌گردد. این درحالی است که تنوع داستان در مجموعه‌ای به نام «کلید اسرار» دیده می‌شود به گونه‌ای که می‌تواند مخاطب را جذب کند حتی در زمان بازپخش این مجموعه.
راما قویدل: من با قیاس این مجموعه با «کلید اسرار» موافق نیستم. مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»چه به لحاظ کیفی، فیلمنامه و اجرا قابل قیاس با «کلید اسرار» نیست و آن كار بسیار مجموعه ضعیف و ابتدایی است...

اما به هر حال خاستگاه مجموعه، «کلید اسرار» بوده است...
راما قویدل: همینطور است، اما گدار می‌گوید: مهم نیست که شما یک ایده را از کجا می‌آورید، مهم این است که آن ایده را به کجا می‌برید. این ایده از آن سریال گرفته شده اما به نظر من اصلاً قابل قیاس نیست آن سریال جذابیت بصری ندارد. با این که احترام می‌گذارم به هرکاری که ساخته می‌شود اما قیاس خوبی نیست. در مورد این که چرا یک بخشی از قصه‌ها به لحاظ فیلمنامه و جهت‌گیری به سمت وسوی بخش خاصی معطوف شده این سیاستی است که پدیدآوردندگان این مجموعه از ابتدا اتخاذ کردند. این مجموعه می‌پردازد به اتفاقاتی که اگر انسانی در زندگی‌اش خطایی انجام بدهد پاسخ خطا و اشتباه را در زندگی‌اش خواهد دید و این سمت و سویی است که از ابتدا برای این مجموعه در نظر گرفته شده است. «شاید برای شما اتفاق بیفتد» معماری‌اش بر این اساس شکل گرفته و این را باید برای مجموعه به عنوان یک خصیصه و مؤلفه در نظر گرفت نه به عنوان یک ایراد.
میهن دوست: نکته‌ای که گفتید، نکته جالبی است و ما هم با نویسندگان این مجموعه بحث داریم که چرا فقط عقوبت اشتباهات و خطاها را ما می‌بینیم. هرچند معدود قصه‌هایی هم بوده است که تنها به اشتباه نپرداختیم و گفتیم اگر خوبی و کار نیک هم در زندگی انجام دهید پاداش آن را خواهی دید و جنبه‌های مثبت را مورد ارزیابی قرار دادیم.
قویدل: در سری اول مجموعه یک یا دو قصه با این نگاه ساخته شد.
میهن دوست: در قسمت‌هایی که من ساختم دو یا سه روایت داریم که پایان خوشی دارند و من خودم روی این نکته تاکید داشتم چرا حتماً باید به پایان‌های تلخ بپردازیم ما با این کار گاهی اوقات وجه رحمانی دین را از آن می‌گیریم. باید به این مقوله هم بپردازیم که اگر فردی کار خوبی انجام داد امکان بخشش اعمال بد فرد هم وجود دارد. در قصه‌ای که اخیراً کار کردم فرد اشتباه می‌کند و واقعاً پشیمان می‌شود و در انتها با توجه به این که مسیر سختی را طی کرده اما بالاخره از سوی طرف مقابل، مورد بخشش قرار می‌گیرد.

داستان‌‌های فرعی که بتواند فضایی را ایجاد کند تا مخاطب بیشتر به وجه رحمانی دین نزدیک شود در اپیزودها دیده نمی‌شود. تنها به شخصیت اصلی پرداخته می‌شود و گاه شخصیت اصلی داستان نیز درست معرفی نمی‌شود.
قویدل: به دلیل زمان کوتاهی که برای هر قسمت در نظر گرفته شده است ما نمی‌توانیم هم به روایت شخصیت اصلی بپردازیم و هم قصه‌های فرعی را پیش ببریم.میهن دوست: البته در برخی از قصه‌ها این مسئله لحاظ شده است. یک اپیزود از کارهای آقای معظمی «اتفاق خودش می‌افتد» قصه با یک شخصیت شروع و با شخصیتی دیگر به اتمام می‌رسد. بعضی از اوقات اینطور است. اما زمان واقعاً اجازه نمی‌دهد.

