
محمد اسماعیلی|«وحدت»، گزارهای که انسجام و یکدلی را برای گروه یا تشکیلاتی به همراه دارد و راه رسیدن به اهداف تعیین شده جمعیتی را هموار میکند. از مهمترین و اساسیترین مباحث مطروحه جریان سیال اصولگرایان در طول ماههای اخیر همگرایی و یکصدایی در هنگامه ورود به انتخابات مجلس شورای اسلامی است که در اسفندماه سالجاری برگزار خواهد شد.
انتخاباتی که تمام جریانهای فعال دو دهه اخیر انقلاب را به تکاپوی قابل توجهی فراخوانده، چه آنهایی که دست رد مردم را به واسطه عملکرد ضعیف خود برسینه احساس کرده و چه گروهی که به واسطه خدمتگزاری جریان مورد وثوق مردم به قدرتی دست یافته وآن را بستری برای رسیدن به اهداف تشکیلاتی خود و اطرافیان میبیند. هدف مشترک این دوطیف هم تشکیک و تفرقه دربین جریان اصیل اصولگرایان و بهرهبرداری از آن است.
در این بین ورود مرجعیت به فرآیند وحدت اصولگرایان درکنارآنکه با همراهی و استقبال همه گروهها و شخصیتهای این جریان مواجه شده است و روزهای روشن را بشارت میدهد، اما فرصت هفت ماهه تا انتخابات هوشیاری و آگاهی تمام گروههای تابع این جریان را میطلبد؛ چراکه با رسانهای شدن فعالیتهای جامعتین برای شکلدهی همگرایی در بین اصولگرایان گروههای مخالف این گفتمان به اشکال مختلف خودرا ملزم به تفرقه افکنی دربین دیدهاند و درصدد برآمدهاند تا چندصدایی در بین گروههای این جبهه را فریاد بزنند؛ فریادی که تا الان کارگر نیفتاده و قطعاً ادامهدار خواهد بود.
حجتالاسلام بنایی، نماینده مردم قم درمجلس شورای اسلامی موفقیت اصولگرایان را در انتخابات آینده مشروط به آن میداند که گروهها ذیل این گفتمان شاخصهها مطرح شده از سوی جامعتین را سرلوحه کار خود قرارداده و برای تحقق وحدت در زیر پرچم روحانیت اصرار داشته باشند.
نماینده مردم قم همچنین از تجارب تاریخی ملت ایران در برخورد با روحانیت از سوی دشمنان یاد میکند و همگی توطئههای علیه روحانیت را محکوم به شکست میداند و از جمله آن آشکارشدن دسیسههایی است که جریان کنونی مخالف با روحانیت به دنبال آن بود و به بنبست رسید.
عضو فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با «جوان» به نقش روحانیت در شکلگیری وحدت در بین اصولگرایان اشاره میکند و ضمن اشاره به موانع تحقق آن، آینده این جریان را در عرصه انتخابات امیدوارکننده قلمداد میکند.
