علیرضا منصوریان شاید جزو معدود بازیكنان قدیمی فوتبال ایران باشد كه هم نزد هواداران استقلال از احترام برخوردار است و هم هواداران تیم پرسپولیس. فوتبالدوستان و طرفداران تیم پرسپولیس به وی احترام میگذارند زیرا معتقدند كه این بازیكن در زمان طولانی مدت حضورش در تیم استقلال با شرایط ایدهآلی روبهرو شده و همواره برای هواداران تیم رقیب احترام قائل شده است. علیرضا منصوریان زمانی كه از فوتبال خداحافظی كرد، بسیار سریع به جرگه مربیان پیوست اما برخلاف تصورات وی با استقلال و نیمكت این تیم كار خود را آغاز نكرد. منصوریان ابتدا به پاس همدان رفت و پس از آن بلافاصله به تیم ملی و نیمكت ملیپوشان نزدیك شد. شاید این مربی جزو مربیانی باشد كه با شرایط ویژه به تیم ملی رسید و اعتماد مسئولان فدراسیون را جلب كرد. حالا او برای آیندهاش تفكرات و برنامههای ویژهای دارد كه مهمترین آنها حضور در عرصه بینالمللی فوتبال است.علیرضا منصوریان كه یك استقلالی قدیمی است چرا نباید حالا در این تیم مشغول به كار باشد؟شرایط این طور ایجاب میكند. من باید تجربه اندوزی كنم و احتیاج دارم كه شرایط را برای خودم تغییر دهم. استقلال خانه من است، اما در حال حاضر من از آن دور هستم.یعنی با مسئولان و مربیان این تیم مشكل داری؟اصلاً و ابداً. من چه مشكلی میتوانم با آنها داشته باشم؟ اصلاً چنین مسئلهای نیست من فقط میگویم شرایط مهیا نیست. امیدوارم روزی فرا برسد كه بتوانم در استقلال باشم و به این تیم خدمت كنم.اما اكثر پیشكسوتان در استقلال شانس خود را امتحان كردند جز تو؟این قسمت من بوده اما این اتفاق زمانی برای من هم رخ میدهد و دور نیست. استقلال برای استقلالیهاست و اگر جز این باشد عجیب است، من هم سعی دارم با شرایط مناسب به تیم خودم برگردم و به استقلال خدمت كنم.این اتفاق چه زمانی رخ میدهد؟نمیدانم چه زمانی، اما دور نیست.به نظرت اجازه چنین مسئلهای را به تو میدهند كه در استقلال به عنوان نفر اول حضور داشته باشی؟من به این مسئله فكر میكنم، برای هر استقلالی كه زمان زیادی را در تیم سپری كرده و روزهای تلخ و شیرین بسیاری را همراه با تیم تجربه كرده، این اتفاق دور از دسترس نیست. استقلال به قدیمیها نیاز دارد تا تجربیات خود را در تیمی كه برایش عرق ریختند، اجرا كنند و به نتایج درخور توجه دست یابند.گفته بودی در زمانی كه دورهم نیست سرمربی استقلال میشوی، هنوز هم به آن فكر میكنی؟صددرصد من به این مسئله فكر میكنم، اما نمیدانم زمانش كی است. من فقط به این فكر میكنم كه این اتفاق زمانی رخ میدهد.پس حتماً قصد داری با شرایط ایدهآل و كارنامهای موفق در عرصه مربیگری كار خود را در استقلال آغاز كنی؟قطعاً تمایل دارم این طور باشد. برای حضور روی نیمكت استقلال باید فاكتورهای بسیاری داشت از تجربه تا كارنامه و مدیریت بالا.علیرضا منصوریان عزم خود را جزم كرده تا با چنین شرایطی وارد استقلال شود؟قطعاً باید این طور باشد. استقلال تیم بسیار بزرگی است كه هر مربی كه در آن حضور دارد، باید بزرگ باشد و اقدامات درست و بزرگ انجام دهد. استقلال مثل دیگر تیمها نیست و شرایط خاصی را برای مربیگری میطلبد كه بسیار سخت و مشكل است.منظورت حاشیههای بسیار زیاد این تیم است؟