معضل اصلی به ويژه اين دست کارهای تلویزیونی را در چه می‌بینید؟
قویدل: به نظر من معضل اصلی کارهای داستانی در تلویزیون، یک سطحی‌نگری و سهل اندیشی که مدت زمانی است در اجرای کارهای تلویزیونی اتفاق افتاده است. کارها بسیار ساده در حد برنامه‌های سوئیچی و روتین تلویزیون در قالب داستانی و معمولا در فرم طنز اجرا شده که مخاطبین زیادی پیدا کرده و آن کارها متاسفانه تبدیل به اسلوب رایج کار داستانی تلویزیون شده است. به نظر من این جنس کارها لطمه بسیار جبران‌ناپذیری به فرهنگ بصری سریال‌سازی و فیلم‌های تلویزیونی ما زده که رفته رفته ذهنیت مخاطب را تغییر داده و تبدیل به یک ذهنیت کاملاً ساده اندیشانه کرده است. این در حالی است که تماشاگر خارجی با سریال‌های عجیب و غریب و بسیار پیچیده به خوبی و به راحتی ارتباط برقرار می‌کند و دوستش دارد. این سیل سریال‌هایی که از خارج کشور به ایران سرازیر شده گواه این قضیه است. تولیداتی که پر از هزینه‌های عجیب و غریب است اما برای تلویزیون ساخته شده و ساختار آن به گونه‌ای در نظر گرفته شده که هیچ تفاوتی نمی‌توان بین کار سینمایی و تلویزیونی برای آنها قایل شد.