در هفتههای اخیر موضوع «وحدت اصولگرایان» یکی از مهمترین مباحث سیاسی کشور است دستیابی به این مهم را مستلزم چه مقدماتی میدانید؟
در بحث انتخابات مجلس مهمترین رویکرد تمام گروههای اصولگرا و شخصیتهای آن منشور جامعتین است. اولاً ما باید از جامعتین بابت تدوین این منشور سپاسگزار باشیم و در این منشور خطوط کلی جریان اصولگرایی را مشخص کردهاند که کمک بزرگی به تمام جریان است. این منشور با هدف جمعآوری اصولگرایان و وحدت آنهاست و قصد دارد از تشتت و تفرق آرا در این عرصه جلوگیری کند. اصولگرایان به هر سلیقهای که در ذیل این جریان خود را محسوب میکنند باید خود را با این منشور و مؤلفههای آن وفق بدهند و در راستای آن حرکت کنند تا انشاءالله همانند چند دوره گذشته انتخابات، شاهد آن باشیم که اصولگرایان در خط مقدم خدمت به مردم قرار بگیرند. لازمه به وحدت رسیدن همانطور که شاهد هم بودهایم پیروی و عمل کردن به این منشور است و قطعاً افراد و یا گروهی که از آن تخطی کند نمیتواند در ذیل گفتمان اصولگرایی تعریف شود. ساز و کاری که با عنوان ۸+۷ مشخص شده است ساز و کار مناسبی است و میتواند اصولگرایان را به سر مقصد مقصود برساند. طیف اصولگرایان طیف بسیار گستردهای است که دارای اضلاع و سلیقههای متفاوتی است ولی در عین حال همه در کلمه اصولگرایی مشترک هستند، آنچه مهم است این است که گروههای اصولگرایی باید اصالت و هویت اصولگرایی داشته باشند و دارای آن شاخصههایی که رهبر معظم انقلاب بدان اشاره فرمودهاند باشد. هر چند که برخی از گروهها ممکن است در برخی از اوقات دچار افت و خیز شده باشند اما مهم همان معیارهایی است که به آن اشاره شد. کمیته هشت نفره که از دیدگاههای مختلف تشکیل شده است و میخواهند با تعامل و توافق در صحنه انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی بتوانند این جریان را موفق کنند. بنابراین وظیفه کمیته هشت نفره آن است که تمهیدات و مقدماتی فراهم کند که جریان متبوع در انتخابات آتی موفق به کسب اکثریت مطلق کرسیهای مجلس شود. موضوعی که جبهه اصولگرایی قطعاً مورد توجه قرار میدهد آن است که انتخابات با حضور پرشور و حداکثری مردم مانند انتخابات سال ۸۸ برگزار شود چرا که مشارکت حداکثری عموم مردم میتواند ضامن بقا و ثبات پایههای جمهوری اسلامی ایران شود. از دیگر موضوعاتی که مانند همیشه مورد لحاظ کمیته ۱۵ نفره قرار میگیرد آن است که فضای انتخابات محدود نیست روی گروههایی که سابقه هیچگونه مخاصمهای با نظام و انقلاب را ندارند و همیشه در زیر پرچم ولایت فقیه حرکت میکردهاند.
برخی از شخصیتها اظهاراتی درباره تغییر و تحول در کمیته هشت نفره را مطرح میکنند، در صورت صحت این اظهارات آیا شما با تغییرات در این جمع هشت نفره موافقید؟
عدهای نمیخواهند این وحدت در بین اصولگرایان شکل بگیرد چرا که تحقق این عمل مساوی است با شکست اهداف و تئوریهای آنها که ماهها برایش برنامهریزی کردهاند. تفرق اصولگرایان مساوی است با عدم پیروزی در انتخابات و عدم پیروزی اصولگرایان در انتخابات مجلس به این ختم خواهد شد که گزینههای جهتدار و مسئلهدار با نظام به دستگاه قانونگذاری کشورمان راه پیدا کنند و این خود بسیار خطرناک است. به هر حال عدهای از دوستان به یکی دو اضلاع از کمیته هشت نفره نقد دارند و این نقد در دست بررسی و رسیدگی است و به زودی تکلیف اعضای آن مشخص خواهد شد و کمیته ۱۵ نفره رسماً کار خود را شروع خواهند کرد. بنده احساس میکنم اگر برخی از دوستان هم به این ساز و کار انتقاداتی را دارند باید رسیدگی شود اما مهمتر از آن وحدت اصولگرایان و موفقیت این جریان در انتخابات است که باید مورد توجه کلیه دوستان قرار بگیرد. راه دستیابی به وحدت هم همین است که افراد نظرات مخالف خود را برای