امیر کوشا | چرایی و دلیل کیفیت بازیهای لیگ را میتوان به سادگی از کنفرانسهای مطبوعاتی مربیان در پایان بازی درک کرد. جایی که مربیان فوتبال ایران، مقابل خبرنگاران مینشینند تا در مورد شکل بازی حرف بزنند. اما رسم تازهای که در این فوتبال جا خوش کرده، تأسف برانگیز و نگران کننده به نظر میرسد.
به آن چه در پس هر بازی بر زبان مربیان جاری میشود دقت کنید. مربیان شکست خورده به صورت کلی دلیلی جز ضعفهای داوری را به عنوان دلیل ناکامی معرفی نمیکنند. گاهی به شعارهای هواداران اشاره میکنند و گاهی نیز بیپولی و مشکلات مالی را علل باختهای خود میدانند. آیا تمامی علل یک ناکامی در سوت داوران و فریاد هواداران و جیبهای خالی بازیکنان خلاصه میشود؟ همین مربیان هفته بعد، وقتی به اولین پیروزی برسند، از تاکتیکهای به کار رفته و یک هفته آنالیز بازی حریف و ضدتاکتیکهایی که بین دو نیمه به کار بردهاند حرف خواهند زد.
سؤال اینگونه شکل میگیرد: آیا در روزهای ناکامی، تاکتیک مربیان شکست خورده هیچ نقشی در نتیجه بازی نداشته؟ آیا مربیان پیروز از کنار اشتباهات داوری سود نبردهاند و اشتباهات داوری و فریاد هواداران فقط در روزهای ناکامی خودنمایی میکنند؟
به نظر میرسد فوتبال ایران گرفتار مربیانی شده که یا به دنبال راهی برای فرار از پاسخگویی به ناکامیها هستند، یا به راستی چشمی برای دیدن و قدرتی برای درک کردن علل هر شکست نیستند. مربیانی که در پس هر شکست، فریاد میزنند که به داور بازی مشکوک هستند یا به کمیته داوران گفته بودند که از این داور برای بازیهای آنها استفاده نکنند یا خود را محق میدانند که همراه با بازیکنانشان به سوی داور حمله کنند و البته 12 شکست خود را با این ادعا که فلان لیدر ضارب به ورزشگاه آمده بود لاپوشانی کنند، بیتردید حرف دیگری برای گفتن ندارند. قدرت ادراک آنها از نتایج فوتبال به همین توجیهات و لاپوشانیها و ادعاهای فاقد ارزش خلاصه میشود. آیا تابه حال از آن چه مربیان فوتبال ایران در سالنهای کنفرانس پس از بازی به زبان آوردهاند، نکتهای یا درسی عاید فوتبال کشور شده است؟ آیا درسی آموختهایم؟
به کنفرانس مربیان لیگهای اروپایی دقت کنید. جایی که مربیانی در کلاسهای به مراتب بالاتر و فراتر از مربیان وطنی ما روبهروی خبرنگاران مینشینند و بازی را آنالیز میکنند. میزان اعتراضات این مربیان به داوری همان قدر اندک و غیرقابل لمس است که گفتههای فنی مربیان شکست خورده ایران غیرمحسوس به نظر میرسد. تفاوت فوتبال ایران و فوتبال روز دنیا هم در همین ادبیات هویدا میشود. جایی که مربیان ما در روزهای پیروزی غره میشوند و سینه فراخ میکنند و خود را ولی پیروزیها میدانند و در روزهای ناکامی هم همین مربیان از هر دری سخن میگویند جز اشتباهات خود و یا حتی تبریک به تیم حریف!
آیا نیازی هست باز هم بپرسیم که چرا برای این فوتبال باید به دنبال مربیبزرگ خارجی میگشتیم؟