حاشیهها نیز جزئی از آنهاست و قسمت مهمی كه باید خیلی به آن توجه داشت این است كه حضور در این تیم مساوی است با شرایطی كاملاً خاص كه باید با نحوه رفتار، كردار، خواب و تغذیه و همچنین عملكرد متفاوتش روبهرو شوی تا بتوانی موفقیت كسب كنی زیرا در غیر این صورت باید قید حضور در این تیم را بزنی.پس به خاطر همین است كه خیلی از بازیكنان در استقلال و پرسپولیس موفق نیستند؟دقیقاً همین طور است. رؤیای حضور در این دو تیم كافی نیست و مقابله با مشكلات حضور در این تیم از هر مسأله واجبتر است.علیرضا منصوریان چقدر در مربیگری، مدیریت میكند؟من اعتقاد دارم مدیریت روی نیمكت خیلی مهم است و اصلیترین بخش فوتبال است. باید بدانی چطور مدیریت كنی تا تیم از هم نپاشد؛ مدیریت رفتار با بازیكنان بزرگ و ستاره، بازیكنی كه جوان است و روحیه متفاوتی دارد یا مدیریت رفتار و اعمال بازیكنان بیرون از زمین.در تیم ملی نیز این مسائل اعمال میشد؟سعی كردیم كه این اتفاق رخ دهد اما نمیدانم تا چه حد موفق بودیم.اما با نتایجی كه تیم ملی در جام ملتهای آسیا كسب كرد، به نظر نمیرسید چنین شرایطی اعمال شده باشد؟این طور نیست، مشكل ما در بازیهای جام ملتها این مسائل نبود به هر حال در ناكامیهای یك تیم، عوامل و دلایلی وجود دارد كه نمیتوان آنها را نادیده گرفت. ما هم در تیم ملی چنین شرایطی داشتیم.دلایل شكست تیم ملی چه بود؟ یعنی قطبی مقصر نبود؟من میگویم ما ساختاری مشكل داریم. كل فوتبال ما مسئله دارد و باید این مشكلات را حل كرد تا تیمهای ملی و باشگاههای ما در مسابقات بینالمللی به نتیجه برسد و هرگز نمیتوانیم دلخوش باشیم و همین طور پیش برویم.اما به نظر می رسید كه افشین قطبی برای تیم ملی ما مناسب نبود؟من نمیتوانم محبتهای او را فراموش كنم و این را میدانم كه اصلیترین مشكل فوتبال ملی ما در آن مقطع افشین قطبی نبود.اما عنوان میشد كه وی نمیتواند با بازیكنان ارتباط برقرار كند و شرایط به گونهای پیش میرود كه ما به نتیجه نمیرسیم؟قطبی در نوع رفتارش شرایط خاصی ایجاد میكرد كه فكر میكنم نمیدانست باید چطور با آنها كنار بیاید.مثلاً در تیمهای بزرگ باید بین بازیكن اصلی كه سرنوشت ساز است با یك بازیكن جوان كه بعضاً روی نیمكت مینشیند، تفاوت قائل شد، اما او با همه یك نوع برخورد داشت و این مسئله كمی مشكل ساز بود. به نفع تیم ملی نبود. البته او در فوتبال ایران جانیفتاده بود و شرایطی ایجاد میكرد كه به حسب نوع رفتار وی در خارج از كشور بود. شاید این مسئله در نوع برخورد وی مشكلاتی را ایجاد كرد كه میتوانست اتفاق نیفتد كه تیم و بازیكنان وارد حاشیه شوند.شاید خیلیها میدانستند كه ما با این مربی به مقامی نمیرسیم كه از همان زمان بحث حضور یك مربی تراز اول خارجی مطرح شد؟این بحث هم در كار وی تأثیرگذار بود. البته این اقدام حرفهای است كه باید به دنبال ارتقای سطح فوتبال ایران بود و مسئولان كار خودشان را انجام دادند، اما برخی صحبتها بازتاب خوبی نداشت و شرایط تغییر كرد. در پایان بازیهای جام ملتها و جدایی قطبی از تیمملی برای نخستین بار اتفاقاتی افتاد كه جالب توجه بود، اكثر بازیكنان تیمملی علیه این مربی صحبت كردند و موضع گرفتند.نمیدانم به هر حال هر مربی شرایط مخصوص خودش را دارد و نمیتوان به او خرده گرفت. قطبی هم از این قضیه مستثنا نیست. اما جواد نكونام و چند بازیكن دیگر اعلام كردند كه قطبی ادبیات خوبی نداشته و به آنها فحاشی كرده است؟