رسیدن به اتفاق نظر و موفقیت تا حد امکان نادیده بگیرند. اگر بنده هم بخواهم به این کار گروه ایراد بگیریم ۱۰ تا ایراد منطقی و مستدل میشود مطرح کرد اما مهمتر از ایرادات بنده به وحدت رسیدن اصولگرایان است و حالا که بزرگان به این مسئله ورود پیدا کردهاند و برای این امر زحمت فراوان کشیدهاند باید تابع خواست و هدف آنها بود یک موضوع را باید مورد توجه قرار داد و آن این است که قطعاً مقام معظم رهبری هم با وحدت اصولگرایان و ورود این جریان زیر پرچم جامعتین خرسند و خوشبین هستند و خواهان آن هستند که این روند ادامه پیدا کند. ناگفته نماند که شخصیت حضرت آیتالله مهدوی کنی هم جدای از اینکه ایشان ریاست مجلس خبرگان رهبری را بر عهده دارد،مورد ارزش و وثوق کامل متدینین و دلسوزان انقلاب است و باید تمام شخصیت و گروههای اصولگرایان پشت سر ایشان حرکت کنند چرا که حضور ایشان پشتوانه عظیمی برای جریان اصولگرایان محسوب میشود. نهی ایشان به برخی از گروهها که سعی داشتند موازی با اهداف کمیته ۱۵ نفره حرکت کنند بسیار معناداری بود که نشاندهنده تیزبینی و روشندلی ایشان است. حضرت آیتالله مهدوی کنی این عارضه را به سرعت شناخت و بموقع در مورد آن اظهار نظر کرد. اینها نشان دهنده آن است که آیت الله مهدوی به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور احاطه دارند و به عنوان بزرگتری که با کولهباری از تجربه و بینش که همراه با تقوای الهی است میتواند سکاندار کشتی اصولگرایان در برهههای مختلف باشد.
به هر حال اگر بخواهد خواستههای هر کدام از شخصیتها و گروهها در نحوه اضلاع کمیته هشت نفره مورد لحاظ قرار بگیرد هیچگاه شاهد به وحدت رسیدن اصولگرایان نخواهیم بود. گروه مؤتلفه اسلامی به عنوان یکی از گروههای با سابقه اصولگرایی در کمیته هشت نفره عضو ندارد و اما در این مورد سکوت کرده است به خاطر اینکه به هدف مهمتر فکر میکند کمااینکه اگر بخواهد سهمخواهی بکند وحدت مورد نظر به چالش کشیده خواهد شد. کسانی هستند که ممکن است کل جمعیتشان به۱۰ نفر بیشتر نرسد و دو نفر عضو دارند ولی داعیه سهم خواهی دارد. نباید برخی از گروههای مخل وحدت از سکوت بزرگان اصولگرا و گروههای مرجع و با سابقه سوءاستفاده کنند و به چالشآفرینی خود ادامه بدهند.
سهمخواهی برخی از شخصیتها تا چه حد وحدت اصولگرایان را با مخاطره مواجه میکند و راه درمان آن چیست؟
زیادهخواهی و سهمخواهی، معضل و سرعتگیری است که میتواند وحدت هر گروه یا جریانی را با مشکل جدی مواجه کند. مسائلی وجود دارد که نمیتوان به خاطر مسائل شرعی به راحتی بیان کرد اما تمام دوستان باید تخلق به اخلاق الهی را رعایت کنند و درصدد بیان خواستههای معقول و مبتنی بر مصحلت باشند که در نهایت به تحقق همگرایی و یکدستی در میان جریان اصولگرایان منجر شود. اگر کسی یا گروهی بخواهد در مسیر دستیابی به وحدت اصولگرایان خدشه وارد کند یقیناً همه دلسوزان جنبه مصلحت را فرو میگذارند و نسبت به آن موضع محکم اتخاذ میکنند. یک موضوع هم طبیعی به نظر میرسد و آن این است که در بین هر جمع و گروهی ممکن است اختلاف سلایق در برخی از موارد وجود داشته باشد و افراد در یک موضوع مورد بحث با یکدیگر اتفاق نظر نداشته بانشد در اینگونه موارد بهتر و خردمندانهتر آن است که پای اختلاف نظرات به رسانهها و عموم جامعه کشیده نشود و موارد اختلافی در بین افراد در جلسههای خصوصی پایان بیابد و این مؤلفه چه در سطح کلان و در بین مسئولان و چه در موردی نظیر وحدت اصولگرایان و اختلاف احتمالی برخی از افراد و گروههای ذیل این گفتمان باید مورد توجه قرار بگیرد. رهبر معظم انقلاب هم بارها روی این موضوع تأکید فرمودهاند که اختلافات سطحی را در جلسات خصوصی و فیمابین حل کنند نه آنکه در سطح جامعه مطرح بشود.