بیشتر در سریال‌های ۹۰ شبی و طنز سطحی‌نگری دیده شده است...
قويدل: البته من مخالف ساخت آثار طنز و آن جنس کارها نیستم زیرا آن‌کارها هم مخاطبین خودش را دارد. اما یک جنس کارهای دیگر هم باید باشد که مخاطبینش متفاوت باشد. وقتی یک سریال طنز ساخته می‌شود قرار است که لحظات فراغت افراد را پرکند، نمی‌توان روایت خاصی برای آن در نظر گرفت اما زمانی که می‌خواهید یک اثر هنری و تاثیرگذار بسازید به گونه‌ای‌که وقتی بیننده تلویزیون را خاموش می‌کنند، ذهن‌شان هنوز درگیر باشد نمی‌توان و نباید ساده و بدون کنتراست کار کرد. اما متاسفانه تبدیل به سليقه عموم شده است. به اعتقاد من هر اثر هنری مهمترین وظیفه‌اش این است که انسان‌ها را یک قدم به انسان‌تر شدن نزدیک کند و «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» نزدیک به هدف غایی هنر است.هدف سریال کمک به انسان‌ها است برای این‌که انسان‌تر باشند. این گونه سريال‌ها نياز به نوعي روایت دارند که تاثیرگذاری عمیقی روی مخاطب داشته باشند و کسانی که کارها را می‌سازند باید از مولفه‌هایی استفاده کنند که این تاثیرگذاری را به حداکثر برساند و طبیعتاً باید از همه ابزارهای فیلمسازی بايد استفاده کرد.
میهن دوست: من تفاوت برای مدیوم تلویزیون و سینما قایل هستم اما به نظرم این تفاوت‌ها مربوط به اوایل دوران ورود تلویزیون به عنوان رسانه است زیرا این قدر در حال حاضر سینما بر تلویزیون (و بالعکس) تاثیرگذار بوده که تفاوت‌ها کمرنگ‌تر شده است. نمونه‌هایش را هم می‌بینیم، زمانی ما کمدی موقعیت در سینما داشتیم مثل ژاک تاتي اما الان مستربین را می‌بینم که همان است. طنز کلامی نیست، طنز موقعیت است که برای تلویزیون ساخته شده و تماشاگر تلویزیون آن را می‌بیند. برای تاثیرگذاری روی تماشاگر تلویزیون دو خصیصه وجود دارد ۱ ـ تفکر ۲ـ احساس. می‌توان روی احساس تماشاگر با دیالوگ و داستان تاثیرگذاشت اما بحث تفکر را باید بیشتر در نظر گرفت که متاسفانه در کارهای تلویزیونی بیشتر روی احساس تماشاگر کار می‌کنیم تا تفکر او . تماشاگر را به تفکر و تعمق وانمی‌داریم تا مجبور باشد برای نتیجه‌گیری از قوه تفکر و یا تخیلش استفاده کند و تصویرسازی کند. شاید این فاکتور در تولیدات تلویزیونی ما کمرنگ شده و توجیه هم این است که تماشاگر تلویزیون حوصله فکر کردن ندارد. نمونه‌هایی در تلویزیون وجود دارد که کارهای شاخصی است و تماشاگر خودش هم داشته مثل «رعنا» (میرباقری) یا «روزی روزگاری» (احمدجو) و... نمونه‌های مثال‌زدنی زیاد است. ما تماشاگر را خودمان تربیت می‌کنیم
قویدل: نکته‌ای را باید این‌جا متذکر شوم، در دوره‌ای که «رعنا»، «هزاردستان»، «روزی روزگاری»، «سربداران» ساخته شد محصولاتی که ارایه می‌شد بسیار محدود بود ما تنها دو شبکه داشتیم و در طول هفته ممکن بود تنها یک کار داستانی پخش شود .شاید اگر آن کارها الان ساخته شود سرنوشت مهجوری پیدا کند چون فضا عوض شده است.
میهن دوست: درست است اما نمونه نزدیک‌تر می‌توان به «روزگار قریب» (کیانوش عیاری) اشاره کرد با وجود رقابت‌ها و تعدد شبکه‌ها ، مخاطب خود را داشت و دیده شد. اگر ما تولیدات کلید اسراری (من یک فریم از این کار را ندیدم تنها شنیدم) ارایه بدهیم تماشاگر به دیدن آن نوع کار عادت می‌کند اگر تولیدات را کمی شاخص‌تر و بهتر ارایه بدهیم مخاطب به آن عادت خواهد کرد. تلویزیون باید برای همه مخاطبین خوراک ارایه دهد، اعم از مخاطب فرهیخته و مخاطبین دیگر. یکی از رسالت‌های تلویزیون این است که سطح سلیقه مخاطب عام را ارتقاء بدهد. اگر قرار باشد به خواسته‌های آن قشر توجه کند، سطح کیفی آثار تنزل پیدا خواهد کرد. ما سلیقه مخاطب را می‌سازیم. من معتقدم در هیچ جای دنیا هیچ کس نمی‌تواند مدعی باشد که من مخاطب را خوب می‌شناسم. اگر این حرف صحت داشته باشد ما باید فیلمسازانی داشته باشیم که همه کارهاشان موفق باشد . بزرگترین فیلمساز دنیا اسپیلبرگ است که در برخی از آثارش مثل «آمیستاد» یا «به رنگ ارغوان» نمی‌تواند مخاطب را جذب کند.هیچکس در دنیا وجود ندارد که مخاطب را به طور کامل بشناسد. فیلمساز باید براساس سلایق خودش بسازد اما اگر برای تلویزیون کار می‌کند سلیقه مخاطب را درنظربگیرد.

برگردیم به «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» و توانایی آن در جذب مخاطب...
میهن دوست: «شاید برای شما اتفاق بیفتد» شبیه برند شده. تقریباً تماشاگر می‌داند و آن را دنبال می‌کند. نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است رسانه‌ها کمتر نقد ساختاری (به شکل درست) می‌کنند و بیشتر به نقد قصه و محتوایی اشاره دارند به عقیده من اگر ساختار هم مورد بحث و بررسی قرار بگیرد تماشاگر یک مقدار با مباحث ساختاری نه تخصصی آشنا می‌شود.
قویدل: معمولاً نقدهای مضمونی کارگردان نمی‌تواند پاسخگو باشد. کارگردان تحلیل خودش را می‌گوید چون بالاخره او کلمات را به زبان تصویر ترجمه کرده اما اساساً نقدهای مضمونی نقدهای خوبی نیست . بیشتر سلیقه‌ای است.