من اصلاً چنین موردی را در تیمملی سراغ ندارم. دوست ندارم در مورد ادبیات و رفتار او صحبت كنم، زیرا هر كسی شرایط خاص خودش را در این مورد دارد، اما آن چیزی كه مشخص است این است كه من چنین مسئلهای را به یاد ندارم.حتی عنوان شده بود كه او پس از چند سال حضور در ایران فارسی را خوب بلد نبود؟بله، شاید در نگاه و برخورد اول با او تصور دیگری شود و احتمالاً فارسی را خوب بلد نبود در بیشتر مواقع باید توضیحاتی را در خصوص یك كلمه به او میدادیم تا متوجه شود. او به دلیل دوری چند ساله از ایران با شرایط خاص رفتاری روبهرو بود و من این را متوجه شدم.منظور از رفتار همان رفتار خاص از سوی اوست كه بازیكنان میگفتند؟نمیدانم، بازیكنان مگر چه میگفتند؟كه او قولهایی میداده كه عملی نمیشد. در حقیقت رفتاری كه برخلاف آن را ارائه میكرده؟او همیشه سعی میكرد، با همه خوب رفتار كند درست یا غلط این طور بود، من نمیتوانم بپذیرم كه قطبی سعی داشت كه رفتاری ضد و نقیض داشته باشد. این همان مسئلهای است كه عنوان كردم هر مربی شرایط خاص خودش را دارد، اما قطبی چنین بود كه نمیخواست بازیكنی ناراضی باشد كه حاشیه ایجاد شود. شما خودت به عنوان مربی تیمملی این نوع رفتار را قبول داشتی؟نه، شاید درست نبود. من معتقدم كه بازیكن اصلی با بازیكن ذخیره متفاوت است و نوع رفتار مربی نیز باید با این بازیكنان متفاوت باشد. بازیكنان ذخیره را باید ترغیب كرد تا به تیم اصلی برسند و در مورد اصلیها باید روحیه دادن و شرح وظایف فنی را در دستور كار قرار داد. افشین قطبی یك دستیار ایرانی به نام منصوریان داشت، اما گفته میشد كه او نمیپذیرفت كه یك دستیار ایرانی داشته باشد؟ بله، او به دلیل مشكلاتی كه در فوتبال ایران داشت، نمیپذیرفت كه دستیار ایرانی داشته باشد، اما این اتفاق سرانجام رخ داد. البته او به مرور زمان و به حسب نیاز تصمیم گرفت كه دستیار ایرانی داشته باشد، به هر حال او مربیان هلندی را كنار خود داشت.گفته میشد كه او اصلاً توجیه نمیشد و در زمان طولانی متقاعد شد كه به منصوریان اعتماد كند؟بله، جلسات بسیاری برگزار شد و سرانجام این وظیفه به من محول شد.باید بپذیریم كه قطبی از علیرضا منصوریان دستیار ایرانی خود كمك میگرفت؟من همان اول قراردادم با تیمملی خواستم كه شرح وظایفم را اعلام كنند تا بدانم چه كاری باید برای تیمملی و بازیكنان انجام بدهم. این اتفاق افتاد و من در نحوه تمرینات و تركیب تیم دخیل بودم.در همه بازیها؟در بازیهای دستگرمی و دوستانه دخالت داشتم. البته در تمام جلسات اعمال نظر میكردم. پس در بازیهای رسمی تیم در جام ملتها قطبی اصلاً از نظرات شما استفاده نمیكرد؟به هر حال بعضی مواقع حرفهای مرا قبول میكرد، من مربی تیم بودم و هر چه به نظرم میرسید سریعاً اعلام میكردم، اما او در برخی موارد هم انجامشان نمیداد، اما من وظیفهام میدانستم كه بگویم، ولی در نهایت او سرمربی تیمملی بود و تصمیم آخر را خودش میگرفت، من فقط میتوانستم اظهارنظر كنم.خیلیها در همان زمان اعلام كردند كه در حضور شما به عنوان مربی تیمملی، حمایت سرپرست تیم و فدراسیون دخیل بوده. این مسئله درست است؟بله، من آن زمان در پاس همدان بودم اما نمیتوانم از این مسئله بگذرم كه سرپرست تیم شناخت بسیاری از من داشت و او عامل اصلی این اتفاق بود. اما قبول داری كه در پاس همدان خوب كار نكرده بودی. شاید كمتر كسی تصورش را داشت كه در تیمملی حضور یابی؟