به نظر شما افرادی که در لیست اصولگرایان برای ورود به عرصه انتخابات جای میگیرند باید چه ویژگیهایی داشته باشند؟
مهمترین ویژگی مشترک تمام شخصیتهای اصولگرا چه آنان که کمیته هشت نفره را تشکیل دادهاند و چه کاندیداهایی که در لیست مشترک اصولگرایان قرار میگیرند باید از دو جریان مخالف گفتمان انقلاب اسلامی که همان جریان فتنه و انحرافی است اعلام برائت کرده باشند و در مواقعی که نیاز بوده است نسبت به تحرکات و فعالیتهای این دو جریان موضعگیری شفاف و روشن داشته باشند. یکی از شاخصههای اصلی تبعیت از رهبری و داشتن قدرت بینش سیاسی و اجتماعی است منتها چه در زمان فتنه ۸۸ و چه در موقعی که فعالیتهای جریان انحرافی به اوج خود رسیده بود عدهای برای آنها پادویی کرده بودند و نسبت به عملکرد آنها نه تنها اعتراضی نداشتند بلکه با نوع فعالیت و موضعگیری خود به آنها هم یاری رسانده بودند. البته برخی از این افراد با تغییر رفتار ۱۸۰ درجهای نسبت به گذشته خود را به جریان اصیل اصولگرایان وصل میکنند و سعی دارند گذشته سیاه خود را مخفی کنند. ما به همان میزان که جریان فتنه را محکوم میکنیم، به همان میزان همان کسانی که به جریان انحرافی کمک کردند و به آنها یاری رساندهاند را محکوم میکنیم و افرادی را که با برچسب اصولگرایی در این راه خدمتگزار آنها بودند طرد میکنیم و این افراد نباید در میان لیست اصولگرایان جایگاهی داشته باشند.
کمیته نظارت اصولگرایان که متشکل از هفت نماینده است و از سوی جامعتین تشکیل شده است در این راه با دقت نظر مراقب ورود افرادی است که عملکرد مناسبی در طول سالهای گذشته نداشتهاند و یقیناً از ورود آنها در جرگه اصولگرایان جلوگیری خواهد کرد.
تدبیر لازم برای عدم ورود مردودین به لیست اصولگرایان چه میتواند باشد؟
اول از همه این افراد باید خودشان حیا بکنند و قید شرکت در انتخابات را بزنند. در کنار آن کمیته وحدت اصولگرایان تا الان به صورت رسمی کار خودشان را شروع نکردهاند و قطعاً با شروع رسمی این کمیته یکی از مواردی که مورد توجه و بررسی قرار میگیرد همین موضوع است و این کمیته اجازه نخواهند داد کسانی که عملکرد مناسبی در طول سالهای گذشته داشتهاند و تنها برچسب اصولگرا را یدک میکشیدند به عنوان کاندیدای اصولگرا در انتخابات مجلس حضور پیدا کنند. به هر حال یک بحث، موضوع ورود کمیته اصولگرایان است و بحث دیگر موضوع وجدان این افراد، این افراد خود میدانند که توقعات و مطالبات جریان اصیل اصولگرایان و حامیان ولایت را برآورده نکردهاند و بسیاری از مواقع آب در آسیاب دشمن ریختهاند و با این زمینه به خود اجازه ندهند که با عنوان اصولگرایی در کاندیداتوری مجلس حضور یابند. وحدتی که زیر نظر حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی شکل گرفته است یقیناً به موضوعات مهمی نظیر فعالیت فتنهگران ۸۸ و جریان فتنه هم توجه زیادی دارند و افرادی را که با برچسب اصولگرایی در این بین مردود شدهاند قطعاً در لیست انتخاباتی این جریان اصیل قرار نخواهد داد.
