
سیدصادق حسنیمقدم | در آستانه فرا رسیدن ۲۹ مرداد سالروز برقراری آتشبس در جنگ تحمیلی میان ایران و عراق قرار داریم. در این روز رژیم بعثی پس از گذشت یك ماه از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط جمهوری اسلامی ایران برقراری آتشبس را پذیرفت. در این زمینه به گفتوگو با جانباز ۷۰ درصد دكتر حمید صالحی نشستیم كه مطالعات و پژوهشهای خوبی درباره زمینههای داخلی و خارجی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ داشته است و تز دكترای او با عنوان «نقش قدرتهای بزرگ در جنگ عراق علیه ایران» به دلیل دقت، ریزبینی و مستندات آن در حال ترجمه به چند زبان زنده دنیا است، گفتنیاست دكتر صالحی ۶۴ ماه سابقه حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل داشته است. گفتوگو با وی را پیرامون علل و عوامل پذیرش قطعنامه و پذیرش آن میخوانید:
--------------------------------------------------------------------------------
ابتدا توضیح دهید چرا رژیمی كه دائماً دم از آتشبس و پایان جنگ میزد پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، مجدداً در سراسر مرز به كشورمان حمله كرد؟
قطعنامه ۵۹۸ برخلاف سایر قطعنامههایی كه از آغاز جنگ علیه ایران صادر میشد تا حدودی نظرات جمهوری اسلامی ایران را تأمین میكرد به همین دلیل عراق جنس این قطعنامه را به ضرر خود میدید اما دلیل اصلی این نبود. بعد از پذیرش قطعنامه توسط ایران، آنها احساس كردند كه ما در ضعف قرار گرفتهایم و قادر به ادامه جنگ نیستیم. بر همین اساس مجدداً حمله كردند و حتی تا پشت دروازههای شهر اهواز هم پیش آمدند ولی در نهایت مجبور به عقبنشینی شدند و آتشبس برقرار شد.
شما چگونه مطلع شدید كه جنگ پایان یافته است؟
یادم هست در تیرماه سال ۶۷ كنار خاكریز نشسته بودیم، یكی از دوستان رادیو را روشن كرد تا به اخبار گوش بدهیم. گوینده اعلام كرد كه امام خمینی(ره) قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته. ابتدا برای ما خیلی سخت بود چرا كه هشت سال از جنگ میگذشت و این خبر برای ما در آن شرایط غیرمنتظره بود. از همان روز این سؤال در ذهن من مطرح شدكه چرا ما آتشبس را قبول كردیم؟ ما كه میگفتیم جنگ جنگ تا پیروزی، جنگ جنگ تا آخرین نفس، جنگجنگ تا رفع فتنه در عالم یا اینكه راه قدس از كربلا میگذرد و ... چطور این قطعنامه را قبول كردیم. چرا امام میگویند: «من جام زهر را نوشیدم، از همه حرفهایم برمیگردم، اگر آبرویی داشتم با خدا معامله كردم.»
به یاد دارم در لحظهای كه اخبار این خبر را اعلام كرد همه بچهها زار، زار گریه میكردند. همه ماتم گرفته بودند. میگفتند ما چه كوتاهی و چه اشتباهی كردیم كه امام چنین سخن میگوید.
آیا همین موضوع موجب شد شما محور پایاننامه فوق لیسانس و تز دكترای خود را به دلایل پذیرش قطعنامه اختصاص دهید؟
از زمانی كه وارد محافل دانشگاهی شدم همیشه علاقهمند بودم بفهمم چرا بعد از این همه رشادت، شهید و جانباز كه در جبههها داشتیم قطعنامه را پذیرفتیم.
در مقطع فوق لیسانس رشته حقوق، من شرایط داخلی را از لحاظ اقتصادی، نظامی، سیاسی و ... بررسی كرده و فضای ترسیم شده كشور را كه منجر به پذیرش قطعنامه شد شرح دادم.
در پایاننامه آوردهام كه وضعیت اقتصادی صفر شده بود، نیروی تازه نفس به جبههها نمیرفت و جبههها خالی شده بود، تهیه امكانات و تجهیزات برای ادامه جنگ به دلیل تحریمها فوقالعاده سخت شده بود. همه موارد یك به یك نوشته شده است. به اضافه كاتالیزوری به نام آقای هاشمی رفسنجانی كه پس از بازدید از سپاه و ارتش، از آنها برای ادامه جنگ راهكار خواسته بود و آنها هر كدام یك لیست بلند بالا از نیازهایشان نوشته بودند. مثلاً اگر ۵۰ گردان نیروی ما ۲۰۰ گردان شود، ۲۰۰۰ تانك، ۳۰۰ تا هواپیما و ... در اختیار ما قرار دهید میتوانیم به جنگ ادامه دهیم.
در مجموع وقتی آقای هاشمی همه گزارشها را كه بعد از عقبنشینی سال ۶۷ جمع كرده بود به امام ارائه كرد و اوضاع را برای ما تشریح كرد، امام قطعنامه را پذیرفتند.
در رساله دكترا به چه موضوعاتی پرداختهاید؟
در این رساله به موضوعات بینالمللی جنگ ایران و عراق پرداختم و نقش قدرتهای بزرگ یعنی امریكا و شوروی را بررسی كردم. البته نه از نگاه تكراری بلكه با نگاهی علمی قطعنامه را واكاوی كردم. اهداف قدرتها از تحریم و فشار بر ایران چه بود و چرا ما از مواضع خودمان عدول كردیم. دلایل را آسیبشناسی و تجزیه و تحلیل كردم و در پایان نتیجهگیری كردم.
انشاءالله برای آیندگان روشن شود كه چه بر سر كشورمان آمده است و اگر امروز كشورمان مقاومت و جانفشانی میكند مرهون مدیریتهای حكیمانه امام بوده است. مرهون ۳۰۰ هزار شهید و ۵۰۰ هزار جانباز است.
آیندگان باید اوضاع و احوال آن روز كشور را همانطور كه بود ببینند.
از طرفی ما باید نظام بینالملل را ترسیم كنیم كه قدرتهای بزرگ در رأس آن چه اهدافی را دنبال میكنند و چرا از مواضع خود كوتاه نمیآیند.
از طرفی وضعیت كشورمان را شرح دهیم. انقلابی نوپا با دیدگاهی اسلامی و شیعی كه برخلاف رویكردهای نظام سلطه در حال شكلگیری بود.
آرمانهای بلند انقلاب اسلامی ایران برای قدرتهای شرق و غرب خیلی سخت بود و ادامه و رشد آن را به ضرر منافع خود میدیدند. به همین خاطر دنبال آن بودند كه به هر شكل و با توطئههای مختلف آن را ساقط كنند.
برهمین اساس امام بزرگوار نظام بینالملل و ساختار حاكم بر آن را قبول نداشتند. میدانستند كه قدرتها از این طریق دنبال منافع جاهطلبی و ظالمانه خودشان هستند. آنها نمیتوانند برای بشریت عدالت، آرامش و توسعه بیاورند. اینها دستاویزی برای كسب منافع مستكبرانه آنهاست.
مستندات شما شامل چه منابع و مأخذی است و اینها را چگونه تهیه كردید؟
عمدتاً منابع من در مقطع فوق لیسانس خیلی سخت تهیه میشد. من با آقای محسن رضایی چندین مصاحبه انجام دادم. با آقای شمخانی، قالیباف، رفیقدوست و دیگر دستاندركاران جنگ مصاحبههایی انجام دادم.
اما مهمترین منبع من، نوار صوتی حجتالاسلام والمسلمین مرحوم سید احمد خمینی(ره) بود كه بعد از گزارشهای آقای هاشمی پر شده بود. به این نوار از طریق یكی از دوستانم دست یافتم. در آنجا امام، سیداحمد را مأمور میكنند و نامهای را به او میدهند. متن این نامه كه خیلی هم تلخ است را سیداحمد مقابل اعضای شورای نگهبان و جمعی از مسئولان قرائت میكند. در این نامه آمده است: حال كه دشمن از سلاحهای ممنوعه استفاده میكند، حال كه اینگونه است. حال كه دشمن بر هر ابزاری متوسل شده است، حال كه قدرتهای بزرگ مانع میشوند و به ما اسلحه نمیدهند و وضعیت اقتصادی اینگونه است من جام زهر را مینوشم و قطعنامه ۵۹۸ را میپذیرم.»
نظریه پایاننامه خود را از این نوار صوتی الهام گرفتم. البته بعد از آن در خبرگزاریها و مطبوعات متن پیاده شده نوار منتشر شد.
در این نوار سیداحمد خمینی(ره) در پاسخ به گزارشهای فرماندهان و آقای هاشمی متن نامه را در مقابل اعضای مجلس خبرگان، شورای نگهبان و ... خواندند. همه حضار متأثر شدند و گریه كردند.
در تز دكترا چطور؟
از منظر خارجی نیز آوردهام كه ساختاری در نظام بینالملل وجود داردكه آن زمان دو قطبی بود.
در نظام دو قطبی كشورها اگر بخواهند جنگی را شروع كنند باید طبق قاعده آنها و زیر نظر قدرتهایی مثل امریكا و شوروی جنگ را آغاز كنند. یعنی یا باید در اردوگاه غرب قرار گیرند یا در اردوگاه شرق باشند.
در نظام دو قطبی بر اساس دیدگاه «كنت والتز» كه نظریهپرداز برتر غربی است، میگوید نظام دو قطبی نسبت به نظامهای چند قطبی برتری دارد و این نظام كارآمدتر است.
جنگ ایران و عراق نمیتواند از این قاعده مستثنا باشد اما جنگ ما زیر نظر اردوگاههای غرب و شرق نبود. بر اساس دیدگاههای اسلامی و بنیادگرایی شیعه بود.
من در اینجا برای اثبات فرضیهام آوردهام كه كشورهای بزرگ در ابتدای جنگ یك نقشی داشتند، در میان آن نقش دیگر و در پایان جنگ نیز نقش دیگری داشتند. من آنها را فصلبندی كردم و نتیجه گرفتم كه قدرتهای دنیا در ابتدای جنگ اگر موافقت نكردند، مخالفت هم نكردند یعنی اگر به صدام دستور حمله ندادند ولی با حمله مخالفت هم نكردند.
اوضاع را به خوبی رصد كردند تا ببینند پیروز جنگ كدام طرف است. در تصویر جنگ یك موازنه ایجاد كردند گاهی به كمك ما آمدند، گاهی به عراق كمك میكردند. اما زمانی كه به پایان جنگ نزدیك میشدیم نظریه مهار دو جانبه مطرح میشود.
در نهایت به این نتیجه رسیدند كه هیچ كدام از دو طرف نباید پیروز شوند. پیروزی هركدام به ضرر قدرتهای بزرگ است.
البته در متن رساله به طور گستردهتری مسائل را مطرح میكنم و اینكه چه ضرباتی به دكترین نیكسون خورده بود. اولین ضربه انقلاب اسلامی بود. ضربه دوم اشغال افغانستان توسط شوروی است كه در اینجا نظام دو قطبی دچار پارادوكس میشود. برخی گمان میكنند انقلاب اسلامی با تأسی و پشتیبانی شوروی رخ داده است. ضربه سوم اشغال لانه جاسوسی بود.
وقتی سه تا ضربه پشت سرهم به دكترین نیكسون در منطقه خلیج فارس كه منطقهای مهم، ژئوپلتیك و ژئو استراتژیك است وارد میشود و از طرفی وقتی متوجه می شوند ما قدرت شرق را هم قبول نداریم با هم متحد شدند و گفتند به هر شكلی كه میشود باید این انقلاب را سركوب كنیم و نباید پیروز شوند.
در آخر هم كه دیدند بدهی صدام خیلی زیاد شده است و همچنین دو عملیات والفجر ۸ و كربلای ۵ بسیار تأثیرگذار بودند. دشمن دستش را بالا گرفت. دیدند پس از چند سال توقف در جبههها دوباره توانستیم بر دشمن مسلط شویم و معادلات آنها را بر هم زدیم. در نهایت وقتی جنگ فرسایشی شد اگر ایران و انقلاب اسلامی به پیروزی میرسید به ضرر آنها میشد و وقتی متوجه شدند حتی با ورود مستقیمشان نتوانستند كاری انجام دهند استفاده از ابزارها و نظام بینالملل را بهانه و دستاویز قرار دادند و جنگ را تمام كردند.
سپس در پایان جنگ نقش ابزارهای بینالمللی پررنگتر شد. نقش خارجی در شروع جنگ، در طول جنگ و در پایان جنگ كه منجر به پذیرش قطعنامه توسط ایران شد متفاوت است.
قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل درباره جنگ ایران و عراق چه اهدافی را دنبال میكردند و شامل چه موادی بودند؟
۱۱ قطعنامه درباره جنگ تحمیلی صادر شد البته بعضی میگویند ۱۰ تا بعضی هم میگویند ۱۱ تا. از اولین قطعنامه تا دهمین قطعنامه لحن آنها آمرانه است. یعنی شرایط ایران را در نظر نمیگرفتند و منافع ایران در آن تأمین نمیشد. ذات خبیث قدرتهای بزرگ به گونهای قطعنامهها را تنظیم كرده بودند كه به هیچ وجه خواسته و منافع جمهوری اسلامی دیده نشده و كاملاً جانبدارانه است.
آخرین قطعنامه كه ۵۹۸ است علاوه بر اینكه باز آمرانه است اما تا حدودی خواستههای ملت و كشورمان را لحاظ كرده است.
چرا ما بعد از فتح خرمشهر جنگ را پایان ندادیم؟
سازمان ملل منهای قدرتهای بزرگ، منهای امریكا و شوروی چه معنایی داشت؟ زمانی كه قدرتها حامی دشمن هستند، دشمنی كه خاك ما را اشغال كرده است چه قطعنامهای و چه صلحی، زمانی كه هنوز متجاوز تعیین نشده است، چگونه قطعنامه را
قبول میكردیم؟
بنابراین امام ابتدا نظام بینالملل را به عنوان سازمانی كه باید منافع كشورهایی را كه مورد ظلم و تعدی قرار گرفتهاند تأمین كند قبول نداشتند.
از طرفی در قطعنامههای جنگ ایران و عراق این جانبداری مضاعف شده بود. آیا اگر آیندگان میگفتند این قطعنامه یك تركمنچای و گلستان دیگر است چه جوابی داشتیم؟
به طور مثال چندین سال است كه منافع و منابع كشور كویت پس از جنگ عراق با كویت را امریكا میبرد. منطق امریكا به این صورت است كه میآید كشور را میگیرد، بعد میگوید باید غرامت و هزینه سربازان را به من پرداخت كنید. پس آنها فقط به دنبال منافع خودشان هستند.
چون امام شناخت كامل و كافی به قدرتهای بزرگ و سازمان ملل داشتند، در پذیرش قطعنامهها تعلل میكردند. امام نیت قدرتهای بزرگ كه ذاتشان ظلم و تعدی كردن به كشورهای ضعیف است را میدانستند.
پس اگر به این قطعنامهها نگاهی كلی و از بالا داشته باشیم میبینیم حق و حقوق ایران نادیده گرفته شده بود، متجاوز تعیین نشده بود و اساساً به این موضوعات پرداخته نشده بود.
در قطعنامه آخر، كه برخی منافع ما دیده شده بود باز هم میبینیم كه مفاد آن اجرایی نشده است. الان هم با نگاه به خیزشهای مردمی در منطقه خاورمیانه میشود فهمید در كشور لیبی كه منافعشان تأمین میشود با جنگندهها حمله میكنند و بعد نفت آنها را چپاول میكنند. آنجایی كه مردم بحرین برای حق و حقوق قانونی خودشان آمدند، از عربستان نیرو وارد میكنند. اسم قطعنامه را نمیآورند. قطعنامهای هم صادر نمیكنند. هیچ سازمانی از عربستان نمیپرسد كه به چه اجازهای نیروهای نظامی خود را وارد كشور بحرین كردید؟
لذا شناخت امام خمینی (ره) از این سازمانهای بینالمللی در زمان جنگ صحیح بود.
فرایند صدور قطعنامه در سازمان ملل تا پذیرش قطعنامه توسط ایران چقدر زمان برد؟
سال ۶۵ بعد از عملیات كربلای ۵ دشمن تا حدودی از پیروزی ناامید شد. زمانی كه توانستیم از شش كیلومتر موانع عبور كرده و به بصره نزدیك شویم، یا در عملیات والفجر۸ توانستیم از اروند عبور كنیم ابرقدرتها گفتند: این جنگ نباید پیروز داشته باشد. هر طرف پیروز شود به ضرر قدرتهای بزرگ است.
بنابراین با وجود اینكه قطعنامه ۵۹۸ از بقیه قطعنامهها كاملتر است و تا حدودی حق و حقوق ایران لحاظ شده است اما امروز شاهد هستیم كه منافع ما تأمین نشده و جمهوری اسلامی به حق و حقوق خود نرسید.
ما كجا توانستیم با صدام برخورد كنیم؟ كجا توانستیم از عراق غرامت بگیریم؟ اینها سؤالاتی است كه مطرح میشوند. ما ضعفهایی در دیپلماسی و در پیگیری منافع ملی داریم.
قطعنامه ۵۹۸ چند بند دارد و چه امتیازاتی در آن برای دو طرف لحاظ شده است؟
چكیده آنچه در قطعنامه شاخصتر است و نسبت به سایر قطعنامهها برتری دارد، یكی تعیین متجاوز است، دوم برگشت به مرزهای بینالمللی بدون قید و شرط، تعیین غرامت، رودخانه اروند و ... كه البته صدام جنس این قطعنامه را به ضرر خود میدید و مجدداً حمله كرد.
این قطعنامه تا حدودی نظرات جمهوری اسلامی ایران را تأمین میكند اما توسط عراق و صدام كارشكنیهایی انجام شد. ازطرف دیگر بعد از پذیرش قطعنامه همانطور كه قبلاً نیز اشاره كردم، آنها احساس كردند كه ما در نقطه ضعف قرار گرفتیم و به همین دلیل مجدداً حمله كردند.
كاستیهای قطعنامه چیست؟
غرامت تعیین نشده، برخورد با متجاوز در این قطعنامه دیده نشده كه موضوعات مهمی بود. خسارات وارده به ایران هم برآورد نشده بود.
ما ۱۰۰۰ میلیارد برآورد خسارات جنگمان را اعلام كردیم ولی سازمان ملل ۴۵۰ میلیارد آن را قبول كرد.
این موضوع داخل قطعنامه نیامده است بعدها كه تعیین متجاوز شد و سازمان ملل عراق را متجاوز اعلام كرد، تعیین غرامت كردند. البته تاكنون نتوانستهایم هیچ پولی از عراق بگیریم.
زمانی كه عراق به كویت حمله كرد بعد از ۳۶ ساعت قطعنامه شدیداللحنی علیه عراق صادر شد و گفتند عراق باید غرامت بدهد و بیش از صد میلیارد دلار غرامت را تعیین كردند و عراق ملزم به پرداخت غرامت شد. ریال به ریال آن را هم كویت از عراق میگیرد كویت هم به امریكا میدهد.
آیا مسئولان ایران پیگیر اجرایی كردن مفاد قطعنامه در جوامع بینالمللی نیستند؟
متأسفانه ما در این زمینه فوقالعاده ضعیف هستیم. در دیپلماسی خارجی و گرفتن غرامت فوقالعاده ضعیف و بد عمل كردیم.
البه كارگروههای زیادی در این زمینه تشكیل شده اما نتیجهای دربرنداشته چون ما اساساً ساختار بینالملل را قبول نداریم. قدرتهای بزرگ نمیگذارند ما به حق و حقوقمان برسیم.
اگر ما بخواهیم در جوامع بینالمللی اعاده دعوی كنیم ساز و كار و لازمه آن این است كه دستگاه دیپلماسی كشور را فعال كنیم. بزرگترین ضعف برای رسیدن به حق و حقوقمان همین مسئله است. به طور نمونه در زمینههای مختلف مثل استفاده عراق از سلاح شیمیایی چندین بار شركتهایی كه به عراق بمب شیمیایی دادند محكوم شدند اما ثمری نداشت. ما بیش از صد هزار مصدوم شیمیایی در ایران داریم كه ۵۰ هزار نفرشان پرونده دارند. بسیاری از آنها برای معالجه به خارج كشور رفتند و مجامع بینالمللی وضعیت مصدومان را دیدهاند.
خودم در انگلستان بستری شدم و آنها دیدند كه من شیمیایی شدم ولی ما نتوانستهایم اعاده دعوی كنیم. مجلس هم قانونگذرانده است كه كارگروهی این حق را دنبال كنند اما بر زمین مانده است.
شاید روزنامه جوان بتواند تلنگری بزند و توجه مسئولان را جلب كند كه نه تنها قطعنامه ۵۹۷ و مفاد آن اجرا نشده بلكه موضوع تراژدی شیمیایی همچنان بلاتكلیف است و باید حق صد هزار مصدوم شیمیایی گرفته شود.