قسمت این طور شد و خدا كمك كرد. در نهایت او باید بخواهد كه اتفاقی به نفع آدمها رخ دهد. من در این تیم با شرایط خاص روبهرو شدم كه اصلاً به نفعم پیش نرفت. خیلیها قبل از حضورت در این تیم اعلام كردند كه این تصمیم از سوی منصوریان درست نیست؟بله، قبول دارم. انسانها از تجربیاتی كه كسب میكنند درس میگیرند تا دیگر آن را تكرار نكنند، من هم همینطور بودم. شرایط در این تیم طوری بود كه وقتی متوجه شدم، روز به روز بد و بدتر میشد. من حتی به مربیان دیگر هم گفتم كه چه شرایطی در این شهر حاكم است، مردم بسیار خوبی دارند، اما بستر برای كار كردن من مهیا نبود و در نهایت از این تیم جدا شدم. پس میگویی كه حضور در این تیم تجربه خوبی بود؟دوست نداشتم آن اتفاقات برایم رخ دهد. اما در نهایت، حضور در این تیم برای ادامه كار مربیگریام تأثیر مثبتی داشت. اما كار با سرمربی تیمملی كه به مربیان ایرانی اعتماد نداشت هم اصلاً آسان نبوده؟صد در صد همین طور است. او اصلاً اعتماد نداشت و مدتها زمان برد تا شرایط برای من در تیمملی تغییر كند. پس چطور در این مدت كوتاه رابطه خوب و صمیمانهای با قطبی پیدا كردی؟به هر حال به مرور زمان متوجه شد كه شرایط آن طور كه تصور داشت، نیست. اوایل دائم در جدل بودیم و اصلاً به نظرات من توجهی نداشت اما به مرور كسب اطمینان كرد و با هم ارتباط خوبی داشتیم. گفتی او شرایط اخلاقی خودش را داشت، اما همواره سعی داشت با كسانی كه میدانست تأثیرگذار هستند، رابطه خوبی داشته باشد.گفتم كه او رفتار و كردار خاص خودش را داشت و نمیتوان به خاطر این مسئله بر او خرده گرفت. او ترجیح میداد با برخی منتقدان و پیشكسوتان دوست باشد؛ چرا كه در شرایط سخت با انتقاد آنها وارد بحران نشود. خب شاید خیلی به چشم نیاید، اما این مسئله بسیار مهم است ولی كار تیمی تأثیر مثبت دارد و روحیه بخش است. پس به خاطر همین او با شما و اصغر حاجیلو هم رابطه بسیار خوبی داشت كه تیمش وارد حاشیه نشود و دچار بحران نگردد؟به هر حال ما آنچه واقعیت بود را بیان میكردیم و لازم به این كارها نبود. خیلیها میگویند كه او یك سرمربی تراز اول برای تیمملی نبود به این خاطر كه قطبی در هر صورت یك آنالیزور بود؟آنالیزور میتواند شرایط بسیار خوبی را در تیمش اعمال كند و این اصلاً بد نیست كه یك سرمربی آنالیز هم انجام دهد. او برنامهها و اهدافی داشت كه نتوانست آنها را عملی كند، اما این دلیل نمیشود كه او نباید سرمربی تیمملی میشد. خیلی از بازیكنان مدعی شدند كه او با آنها حرف نمیزده و بازیكنان درزمین نمیدانستند باید چه كنند؟بله، او در بیشتر مواقع روز مسابقه با بازیكنان صحبت نمیكرد. قطبی براساس حضورش در لیگهای خارجی تجربه اندوخته بود و تصور داشت كه در روز بازی و با استرس حاكم در دیدار ، مربی تیم نباید درباره مسائل فنی و بازی با بازیكن خودش حرف بزند. او معتقد بود كه بازیكن در روز مسابقه از شرح وظایف خود با خبر است و لازم نیست مربی حرفی بزند!این عمل قطبی درست و صحیح بود؟این مسئله دلیل بر ضعف فنی او نبود. به نظر من قطبی از نظر فنی خوب كار كرد. ولی اگر من بودم به بازیكن شرح وظایف میدادم كه بداند چه كاری باید انجام دهد هر چقدر هم كه بازیكن بزرگی باشد باز هم این مربی است كه وی را هدایت میكند.مگر میشود یعنی بازیكنان در زمین مسابقه سرگردان میشدند؟