یکی از فصول مشترک این دو جریان، عدم اعتقاد به روحانیت و مخالفت با این جریان اصیل اسلام و انقلاب است، آنها هر کدام به نوبه خود در تلاش بودهاند که نقش این گروه تأثیرگذار در تمام امور کشور را کمرنگ کنند و به حاشیه ببرند، نظر شما دراینباره چیست؟
اگر ما تاریخ معاصر کشور را مرور کنیم خواهیم دید که این تفکر به شکست انجامیده است، دلیل اساسی و اصلی شکست مشروطیت به دلیل کنار گذاشتن روحانیت بوده است. بعد از مشروطیت بحث مخالفت و حذف روحانیت از معادلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور مطرح بوده است و نمود آن را در دهه ۴۰ و ۵۰ به خوبی میبینیم. این تفکر در روزهای بعد از انقلاب اسلامی هم ادامه یافته و از سوی گروههای معدود و خاصی پیگیری شده است و البته همگی به شکست انجامیده است و در کنار آن با عدم استقبال مردمی و جریانهای اصیل انقلاب مواجه شده است. در زمان اصلاحات هم ما شاهد این موضوع بودیم و البته طی ماههای اخیر هم شاهد طرح موضوعاتی از این دست بودهایم که با رنگ و لعاب جدیدتری هم فعالیت خود را ادامه دادهاند.
البته رهبر معظم انقلاب اسلامی در برهههای خاص به این نکته هم اشاراتی دقیق و کارشناسی داشتهاند، به عنوان مثال معظم له در سفر سال گذشته خود بهرغم بر اینکه نکته تأکید داشتهاند که اسلام منهای روحانیت تز طراحی شده از سوی دشمنان بوده و یک حربه کهنه و پوسیده است. رهبر معظم انقلاب در آن سخنرانی تز اسلام منهای سیاست و تز اسلام منهای روحانیت را در روی یک سکه خواندند و تأکید کردند که اینها ابزاری است که دشمن برای قلع و قمع اسلام و روحانیت مطرح میکنند. ایشان هوشیاری همه اقشار را در این جهت مورد خطاب قرار دادند مخصوصاً روحانیون و قشر آگاه جامعه را. در طول صد سال اخیر همواره بلندگویی برای ترویج تفکر ضد روحانیت فریادهایی را سر دادهاند که هیچگاه به نتیجه لازم نرسیده است. این تریبونها که تفکر، خاستگاه و جایگاهشان بر همه آشکار و عیان است، هرازچندگاهی با دمیدن در بلندگوهای خود سعی میکنند با برنامهریزی اهداف خودشان را به ثمر برسانند.
هدف آنها از این رویکرد چه میتواند باشد؟
آنچه باید در این بین قابل توجه قرار بگیرد این است که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام دارای تفکرات نوین و منطبق بر عقلانیت و آگاهی و علم است. این نظام که برپایه ولایت فقیه استوار شده در دنیا مخالفان زیادی دارد که سعی میکنند به هر نحوی پیام اسلامی به گوش کشورهای مسلمان منطقه و تمام کسانی که طالب آزادی و عدالت هستند، نرسد یا اگر هم برسد به شکل ناقص و نیمه کاره باشد. سرویسهای خارجی اجانب و استکبار جهانی با این تفکر نظام جمهوری اسلامی ایران مخالف بوده و برای سرنگون شدن آن از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکردهاند. مخالفان جمهوری اسلامی ایران قصد دارند این نظام را که مبتنی بر ولایت فقیه است، ناکارآمد جلوه داده و به همین دلیل تلاش میکنند با شعار حذف روحانیت، آنان را از مردم جدا کرده و نگذارند که مردم با روحانیت و مراجع همسویی و همراهی داشته باشند.