آقاي ميهن دوست، وقتي آثار شما را دنبال مي‌كردم، به ويژگي‌هايي رسيدم كه در مجموعه‌سازي تلويزيوني جالب توجه بود. مثلا عبور کودک از عرض اتوبان برای رسیدن به پارک در اپیزود «بعداز جدایی» كه خیلی خوب از کار درآمده بود...
میهن دوست: من معتقدم نباید کارهای خطرناک که باعث آسیب رسیدن به بازیگران و عوامل می‌شود انجام دهیم و حتی الامکان باید از فناوری روز دنیا برای این نوع صحنه‌ها استفاده کنیم. این صحنه را هم به دلیل خطری که ممکن بود برای بازیگر و عوامل ایجاد کند ما به صورت جداگانه گرفتیم و با کمک جلوه‌های ویژه بصری صحنه را آماده کردیم.

چقدر بر تدوین کار نظارت داشتید؟ آن هم با توجه به این که به نظر می‌رسد آثار شما از ریتم تندی برخوردار است و شاید اگر دربرخی از نماها تامل بیشتری صورت می‌گرفت پیام بهتر به مخاطب القاء می‌شد.
میهن دوست: آقای هاشمی تدوینگر خوبی هستند با تعاملی که بایکدیگر داریم کار را تدوین می‌کنند. ایشان با سلایق من آشنا هستند و با هم مشورت می‌کنیم. تدوین برای من از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا معتقدم پالایش و ویرایش نهایی اثر در تدوین صورت می‌گیرد. من حساسیت زیادی به ریتم کار دارم مخاطب تلويزيون اكثراً آثاري با ريتم كند را شاهد بوده است و من تلاش كردم ريتم اپيزودها مناسب باشد، شاید در برخی از موارد ریتم کار تندتر از حد معمول شده باشد. آقای هاشمی در مرحله اول تدوین می‌کنند بعد باهم مشورت می‌کنیم و روتوش می‌کنیم بعد از میکس هم نکاتی را یادداشت می‌کنم و کار را کوتاه می‌کنم شاید در برخی از موارد زیاده روی شده است که دیگران هم گوشزد می‌کنند.

آقاي قويدل، تكنيك‌هاي روايي در كار شما هم كه مورد توجه كارشناسان و مردم قرار گرفته. زواياي دوربين در كار شما خيلي جذاب، مؤثر و سينمايي است. به عنوان مثال در برخی از صحنه‌ها که تنهایی شخصیت ونگرانی از عقوبت کار را به تصویر می‌کشید، دوربین در بالاترین نقطه ممکن قراردارد و قاب زیبایی به تصویر کشیده می‌شود. مثل اپیزود «فرصتی دیگر شاید» ...
قویدل: من سینما را به صورت آکادمیک دنبال نکردم و قاب بندی‌ها در کارهایم بیشتر حسی است و قابل توضیح نیست. بیشتر غریزی فیلم می‌سازم و سعی می‌کنم دوربین را در بهترین جای ممکن قرار بدهم تا آن حسی که مد نظرم است به مخاطب انتقال یابد. اگر دوربینم در جای درستی قرار نگرفته باشد و قاب مناسبی نباشد جای آن را عوض می‌کنم و به دنبال جای بهتری برای ارایه قاب بهتر هستم. به عقیده من اساساً هنر هیچ قاعده‌ای ندارد. شاید زمانی که غمگین بودم احساس کردم از بالا به من نگاه می‌شود و حس خوبی است و همان زاویه را در نظر می‌گیرم. من همیشه این جمله بسیار مهم هیچکاک را مد نظر دارم که «مستطیل پرده سینما را باید از احساس انباشت» و در کارهایم سعی می‌کنم به پلان و قابی فکر کنم که احساسی که نیاز است و مد نظرم است را بتواند انتقال بدهد . فیلمسازی کشف و شهود خیلی جذابی است.

