بیداری اسلامی/ همین الان بگیریدشان!
بند اول پلاک امروز را شروع کنم با توصیهای مختصر و مفید، خطاب به انقلابیون لیبی. ببینید عزیزان! تا تنور انقلابتان گرم است، آقازادههای معمر قذافی را دستگیر کنید، و الا آقازاده جماعت به این راحتیها دم به تله نمیدهد! ننه مردههای این قذافی را الان که در لیبی خر تو خر است، دستگیر کردید، و الا چند صباح دیگر که زبانم لال به همین سیفالاسلام نازکتر از گل بگویید، شورای انتقالی یا انقلابی یا هر چی، خودتان را بازداشت میکند، هیچی، حالتان را هم میگیرد! خلاصه از ما گفتن بود. پسفردا که به آقازادههای قذافی، یک چیزی هم بدهکار شدید، نگویید نگفتید! ما که چند پیراهنی بیش از شما پاره کردهایم، پر بیراه نمیگوییم.
حدیث نفس/ پشت صحنه پلاکی که ننوشتمش!
هفته گذشته در ورای سقوط قذافی، نمیدانم کدام خبرگزاری شیر پاک خورده خارجی یا داخلی، خبر داد که آقازادههای قذافی بازداشت شدهاند. بسی مسرور از این خبر و بیهیچ قصد شیطنتی، میخواستم چیزکی درباره بازداشت آقازادههای قذافی بنویسم که اواسط مطلب ملتفت شدم بازداشت آقازادههای قذافی تکذیب شده است! این حکما راست گفتهاند که آسمان همه جا به یک رنگ است.
روز قدس/ برای شحات
از مصر عزیز دو شحات را خوب میشناسم؛ یکی شحات انور که قرآن را خوب میخواند در تلاوتهای مجلسی و یکی هم احمد الشحات، جوان ۲۳ ساله مصری که قرآن را همین هفته پیش با ترتیل عمل خواند و از سفارت اسرائیل بالا رفت و گفت:« اگر ۱۰۰ طبقه هم بود این سفارت، باز فتحش میکردم». شحات و دوستانش در مصر، مرا یک سر میبرد به خاطرات و مخاطرات اول انقلاب خودمان. اینکه نکند ملیگراها، منحرف کنند انقلاب اسلامی را از مسیر مستقیم، دغدغه همه انقلابیون در هر کجای جهان اسلام است. خیلیها با یک تحلیل مندرآوردی، ادعا میکردند که انقلاب مردم مصر یا کار خود امريكاییهاست یا اینکه هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ما ندارد. این روزها اما مردم مصر، نشان دادند که تنفرشان از رژیم جعلی اسرائیل، در گذر حکومت مبارک، هیچ کم نشده. شاید آتشفشانی بود که اجازه فوران نداشت. مبارک که رفت، امريكا مهمترین مهرهاش در مصر را از دست داد و حالا از مصر، همان شعارهایی به گوش میرسد که نزدیک ۳۰ سال پیش، ملت ما سر میداد. معالاسف مصریها هم امروز مثل اول انقلاب ما دغدغههای مشابهی دارند. خطر ملیگرایی، خطر مهمی است. ملیگراها در همه جای جهان، از ملیت کشورشان استفاده ابزاری میکنند تا در پوشش حرفهای به ظاهر زیبا و فریبنده دوچیز را همزمان تخریب کنند؛ نخست، دین یک ملت را و دوم، ایستادگی یک ملت را. مصر زادگاه بسیاری از جنبشهای اسلامی بوده و در بسیاری از زمینههای مربوط به قیام و انتقام، در ردیف سرآمدان ملل مسلمان است. حال که مسلمین با هم و متحد با هم و در یک فصل باشکوه از تاریخ اسلام، دست به یک انتفاضه سراسری زدهاند، باید به جای ملیگرایی، سخن از اسلامگرایی گفت. این است رمز اتحاد.
ملیگراها بر فرض که راست بگویند -که همین ملیگرایی را هم راست نمیگویند!- ملیت میهنیشان را برجستهتر از دین و آيین میدانند، اما در نگاهی عمیقتر و جهانشمولتر، باید گفت که مهمتر از مصر و بحرین و لیبی و یمن و تونس و لبنان و حتی مهمتر از ایران، این اسلام است که باعث چنین خروش عظیمی شده. هر کشوری برای مردم کشورش عزیز است، اما نه ملیگرایی که اسلامگرایی، عامل وحدت مسلمین است. اهرام ثلاثه برای مصریها قشنگ است و تخت جمشید برای ما، اما اسلام برای هر دوی ما زیباست. به همان اندازه که در چنین مقطعی سخن گفتن از دعوای شیعه و سنی، یک بحث انحرافی است، حرف زدن از ملیگرایی هم خطر بزرگی است. این روزها فقط باید از «امت واحده اسلامی» سخن گفت. اگر در اروپا مرزهای جغرافیایی، کارکرد خود را به نفع «یورو» یعنی به نفع وحدت سیاسی و اقتصادی غرب از دست دادهاند، چرا ما درهم نشکنیم این مرزهای عمدتاً استعماری را؟! ملت مصر، ملت ماست، همچنان که ملت بحرین و سوریه و لبنان. بسیار سخن باید گفت در این باره، اینجا جای مجالش نیست.
تمدن غرب/ حقوق بشر یا حقوق حیوانات؟!
و اما آخرین بند. این را مینویسم که خواستید بخندید و نخواستید هم غصه بخورید برای تمدن غرب. متأثر از حوادث لندن که پسلرزههایش هنوز هم ادامه دارد، به خاطر یک گاز بستنی، مردم بدبخت انگلیس را ۱۶ ماه زندانی میکند این قصاب وحشی بالکن سلطنتی، دیوید کامرون. در آلمان هم حوادث برلین و هامبورگ منجر به بازداشت بسیاری شد، اما چون در غرب، آزادی نیست و از آزادی، کاریکاتوری بیش نیست، بحث روز رسانههای دولتی اروپا درباره جناب «ایون» است، اما کیست این ایون؟! ایون یک گاو آلمانی شش ساله است که چندی پیش از کشتارگاهی در آلمان گریخت. حالا در اروپا میان طرفداران حقوق حیوانات و شکارچیان، چیزی شبیه یک جنگ در گرفته! دسته اول، زنده ایون را میخواهد و دسته دوم، به چیزی جز شکار این زبان بسته رضایت نمیدهد. کار این جنگ، اما به رسانهها هم کشیده و چقدر هم با آب و تاب و با حاشیه. کاش در اروپای مهد آزادی، انسان هم اندازه گاو شرف داشت و یکی هم پیدا میشد که اعتراض کند به ۱۶ ماه زندان، برای یک گاز بستنی در جریان اغتشاشات لندن! اگر این است تمدن غرب، باید گفت: واقعاً که!