سرویس بین الملل ندای انقلاب- رضا علوی/ رسیدن انقلابیون لیبی به میدان "الخضرا" در قلب طرابلس كه با جشن و شادمانی مردم در این شهر همراه شد، پس از ماه ها خروش ملت ليبي، درسهاي بسياري را براي كشورهايي چون بحرين و يمن در پي دارد.
بي شك پس از وقوع تحولات سياسي در منطقه خاورميانه كه ناشي از بيداري اسلامي ملت ها بود، مردم ليبي بيش از مردم مصر، تونس، يمن و ديگر كشورها مورد هجوم ديكتاتور حاكم بر سرزمين شان قرار گرفتند. در واقع در فوریه ۲۰۱۱ میلادی هنگامي كه گروهی از معترضان سیاسی با الهام گيري از مخالفان و معترضان جدید تونس و مصر و دیگر بخشهای جهان عرب، بر ضد دولت قذافی در لیبی به پا خواستند، سرهنگ معمر قذافي ديكتاتور حاكم بر ليبي برخلاف ديكتاتورهاي ديگر منطقه كه در ابتدا كوشيدند با ايجاد تغييراتي در قوانين و احكام كشوري، مردم خود را به آرامش دعوت كنند، از همان ابتدا به روي ملت خود اسلحه كشيد و در همان سه روز نخست قيام مردم، نزديك به ۲۰۰ جنازه در خيابان ها بر جاي گذاشت.
شدت حملات نظامي از سوي ديكتاتور قذافي به سوي ملت خود تا حدي بود كه همزمان با اوج گيري قيام مردم و تبديل آن به يك شورش عمومي، شلیک گلوله نیروهای امنیتی لیبی به سر و سینه معترضین نيز شدت گرفت و حتي خبرگزاري هاي خارجي نيز از سكوت در برابر چنين جناياتي عاجز ماندند. ورود جنگنده هاي نظامي براي بمباران هوايي معترضان و خاموش كردن بيداري اسلامي ليبي، اقدام ديگري بود كه سرهنگ معمر قذافي بدون كمترين ترسي آن را اجرا كرد. قذافي در آن روزها سعي داشت اوضاع ليبي را در نگاه بين المللي كاملا طبيعي و آرام نشان دهد و شرايط ليبي را براي جهان به نحوي مخابره كند كه گويي ليبي در آرامش كامل است و مردم نيز در آسايش مطلق به سر مي برند.
ديكتاتوري در ليبي اما فقط محدود به زبان و رفتار شخص قذافي نبود؛ فرزندان قذافي كه هر كدام از آنها بخشي از امور كشور را در دست داشتند نيز به گونه اي كمر همت براي سركوب مردم كشور خود بسته بودند. در ميان ۷ فرزند قذافي، سيف الاسلام كه معمر قذافي به وي به عنوان جانشين خود نگاه مي كرد، بيشترين نقش فرزندي را در حق پدر ايفا كرد. وي در پي حوادث ليبي با ظاهر شدن در تلويزيون رسمي اين كشور مردم ليبي را به قتلعام و كشتار تهديد كرد.
در ادامه مسير حوادث ليبي كه با قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل مواجه شد، راه هاي نفوذ آمريكا و انگليس نيز به ليبي باز شد. نيروهاي بيگانه كه ابتدا با بهانه مقابله با قذافي وارد ليبي شدند، اما در زماني كوتاه، شرايط ليبي را تبديل به مقابله دوجانبه با مردم كردند؛ مردم از يك سو مورد تهاجم قذافي و از سوي ديگر مورد هجوم نيروهاي بيگانه بودند. ورود نیروهای اطلاعاتی انگلیس و امریکا به لیبی كه در واقع با هدف شناسایی هویت عناصر محوری جبهه مخالفان دولت قذافی بود، نشان داد که جهان غرب برای شناسایی فضای جدید در کشورهای شمال افریقا و خاورمیانه هیچ وقعی به مردم و مطالبات نمیگذاشت. نيروهاي بيگانه در حقيقت براي تحقق دو شرط وارد ليبي شدند: ۱- عدم ورود اسلامگرایان به قدرت پس از دولت قذافي ۲- تضمین صادرات نفت و منافع غرب در فردای حوادث امروز. چنانكه امریکاییها در حوادث لیبی زمانی خواستار رفتن قذافی شدند که یک میلیون و یکصد هزار بشکه از صدور نفت لیبی متوقف شده بود، اما چون ماهیت انقلابیون برای امریکا مشخص نبود با فرستادن عناصر اطلاعاتی به بنغازی درصدد شناسايي اوضاع برآمدند.
ولي از آنجا كه مردم ليبي كه بيش از ۹۷ درصد آنان مسلمان هستند، در مسير قيامي برآمده از بيداري اسلامي ملت ها قدم برمي داشتند، از هر طرف مورد تهاجم قرار گرفتند. با اين حال نه فقط حركت اسلامي خود را متوقف نكردند كه اجازه سوار شدن بيگانگان بر تحولات ليبي را هم ندادند. اين مقاومت مردم ليبي در نهايت نتيجه بسيار مثبت و دلنشيني داشت و سرانجام انقلابیون توانستند خود را از چند جهت، به ویژه از دریا به طرابلس برسانند و با استقبال مردم مواجه شوند. بي ترديد جشن پيروزي مردم طرابلس كه دیشب پس از ورود انقلابیون با سردادن شعار الله اکبر برگزار شد، مي تواند درسي از مقاومت باشد براي مردم ساير كشورها از جمله بحرين و يمن كه اينك در برابر ظلم ديكتاتورها قرار دارند.