از روزي که وزير صنايع رواننويس خود را برداشت تا حکم حسين هدايت را براي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران بزند تا روزي که اين حکم ابلاغ شد، دو هفتهاي طول کشيد تا سرانجام هدايت جايگزين احمد قلعهباني در ايدرو شود. ماجراي اختلاف علياکبر محرابيان با احمد قلعهباني از انتصابهاي مديرعامل وقت ايدرو نشأت گرفت که با هماهنگي کامل با جريان انحرافي، مديران مدنظر وي را وارد شرکتهاي خودروسازي کرد تا وزير صنايع در مراسم معارفه برخي از مديران ايدرو و خودروسازها شرکت نکند. همين کشمکشها وزير را بر آن داشت تا قلعهباني را از کار برکنار کند؛ وزير صنايع هم با ارجاع نامه اي به رياست جمهوري به دنبال جوهر قلم احکام مديريتي خود رفت که با سرسختيهاي فراواني روبهرو شد. تأثير «غيرقابل اندازهگيري» جريان انحرافي بر تصميمهاي دولت، مخالفت رئيسجمهور براي اين تغيير را در پيداشت و به همين علت مراسم توديع و معارفه هدايت و قلعهباني سه مرتبه به تأخير افتاد. در آن روزها شنيده ميشد که جريان انحرافي وزير صنايع را جهت ديدار با احمدينژاد چندين ساعت در دفتر رئيسجمهور منتظر گذاشته و دست آخر آيندهاي جز برکنارياش از دولت را براي محرابيان چيز ديگري پيش بيني نكرد. بدون ترديد جريان انحرافي تا به امروز از بركناري محرابيان خبر داده بود زيرا بارها شنيده ميشد که محرابيان يکي از 4 «ميم» دولت است که بايد طبق نظر جريان انحرافي از پاستور جدا شوند.برکناري قلعهباني از ايدرو و خروج وي از وزارت صنايع درحالي صورت گرفت که وي در دوران سه رئيسجمهور مختلف يعني هاشمي، خاتمي و احمدينژاد از مديران ارشد اين وزارتخانه بوده است. وي از مديران نزديک به جريان کارگزاران سازندگي و شخصيتهايي چون رضا ويسه است. تداوم حضور وي در رأس ايدرو، با وجود مخالفت محرابيان به دليل حمايتهاي جدي مرد مورد وثوق احمدينژاد بود و همواره مديريت خود را در دولت نهم و دهم با علامتهاي سؤال بسيار و حمايتهاي وافر آقاي خاص ادامه داده است. زماني که مهرههاي «آقاي ماوراءلطبيعه» در حال سفت کردن جاي پاي خود در مراکز اقتصادي کشور بودند خودروي مهره اصلي وي در صنايع به سمت بيکاري حرکت ميکرد که جلسه شبانه وي با ميرکاظمي سمتي را براي قلعه باني به بارآورد که شايد وي خوابش را هم نمي ديد. وي مديرعامل دومين شرکت نفتي دنيا شد و با خواباندن مچ سيف الله جشنساز در «لابيها» که زماني صحبت وزير شدن او مطرح بود به اتاقي بزرگ در طبقه پايين ميرکاظمي رسيد که بيش از 60 درصد بودجه کشور را تأمين ميکرد. وزير نفت موردوثوق دولت بود تا روزي که جريان انحرافي در نامهاي خطاب به ميرکاظمي خواستار کمک ويژه به يک شرکت خصوصي فعال در نفت ميشود. اين خواسته به صورت پاراف به مديرعامل دو شرکت مناطق نفتخيز جنوب و شرکت ملي حفاري هدايت ميشود تا از منابع داخلي اين شرکتها تأمين اعتبار شود ولي با مخالفت اين دو شرکت براي پرداخت اين مبلغ جريان انحرافي سراغ مهره بهتري براي وزارت نفت را ميگيرد. هرچند که وزير نفت به دليل مخالفت مديرعامل شرکت ملي مناطق نفت خيز جنوب حکم رفتن وي را صادر ميکند اما در واقع نتوانست وزارت خود را به «آقاي خاص» اثبات کند. وي دومين «ميمي» بود که بايد از دولت ميرفت و قلعه باني به عنوان اصليترين جايگزين آن مطرح بود. مهره چيني جريان انحرافي در شرکت ملي نفت و انتصاب حافظ منافع کرسنت بوق خداحافظي را براي با ميرکاظمي پربادتر کرد. زمزمههايي نيز از فعاليتهاي پشت پرده قلعه باني براي حذف ميرکاظمي و اختلاف نظرهايي که ميان آنها به وجود آمد فضاي نفت را پرکرده است به ويژه در يک انتصاب که اين اختلاف به اوج خود رسيد. چه کسي فکرش را ميکرد که قلعه باني برسر انتصاب (پ) از ايدرو برود و موجب اختلاف محرابيان و آقاي خاص شود و از سويي ديگر به نفت برود و دود اختلاف خود با وزير نفت را براي پاستور نمايان کند. آيا هميشه پاي يک قلعهباني در ميان است؟ به طور قطع مديرعامل شرکت ملي نفت براي ميرکاظمي و يارانش دست تکان ميدهد و برايشان آرزوي موفقيت ميکند حتي اگر به موقت هم روند تغيير وزرا بر اساس نظر مجلس با کندي و مطابق با درخواست جريان انحرافي پي نرود.