
شکرستان شهر يا کشور است که هم بسيار بيگانه است و هم چنان نزديک و آشناست که گويي سالها در آن زندگي کرديم. شخصيتها، آدمها و داستانهايش را هم دور از خود و مختص خود شکرستان ميدانيم و هم گويي خودمان بارها در کشمکشهاي اين داستانها و قصهها گير افتادهايم. شکرستان غريبهترين آشناي دنياي انيميشن ايران است. به جرأت ميتوان گفت نيمي از موفقيتهاي انيميشن شکرستان مديون متن و ساختار طنزگونه آن است. مهدي اسماعيلي فيلمنامهنويس اين مجموعه از ساختار روايتي، شخصيت پردازي، ايدههاي طنز و ساخت شکرستان ۲ ميگويد.
ايده اوليه داستان شکرستان ازکجا آمد و چطور به طرح کلي فيلمنامه اين کار رسيديد؟
ايده اوليه از يک قصه قديمي ايراني به اسم «دروغي که از دروازه تو نميآد» شروع شد و قسمتهاي بعد تا قسمت ۳۰ را از قصههاي کهن ايراني اقتباس و با يکسري تغييرات با داستانها و اتفاقات امروزي ترکيب کرديم چون خود قصههاي کهن به خودي خود مناسب شکرستان نبود. از قسمت ۳۰ به بعد شکل کار تغييرکرد و به اين صورت بود که ما کليت يک قصه را ميگرفتيم و آن را با داستانهاي امروزي تلفيق ميکرديم مثل داستان چوپان دروغگو که مثلاً وقتي از کار اخراجش ميکنند به شهر مياد و شرکت تبليغاتي ميزند.
ادغام قصههاي کهن با مسائل روز از ويژگيهاي شکرستان است، چطور به اين ترکيب رسيديد؟
من قصههاي کهن ايراني را واقعاً دوست دارم وقتي اين پروژه را شروع کرديم من صدها قصه ايراني را خوانده بودم ولي تعداد کمي از اين قصهها مناسب ساخت در شکرستان بود بنابراين ما قصه کم آورديم به همين خاطر ما تا قسمت سيام از قصههاي قديمي استفاده کرديم و براي قسمتهاي بعدي مجبور شديم در قصهها تغيير ايجاد کنيم تا براي ساختن شکرستان مناسب باشد. اين يک فرم جديد بود که به نظرم دلنشين و جذاب بود يعني ترکيب قصههاي قديمي با ماجراهاي امروزي و آن چيزي که باعث اين خلاقيت شد نياز به قصههاي مناسب براي اين مجموعه بود. چون قصهها محدود بودند و با اين وجود بعد از مدتي هم شکرستان خسته کننده ميشد و نياز به تغيير داشت و هم کمبود قصهها باعث شدند که در قصهها اين تلفيقات را داشته باشيم.
يکي از ويژگي مهمي که باعث شد شکرستان تا اين حد موفق باشد، شخصيت پردازي خوب و فيلمنامه طنازي بود که اين کار داشت. حتي لهجهها و تيکه کلامها خيلي خوب از آب درآمده است، براي اين لهجهها از قبل فکر کرده بوديد؟
از قبل روي اينها فکر شده بود و ما سر صحنه يک صداي شاهد داشتيم ولي بعضي از لحنها و لهجهها هم زمان دوبله به کار اضافه شد ولي براي اکثر شخصيتها تأکيد داشتيم که لهجه داشته باشند مثل ننه قمر که عمداً آن را اصفهاني گرفته بوديم. خود من اين دغدغه را داشتم که بتوانم از اينگونه طنز استفاده کنم ولي اين نگراني هم براي ما وجود داشت که آيا براي تماشاگر ايراني اين نوع طنز قابل درک است يا نه که البته در خيلي از جاها پاسخ گرفتيم و مردم خيلي خوب با کار ارتباط برقرار کردند. من سعي کردم که اين حرکت طنز ايراني به سمت طنز خارجي نرود.
موقع کار تعاملتان با کارگردان مجموعه چطور بود؟
انيميشن کاري است که کاملاً بايد تيمي و گروهي پيش برود. شما وقتي داريد چيزي مينويسيد که قرار است کسي ديگر آن را بسازد بايد با کارگردان کاملاً هماهنگ باشيد. اگر من ايدهاي داشتم که کارگردان خوشش نميآمد، سعي ميکردم که به ذهنيت و نگاه کارگردان نزديک بشوم. همينطور وقتي بابک نظري(کارگردان) ايدهاي داشت که من فکر ميکردم به کار نميخورد با او در ميان ميگذاشتم.