برحسب شرایط خود و نحوه تمرینات كار میكردند به هرحال اگر میدانستیم كه شرایط چگونه است و بازیكنان درباره وظایف خود توجیه میشدند، میتوانستیم مقامی كسب كنیم كه در خور نام ایران باشد.او به خیلی از بازیكنان قول لیگ ژاپن را داده بود اما بدون حتی یك بازیكن یا مربی به لیگ ژاپن رفت.من چیزی در این مورد نمیدانم، اما من قرار بود زمانی در لیگ امارات حاضر شوم و به مربیگری بپردازم كه البته این امر میسر نشد.بعد از جدایی قطبی از تیم ملی خیلیها تصور داشتند كه شما در تیم مشغول به كار شوی؟این مسئله میسر نمیشد، من به اندازه كافی برای سرمربیگری تیم ملی تجربه ندارم و این اصلاً درست نیست.اما در مقابل روسیه با همان تیم نتیجهای كسب كردی كه خیلی از منتقدانت را توجیه كرد؟من شرایط خاص خودم را برای حضور روی نیمكت تیم داشتم، برنامهها و نوع رفتارم از هر لحاظ متفاوت بود. من تمام نقاط ضعف و قوت تیم را میدانستم، با همه كار كرده بودم و این مسئله بسیار كمكم كرد. من از همان تجربیات در طول تمرینات بازیهای دوستانه، اردوها و دیدارهای رسمی استفاده كردم و تمام آنها را به كار بردم و همان شد كه تیمی یكدست روانه بازی با روسیه شد و ما این بازی را بردیم.یعنی برای شكست تیم ملی روسیه كاملاً برنامه داشتی؟صددرصد همین طور است من همه تجربیاتم را یكجا به كار گرفتم و در پایان نتیجه را دیدم. حتی از بازیكنانی استفاده كردم كه به نوع بازی و شرایط روحی روانیشان واقف بودم. قطبی سرمربی تیم ملی بود، اما من با او متفاوتم و شرایط خاص خودم را در تیم ملی مقابل روسیه اعمال كردم.در همان مقطع صحبت از این بود كه برخی بازیكنان میگفتند، قطبی برای حضور نفرات در تركیب اصلی شرط و شروط خاصی دارد و به نوعی بازیكن اصلی باید سفارشی باشد؟اصلاً این حرفها را قبول ندارم. این چه صحبتهایی است كه مطرح میكنند. آن بیچاره سرمربی تیم ملی بود و با همه به یك نوع برخورد میكرد، اصلاً نمیتوانم بپذیرم كه چنین شرایطی داشته باشد. من در تیم حضور داشتم و همه چیز را میدیدم. آدم باید كمی انصاف داشته باشد و خدا و دین را در نظر بگیرد. این حرفها را اصلاً قبول ندارم و درست نیست.و در مورد اینكه، نكونام وشجاعی با تیم مشكل داشتند و بعد از پایان بازیها نیز كلی علیه قطبی حرف زدند چه نظری دارید؟هیچ مشكلی با آنها وجود نداشت، در مقاطعی باشگاه اوساسونا اجازه نمیداد كه آنها در تمرینات تیم حاضر شوند و در مقاطعی دیگر نیز مشكلات دیگر اما در مدت همكاری طرفین هیچ مشكلی بین آنها و اعضای كادر فنی تیم ملی وجود نداشت.در مقاطعی اعلام كرده بودید كه حضور هیئت رئیسه در فدراسیون مشكلساز است؟به این دلیل كه تمام تصمیمات باید از چند اتاق بگذرد و به نتیجه برسد، به همین دلیل كمی مشكلساز است وگرنه، هیچ مسئلهای بین ما وجود نداشت و همیشه رابطه كاملاً حسنه بود.وقتی منصوریان سرمربی شد، خیلیها انتقاد كردند كه یك مربی با تجربه باید جای وی را بگیرد و بالای سر تیم ملی باشد.من همه كاره تیم نبودم. من به همراه حاجیلو و رشیدی تیم را هدایت كردیم تا به نتیجهای در خور توجه در مقابل تیم ملی روسیه برسیم. در ضمن من بارها به مسئولان اعلام كردم كه یك مربی با تجربه را برای همراهی تیم انتخاب كنند. نام جلالی، امیر قلعهنویی و منصور ابراهیمزاده را مطرح كردم، اما همگی این دوستان به دلیل شرایط حساس لیگ و بازیهای باشگاههای خود نپذیرفتند همراه تیم باشند، اما من تأكید داشتم كه این اتفاق رخ دهد. من هیچ زمانی نمیخواستم به تنهایی و برای خودم پیش بروم و تمام مسائل را در نظر میگرفتم. اما مسئولان اعلام كردند كه به دلیل همكاری ما با تیم ملی و شناخت از بازیكنان شرایط برای حضور ما كاملاً مهیاست.