ابزار مخالفان برای تحقق این هدف چیست؟
آنها در این راه سعی میکنند تا با القائاتی شبههناک مردم را نسبت به روحانیت و حکومت بدبین کرده و از پیشرفت و توسعه کشور ناامید کنند. همانطور که حضرت امام (ره)و مقام معظم رهبری بارها اشاره داشتهاند مهمترین پشتوانه انقلاب و کشور مردم هستند و اگر این پشتیبانی قطع شود نمیتوان به آینده نظام و انقلاب امیدوار بود. دشمنان هم به همین دلیل در پی اختلاف و فاصلهگذاری میان مردم، روحانیت و مردم و مسئولان هستند تا بلکه حمایتهای پرشور و گسترده مردم را از حکومت بردارند و راحت به هدف خود برسند. تلاشها برای حذف و به انزوا کشاندن روحانیت طی ماههای اخیر شدت پیدا کرده است. امروز عدهای البته با رنگ و لعاب و شعارهای متفاوت، مترصد انجام فعالیتهایی برای جدایی مردم از روحانیت هستند، به این شیوه که ادعای ارتباط با امام عصر (عج) را مطرح میکنند. تمام این ادعاها بیپایه و اساس است و به حقیقت نزدیک نیست. این افراد و گروهها مدعی هستند که امام زمان (عج) در دوره غیبت صغری قرار دارد و تا دوره کبری که بسیار نزدیک است دستورات لازم را به آنها میدهد. طرح این ادعا در شرایطی که روحانیت به عنوان نواب امام عصر (عج) مطرح بوده و در زمان غیبت مدیریت جامعه شیعه را عهدهدار هستند، هدفی جز کنار زدن روحانیت و ایجاد فاصله بین روحانیت و مردم ندارد. ادعای ارتباط با امام زمان (عج) از شیطانیترین حربههای به کار گرفته شده از صدر اسلام تاکنون توسط دشمنان است. ریشه و نهایت القای چنین شایعاتی جدا کردن روحانیت از مردم و در نهایت حذف روحانیت است تا بتوانند با ترفندهایی که آموزش میبینند بر اریکه قدرت تکیه زده و آمال خود رابه نهایت برسانند.
راه مصون نگه داشتن جامعه از آسیبهای این تفکر غلط چیست و چگونه میتوان مردم را از این ترفندهای شیطانگون محفوظ بداریم؟
راه خنثیسازی چنین ترفندهایی آگاهسازی جامعه و ارتقا دادن شناخت و معرفت مردم نسبت به آموزههای دینی و معرفتی است. چنانچه عنصر آگاه بخشی وجود داشته باشد، میتوان با طرح وقایع تاریخی دورههای مختلف بدون غرض ورزی و به شکل کاملاً مستند، روشن و صریح مردم را در مسیر قرار داد تا بتوانند در بین موضوعات مختلف، درست را از غلط استنتاج کنند. متأسفانه اکثر گروههایی که پرچم مخالفت و معارضه با نظام ولایی را در سردارند دچار ضعف حافظه تاریخی هستند و گذشتههای دور و نزدیک را خیلی زود فراموش میکنند. هر زمانی که ملت ایران عزم برداشتن یک قدم بلند برای سربلندی و ارتقای ملی داشته تا کشور را از وابستگی برهاند عدهای تحت عناوین و شعارهای مختلف حرکت مردم را از مسیر اصلی منحرف کرده و کشور را به جایی رساندند که باید سالها تلاش کرد تا در مسیری که بوده، قرار بگیرد. عنصر آگاهی و بصیرت بخشیدن نسبت به حوادث تاریخی و نقشههای دشمنان دارای اهمیت زیادی است که باید مورد توجه فراوان قرار بگیرد و براین اساس حرف اول و آخر در بین جوانان و نسل سوم انقلاب، روحانیت و سایر اقشار مردم را عنصر آگاهی میزند.
همه روزه خبرهای مبنی بر فعالیت گسترده این جریان برای انتخابات دور نهم مجلس رسانهای میشود، آیا شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید و تا چه حد احتمال ورود گزینههای این جریان را به مجلس محتمل میدانید؟
جریان انحرافی کار خود را تمام شده میبیند و از راههای گوناگونی سعی دارند دوباره مطرح شوند و در مسائل مختلف کشور نفوذ کنند. جریان انحرافی به نقطهای رسیده است که مخالفان خود را به صورت کامل از دست داده است و انگشت اتهام از سوی مردم به سمت آنها دراز شده است و دست و پا میزنند که چهره آشکار شده خود را پنهان کنند. ما شاهد آن هستیم که در برخی موارد نه تنها از ظرفیت نظام برای پیشبرد امور استفاده نشده است بلکه برای اموری غیر از این موضوع به کار گرفته شده است.
یکی از موضوعاتی که در رأس اهداف این جریان قرار گرفته است بحث انتخابات مجلس آتی در اسفندماه است. این گروه برای انتخابات دوره هشتم هم فعالیتهایی داشتند. در دوره هشتم به جایی نرسیدند و خواسته آنها محقق نشد. اینها به این شکست قائل نبودند و برنامهها و اهداف خود را از سر گرفتند چون برای آینده کشور برنامههای زیادی دارند و دیگر اینکه مجلس را مانعی بر سر راه خود میپندارند. مجلس به عنوان عصاره تجلی ملت که جایگاه تعیین کننده در سیاستهای اصلی و کلی نظام را دارد برای این جریان حائز اهمیت است و میخواهند این مزاحم را از سر راه بردارند آن هم از این طریق که در آن افراد و شخصیتهای خود را ورود بدهند و آن را در دست بگیرند. خبرهای موثقی هست که آنها قصد دارند ۱۸۰ نفر از گزینههای خود را به کرسیهای مجلس برسانند و مجلسی داشته باشند که دو سوم آن را در اختیار داشته باشند و با این اکثریت خواستههای خود را تأمین کنند. آنها درصددند که اتفاقات دوره اصلاحات را به شکل دیگری تکرار کنند. این جریان مجلسی میخواهد عین مجلس ششم اصلاحات، یادمان نرفته است که همان مجلس مملکت و حکومت را همیشه در حالت اضطراب و نگرانی و التهاب قرار میدادند و وسیله این کار هم سیاهنمایی و جوسازی علیه کشور و امنیت جامعه بود. آنها سعی داشتند کشور را همیشه در حالت ناآرامی نگه دارند تا بتوانند امتیازات لازم را از حکومت بگیرند و به اهداف خود برسند. جریان انحرافی هم برای این اهداف خود برنامهریزی کردهاند و میخواهند مجلس نهم را پایگاه دیگر خود قرار دهند. این جریان در استانها و شهرستانهای مختلف سرمایهگذاری کرده و اهداف خود را پیگیری میکنند و مهرههای خود را در شهرستانها به تهران دعوت و طی جلساتی توجیهی آنها را با خود همراه و با جدیت این کار را دنبال میکنند.
با روشنگریهایی که صورت گرفته است این جریان به آینده خود امیدوار است؟
با اتفاقاتی که در طول ماههای اخیر برای جریان انحرافی افتاده است آنها ناامید نیستند و همچنان اهداف خود را پیگیری و سعی میکنند از ریزش نیروها جلوگیری کنند و به آنها اطمینان میدهند که شرایط به اینگونه باقی نمیماند و به ایام خوب گذشته خواهد برگشت و ما میتوانیم به خواستههای خود برسیم. فعالیتهای این جریان کم نشده و همچنان ادامه دارد.
کسانی که در لیست جریان انحرافی هستند را ما میشناسیم و از ارتباط آنها با تهران اطلاع داریم و این فعالیتها به شهر یا استان خاصی برنمیگردد.
برخی از کسانی که در بعضی از شهرستانها یا استانها که سمت دولتی داشتند و استعفا دادند با این هدف استعفا دادند که خدمتی در آینده به این جریان بکنند. به هر حال برخی از این افراد که از پست و سمت خود استعفا دادهاند با هماهنگی کامل با جریان انحرافی بوده است و با هدفهای خاص اینگونه تحرکات انجام شده است، البته برخی از مستعفیان از این قاعده پیروی میکنند. اما در بین جریان اصیل اصولگرایی وضع به این شکل نیست و همانطور که اشاره شد به صورت منظم و کارشناسی و دقیق و با پیروی از آموزههای اخلاقی و انسانی به چنین راهی قدم گذاشتهاند.