شکرستان از محدود انيميشنهاي موفق ايراني و شايد موفقترين آنها حتي خارج از کشور هم باشد. شما دليل اين موفقيت را در چه چيزي ميبيينيد؟
به نظرم ميشود اسمش را يک شانس بزرگ گذاشت. به اين دليل که براي ساخت اين مجموعه يکي از بهترين تيمهاي انيميشنسازي دور هم جمع شدند. ما اگر انيمه آقاي هژير ضيايي را نداشتيم، بخش بزرگي از کار از دست ميرفت. اگر طراحي شخصيتهاي خانم خيري نبود، کار به اين زيبايي نميشد. اگر استوري بوردهاي آقاي ضامني نبود، کار اين نميشد و اگر کارگرداني خوب بابک نظري و تهيه کنندگي حرفهاي آقاي صفوي نبود، شکرستان به هيچ وجه به اين حد از موفقيت نميرسيد. در حوزه متن هم که مربوط به من ميشود وسواس بيش از حد روي متن شکرستان باعث شد که بهترين قصهها و شخصيتها را خلق کنيم. پروژههاي ديگر با يکي دو تا ايده شکل ميگيرند ولي در اين کار تعداد ايدههايي که مطرح ميشد که به ايده نهايي برسيم، خيلي زياد بود. به همين خاطر بود که توليد ۹۵ قسمت نزديک به ۳ سال طول کشيد. همه تلاش کردند که کار خوب و متفاوتي توليد شود و تلاشي که براي متن اين کار شد بيشتر از چندين و چند کار بزرگ انيميشني بود و اين حساسيت در تمام گروه شکرستان بود.
شکرستان ۲ در چه مرحلهاي است و فکر ميکنيد چه زماني آماده پخش ميشود؟
در حال توليد هستيم و بزرگترين سدي که جلوي کار است، فيلمنامه است. تنها چيزي که سرعت ما را محدود ميکند، بخش فيلمنامه است. چند قسمت از سري جديد را نوشتيم که نسبت به کار قبلي زمانش طولاني تر است. سري قبل قسمتها حدوداً ۱۵ دقيقه بود ولي در اين مجموعه قصهها ۲۵ تا ۳۰ دقيقه شدهاند و اين زمان بيشتر دست ما را براي اينکه راحت تر به موضوعات بپردازيم و مانور دهيم باز گذاشته است. در شکرستان ۱ بخش زيادي از قسمتهاي زيباي متن به خاطر تنگي وقت حذف ميشد. ما تمام تلاشمان را ميکنيم که براي عيد نوروز يک مجموعهاي را آماده پخش کنيم.
شخصيتها و فضاي سري جديد هم شبيه مجموعه قبلي است يا نه تغييراتي در کار ايجاد شده است؟
نه همان شخصيتها هستند به اضافه يکسري شخصيتهاي جديد و قرار است هم فضاهاي جديدي طراحي بشود و هم داستانهاي جذاب و خاصي نوشته شود. در کار قبلي يک قاعدهاي گذاشتيم که شخصيتها در شکرستان انگار بازيگر هستند و قرار است در داستانهاي مختلف بازي کنند. در سري جديد هم شخصيتهاي جديد به عنوان بازيگر وارد شکرستان ميشوند. در واقع از روزي که اسم شکرستان را براي اين مجموعه پيشنهاد دادم، ديدگاهم اين بود که شکرستان در اصل شهر قصههاي شيرين ايراني است و از اين رو با اين شخصيتهاي شيرين ميشود قصههاي شيريني را روايت کرد.
در خبرها داشتيم که قرار است شکرستان وارد شبکه نمايش خانگي شود. نظر شما در خصوص اينکه يک انيميشن ايراني توانسته اينقدر مخاطب داشته باشدکه مستقلاً هم بتواند درآمدزايي کند، چيست؟
ما که خيلي خوشحاليم که کار بتواند به دست مردم برسد و امروز پخش خانگي هم از بازار پر رونقي برخوردار است و اين کار کمک ميکند که عموم مردم با انيميشن ايراني و تواناييهاي بچههاي انيميشن بيشتر آشنا شوند. خوشبختانه متن شکرستان يک متن چند لايه است که مخاطب ميتواند با شوخيها و طنز آن چند بار هم که شده سر ذوق و کيف بيايد.