عدم دعوت از فرهاد مجیدی كه یكی از بهترین بازیكنان لیگ بود، خیلی حرف و حدیث ایجاد كرد.اصلاً نمیخواهم در این مورد صحبت كنم. فرهاد مجیدی، بازیكن خوبی است و برای این بازیكن آرزوی موفقیت در تیمش را دارم اما در مورد حضور او در تیم ملی حرفی برای گفتن ندارم. زیرا اصلاً به من ربطی نداشت.اما میگویند، به این دلیل كه شما و مجیدی برای متعصبترین بازیكن استقلال با هم رقابت دارید، این مشكلات ایجاد شده است؟اصلاً اینطور نیست. ربطی به این مسائل ندارد، من مدتها در استقلال بودم و همه مرا میشناسند. مجیدی هم بسیار خوب كار میكند و امیدوارم موفق باشد، اما من معتقدم كه بازیكنان بزرگ و متعصبی از جمله حاجیلو و حجازی در استقلال بودند كه برای این تیم بسیار زحمت كشیدند و باید از آنها نام برده شود.نام حجازی را آوردید، وی اعلام كرد كه منصوریان میتوانست سرمربی مناسبی برای تیم ملی باشد؟ناصر خان بزرگ من و استقلال است و همیشه به من لطف دارد، اما من تجربه لازم را به دست نیاوردم و به زمان و تجربه بیشتر نیاز دارم و باید كار كنم تا شرایط مناسبی به دست بیاورم و تیم را همراهی كنم. ما از نظر بازیكن، تجربه و دانش با مشكل روبهرو هستیم و به زمان نیاز داریم تا به شرایط ایدهآل برسیم، هدایت تیم ملی اصلاً كار آسانی نیست و زمانش برای من فرا نرسیده است و باید فعلاً كار كنم تا به نتیجه برسم.به نظر میرسد به دلیل عدم حضور بازیكنان بسیار از تیم استقلال، آنها از حضورت در تیم ملی راضی و خوشحال نبودند؟نمیدانم، اما این مسئله اصلاً مهم نیست زیرا ما بازیكنان آماده را دعوت میكردیم و باور كنید كه چیزی جز این نبود و تبعیض بین نفرات قائل نمیشدیم، اما من تصور میكردم استقلالیها از حضور یك نماینده از استقلال بسیار راضی و خوشحال هستند كه من در تیم ملی حضور دارم و برای ایران كار میكنم.در مقابل روسیه قرار بود كریم باقری نیز كنار تو بنشیند، چطور شد كه این اتفاق نیفتاد؟كریم باقری جزو بهترین دوستان من است، و من به او اصرار كردم اما نپذیرفت كه روی نیمكت بنشیند، اما برای مشاوره همیشه با او صحبت میكردم و كاملاً به یكدیگر نزدیك بودیم.پس مشكلی بین شما وجود نداشت؟اصلاً و ابداً! اگر مربی ایرانی مثل قلعهنویی یا دایی سرمربی تیم ملی میشد، حاضر بودی كنار آنها كار كنی؟بله، چرا كه نه. آنها مربیان بزرگی هستند، من بهرغم تصور بعضیها هیچ مشكلی با امیر قلعهنویی ندارم او مربی قابلی است.و حضور كرش را چطور میبینی؟او مربی بزرگی است و نیاز به زمان دارد. ما به مربیان بزرگ نیاز داریم زیرا میتوانند به فوتبال ما كمك كرده و دانش روز و علم فوتبال دنیا را در اختیارمان قرار دهند.بحث حضور مجدد منصوریان در تیم ملی مطرح است؟نمیدانم هر چه خدا بخواهد همان میشود.شما از سوی كرش سرمربی تیم بزرگسالان به عنوان سرمربی تیمملی امید انتخاب شدید. نظرتان در این مورد چیست؟تمام تلاش من این است كه برای تیمملی هم به اندازه تیمملی بزرگسالان مثمر ثمر و مفید واقع شوم. شاید خیلیها بر این انتخاب خرده گرفتند اما این مسئله مرا از تلاش بسیار وا نمیدارد.