در اکثر اپیزودهایی که شما کارگردانی کردید طراحی صحنه و لباس به گونه‌ای با حالات و روحیات شخصیت‌های داستان همخوانی دارد و رنگ به گونه‌ای بیانگر روحیات شخصیت‌هاست...
قويدل: به اعتقاد من هنر تصوير، سینما و فیلم بسیار قدرتمند است و زمانی که بتوانیم از ابزار آن درست استفاده کنیم مي‌توانيم اين قدرت را در اختيار گرفته و از آن بهره لازم را ببريم پس باید از ابزار آن درست و دقيق استفاده كنيم . من به شخصه معتقد به کار گروهی هستم و به کرات به دوستانم در کار گوشزد می‌کنم که هرآنچه که در جهت بهبود کار به ذهنشان می‌رسد ارایه دهند تا همه مشارکت داشته باشند. خانم کرامتی طراح صحنه و لباس بسیار دقیقي هستند و در انتخاب و استفاده از رنگ‌ها طراحی می‌کنند . شاید در برخی از کارها شاهد سهل اندیشی در انتخاب لباس بازیگرها باشیم اما ایشان به طراحی و انتخاب رنگ و لباس‌ها دقت نظر دارند و حتی از لباس‌های موجود هم به گونه‌اي استفاده و انتخاب مي‌كنند كه در راستا و در خدمت قصه باشد. همین طور در اجزاء دیگر کار فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و... شاهد اين دقت نظرها هستيم وقتی همه گروه احساس کنند در کار مشارکت دارند همه تلاش می‌کنند تا به بهترین نحو کار خود را انجام دهند. به عقیده من فیلمسازی یک صنعت است بعضی وقت‌ها این صنعت به مرحله هنر ارتقاء می‌یابد، بعضی وقت‌ها برخی از افراد این هنر را به مرحله هنر متعالی ارتقاء می‌دهند اما برخی از دوستان نیز تنها مصور سازی می‌کنند که بخشی از تولیدات تلویزیونی تنها تصویر سازی است. متاسفانه حجم تولیداتی که برای آن‌ها وقت و انرژی صرف شده است کم است. امیدواریم همه مدیران در راستای ارتقاء سطح کیفی آثار تلاش کنند تا از ابزار و صنعت سینما به نحوي درست استفاده شود و شاهد تولید آثار درخور توجه بیشتری باشیم.

چقدر سری جدید مجموعه توانسته مخاطب را جذب کند؟
میهن دوست : حتماً اين قدرت جذب وجود داشته که سری دوم این سریال ساخته شده است. سیاستگذاری‌های تلویزیون به گونه ای است که براساس پارامترهای مختلف که یکی از آنها آمارگیری است، انجام می‌شود و تصمیم به ادامه تولید یک مجموعه گرفته می‌شود.

زمان پخش مجموعه مناسب بود؟
قویدل: اگر یک کاری خوب باشد در هر زمانی پخش بشود دیده می‌شود ما کارهایی داشتیم که زمان‌های نامناسب پخش شده اما دیده شده. خیلی به زمان پخش بستگی ندارد باید کار خوب ارایه شود . خیلی وقت‌ها هم کارهای خیلی خوب شکست خورده است چه در سینما و چه در تلویزیون ما نمونه‌های خیلی درخشانی در این زمینه داشتیم که متاسفانه شکست خوردند. به شرایط پذیرش از طرف جامعه بستگی دارد که بسیار مفاهیم پیچیده‌ای دارد شاید دو یا سه تهیه‌کننده در ایران وجود دارند که هوش لحظه‌ای داشته باشند و تشخیص بدهند که در حال حاضر سلیقه مخاطب چیست حتی گاهی وقت‌ها آنها هم اشتباه می‌کنند. استقبال مخاطب از یک اثر هنری مفهوم پیچیده‌ای است و به پارامترهای زیادی بستگی دارد.
میهن دوست: کار ما تولید یک اثر است. برای پخش آن یک سیاستگذارانی وجود دارند براساس شرایط رسانه امکان پخش را فراهم می‌کنند. اگر هم گلایه بکنیم گلایه به جایی نیست زیرا همانطور که انتظار داریم آنها کمتر در تولید دخالت داشته باشند، ما هم نباید در کار آنها دخالت کنیم.

------------------------------------
گفت‌وگو از: زهرا قزيلي
------------------------------------
انتهاي پيام/ا

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار