
هنجارشكني و ايجاد اختلاف. اين مهمترين برنامهاي است كه اين روزها جريان انحرافي در دستور كار خود قرار داده است تا از اين طريق علاوه بر مهندسي فضاي اجتماعي كشور، بر كاستيهايي كه در مديريتشان نيز ديده ميشود سرپوش بگذارند؛ برنامهاي كه اصل آن بر تهييج يك قشر خاص و جريحهدار كردن احساسات عموم جامعه استوار است. موضوع مربوط به يكي دو روز گذشته نيست بلكه ماجرا به وقتي بازميگردد كه جريان انحرافي در گرماگرم مقابله نظام با جماعت سبز، فرصت شكلگيري و سازماندهي پيدا كرد و همين موضوع باعث شد كه هر روز با نزديك شدن به زمان انتخابات شاهد طرح و نقشهاي تازه، براي جذب آراي عمومي توسط اين جريان باشيم.
طرحي براي راديكال كردن فضا
جريان انحرافي كه اين روزها ميكوشد بر اساس همان سناريوي معروف چالش مستمر، به تبليغ و ترويج خود اقدام كند، هر روز ابتكاري جديد از خود نشان ميدهد و در پس اين ابتكارات به نسبت ناب خود، سعي ميكند از طريق تحريك احساسات عمومي اجتماع، فضاي راديكاليزه عليه خود ايجاد و موج انتقاد به خود در اين فضا را به فرصتي براي پاسخگويي و عرضاندام تبديل كند.
از اين رو يكي از مهمترين برنامههاي اين جريان ايجاد عصبيت در درون اجتماع و شكلدهي يك كانون مقاومت و فشار عليه خودشان در درون جامعه براي توسعه برنامههايشان است؛ كانوني كه قرار است دست به اقدامات راديكاليزه عليه اين جريان بزند. به عبارت سادهتر اين جريان خاص ميكوشد با دشمنتراشي براي خود زمينهاي جهت ايجاد موقعيت پنجه در پنجه با نظام را فراهم كند. حال نتيجه اين موقعيت هرچه ميخواهد باشد. اگر قادر به امتيازگيري از نظام باشند كه خود موقعيتي ايدهآل براي جذب هوادار بيشتر را فراهم ميكند و اگر هم شكست بخورد، با مظلومنمايي و تبليغات منفي عليه نظام پروژه جذب نيروهاي اپوزيسيون را آغاز ميكند؛ نيروهايي كه اگرچه هم اكنون بخشي از آنها به همراهي با اين جريان پرداختهاند اما هنوز عده زيادي از آنها هستند كه جريان انحرافي را بخشي از نظام ميدانند و در همكاري با آنها دچار تضاد هستند.
علاوه بر اين با نگاهي دقيقتر، اين موضوع نيز عيان ميشود كه بزرگترين دستاورد تقابل جريان انحرافي با نظام، ايجاد وزن سياسي به نفع اين جريان است؛ جرياني كه متشكل از كوتولههاي سياسي است و روياي هرشبشان به دست آوري مقبوليت در بخشي از اجتماع است.
مرجعسازي جديد
علاوه بر اين برنامهها، يكي ديگر از طرحهاي مهمي كه جريان انحرافي از قبال اجراي برنامههاي خود به دنبال آن است، ايجاد گروههاي مرجع جديد براي مردم است. اين جريان به خوبي درك كرده كه تا زماني كه مردم به گروههاي مرجع سنتي خود نظير روحانيون مراجعه ميكنند و تصميمگيريهايشان به اين گروهها وابستگي دارد، امكان عرضاندامشان بسيار محدود است، از اين رو تصميم گرفتند تا از طريق ايجاد گروههاي مرجع جديد، اقدام به بياعتبار كردن گروههاي مرجع سنتي و تغيير خواست عمومي به نفع خودشان كنند. نمونه بارز اين موضوع را ميتوان در شكلدهي يك گروه روحاني وابسته به جريان انحرافي تحت عنوان جامعه وعاظ ولايي اشاره كرد و همزمان با اين برنامه، طرح «اصولگرايي منهاي روحانيت» را براي وحدت با اصولگرايان پيشنهاد كرد. ليدر اين جريان نيز در برخي از جلسات، به صراحت عنوان كرده است كه روحانيت كاركرد خود را در جامعه از دست داده است و مردم به آنها اعتماد ندارند، بنابراين به خوبي مشخص است كه اين جريان بخشي از برنامه خود را به ايجاد فاصله ميان مردم و گروههاي مرجع سنتي و در رأس آنها روحانيت پايهريزي كرده و ميكوشد عقايد خود را از طريق گروههاي جديد در جامعه بسط و گسترش دهد.
استفاده از تكنيك سادهسازي
از سوي ديگر جريان انحرافي ميكوشد تا از طريق سادهسازي مسئله، موضوعات دستساز خود را، از ذهن جامعه پاك و آن را به موضوعي دست چندم تقليل دهد تا علاوه بر هياهو نشان دادن احساسات انقلابي جامعه كه در مقابل حركات آنان ايجاد شده است، از برخوردهاي صورت گرفته با خود، اهرمي براي فشار به نظام درست كند؛ موضوعي كه نمود آن در شكايت سرپرست روزنامه ايران از رسانههاي معترض به ويژهنامه موهوم اين روزنامه عينيت مييابد. سرپرست روزنامه ايران از تريبونهاي مختلف ميكوشد اين ويژهنامه را يك ويژهنامه معمولي با مطالبي روتين جلوه دهد و با تغيير جايگاه شاكي و متهم و شكايت از رسانههاي انقلابي و در خط نظام، عملاً اقدام به ايجاد فشار به اركان مختلف نظام كند.
راه حل چيست؟
از اين رو مجموعه نظام، شامل مسئولان و رسانههاي مختلف بايد در برخورد با اين حركت، آرامش خود را حفظ كنند و فرصت سوءاستفاده از اين جريان را بگيرند چراكه هرگونه برخورد تند و احساسي با آنها، اين موقعيت را برايشان به وجود ميآورد كه احساسات انقلابي مردم را به افراطيگري تعبير و همين موضوع را به ابزاري براي تبليغ عليه نظام تبديل كنند. علاوه بر اين، برخورد آرام و به دور از تنش با اين جريان علاوه بر گرفتن فرصت عرضاندام از آنها، دست نظام را براي برخورد اساسي و ريشهاي با اين جريان باز خواهد گذاشت تا جريان انحرافي نيز به سرنوشت جريان فتنه دچار شوند و به گوشه تنهايي خود بخزند.