
دنیا حیدری
همه چیز از واپسین دقایق بازی با استیل شروع شد. فریاد دایی بر سر سپهر حیدری چون جرقهای بود بر انبار باروت. بعد از آن همه آتشهای زیر خاکستر نمایان شدند. پرسپولیس بازی را برد. اما بلافاصله بعد به صدا در آمدن سوت پایان بازی وارد بحران شد؛ بحرانی که کینههای قدیمی را نیز رو کرد.
هدایتی علیه کاشانی و کاشانی علیه هدایتی موضع گرفت تا آشفتهبازار پرسپولیس تکمیل شود و حواشی این تیم چند برابر.
اولین بار هدایتی بود که کینههای قدیمی را در قالب اتفاقات جدید روی دایره ریخت. همه میدانند اختلاف نظر کاشانی و هدایتی که چیزی بیش از یک اختلاف نظر ساده است، به زمان حضور آنها در پرسپولیس بر میگردد و مسئله تازه و جدیدی نیست اما همان یک درخواست دایی از سپهر، برای ندادن توپ به استیلیها، بهانهای شد برای از سر گرفتن کینههای قدیمی.
هدایتی بعد بازگشت مجدد استیل به لیگ، بیتعارف علیه کاشانی موضع گرفت تا دشمنیها علنی شود: «متأسفم که بعضیها با هر دستاویزی میخواهند به امتیاز برسند. حرف جوانمردانگی میزنند و آن وقت در روزنامه خود، قبل بازی مینویسند مهدویکیا فسیل شده یا از من به عنوان سران «زر و زور» نام میبرند. این روزنامه، تحت مدیریت کاشانی است و این آقا در این اظهارات دخیل است. به هر حال بعضیها دوست دارند که به هر قیمتی که شده، امتیاز بگیرند و دوست ندارند فوتبال خصوصی شود. آنها میخواهند از بودجه بیتالمال پولداری کنند و از نظر من آرای شورای شهر در میان است و به دنبال این رأیها هستند.»
البته کاشانی هم هدایتی را بیجواب نمیگذارد و از خجالت او در میآید: «بعضیها مصاحبه میکنند و میگویند کسانی میخواهند با پول بیتالمال به شورای شهر بردند حقیقتاً عجیب است که این صحبتها مطرح میشود. من پیش از آمدن به شورای شهر، دو دوره افتخار خدمت به مردم شهر تهران را در شورای شهر داشتم. برد و باخت فوتبال چه ربطی به این مسائل دارد؟»
اما بحرانی که پرسپولیس را در بر گرفته، تنها به علنی شدن کدورتها و دشمنی کاشانی و هدایتی بر نمیگردد، چراکه بعد از بازی با استیل، از ماهیت خیلی رفتارها و رفاقتها و کدورتها پردهبرداری شده است. البته نه خیلی مستقیم و واضح.
بعد از آنکه کاشانی برای اولین بار در کنفرانس مطبوعاتی پرسپولیس، با حمایت سرسختانه از شیث و ابراز علاقه شدید به او، دشمنیاش، با دایی را نشان داد، این بار نیز به طور غیرمستقیم، حرفهایش را به سرمربی پرسپولیس میزند: «امسال هر اتفاقی افتاد، کتکش را من خوردم و آماج حملات قرار گرفتم. خصوصاً بعد از بازی با استیل. آقای دایی درخصوص اعضای کادرفنی پرسپولیس، سلیقه خودش را داشت و شخصاً تصمیمگیری و انتخاب کرد. آن وقت، هجمههای این انتخاب که از حقوق اولیه سرمربی است، به من روان شد. از طرفی طوری جوسازی میکنند که گویی من و دایی، عنقریب است که به روی هم اسلحه بکشیم، در حالی که ما 17 ـ 18 سال است که با هم دوست هستیم و من آگاهانه او را به عنوان سرمربی پرسپولیس انتخاب کردم. آن وقت هر روز از یک مربی نام میبرند که من با او وارد مذاکره شدهام و اینکه دایی را نمیخواهم.»
از آن طرف نیز دایی با حمایت از هدایتی که اکنون دشمن شماره یک کاشانی محسوب میشود، به نوعی رو در روی او قرار میگیرد: «هدایتی مردانگی میکند که از جیبش برای این فوتبال خرج میکند. این خیلی حرف است. برخی از ما حاضر نیستیم حتی 10 هزار تومان از جیب خودمان خرج این فوتبال کنیم و از جیب خودمان یک آبمیوه برای خودمان نمیخریم. اما او از جیب خودش برای این تیم خرج میکند. پس باید از او حمایت کنیم و به او و تیماش همفکری مثبت دهیم.»
اما حرفهای دایی به همین جا ختم نمیشود. «میگویند تیم را علی دایی بسته. بله تیم را من بستم. اما با چی؟ موقعی که تیم من میآید یارگیری کند و بازیکن میگوید 800 میلیون میخواهم اما تیم نمیتواند بیش از 500 میلیون بدهد چه کار باید کرد؟ از اول فصل یک تعداد بازیکن در اختیار من بوده، من هم چند نفری را به تیم اضافه کردم تا به من کمک کنند. اما نتوانستم تمام آن نفراتی را که مدنظر داشتم و میخواستم بگیرم. شما باید عملکرد را نسبت به بازیکنانی که گرفتهام مورد ارزیابی قرار دهید. اگر خوب نبودند از من انتقاد کنید. به من بگویید این بازیکنان خوب نیستند. آن وقت حق با شماست. متأسفانه خیلی از مسائل وجود دارد که نمیشود در مورد آن حرف زد. مثلاً میگویند روی سکوها به من فحش میدهند چه طور است همیشه مرا تشویق میکنند. در تلویزیون و نظرسنجیها اول میشوم اما وقتی بعضی مسائل پیش میآید، در استادیوم مرا فحش میدهند و مورد انتقاد قرار میدهند؟!»
اگر چه دایی و کاشانی دعواهایشان مثل هدایتی و کاشانی علنی نشده، اما به خوبی مشخص است حرفها با چه منظور و هدفی و به چه کس گفته میشود. شمشیر دایی و کاشانی هنوز برای یکدیگر از رو بسته نشده و فعلاً در غلاف است. اما بعید نیست با ادامه این روند، همان طور که اختلاف کاشانی و هدایتی علنی شده، اختلافات دایی و کاشانی نیز علنی شود که در آن صورت، پرسپولیس بیش از همیشه در بحران غرق میشود.