به پاس يك سال همراهي و در كنار ما بودن شما خوانندگان فهيم روزنامه به اطلاع ميرساند كه در سالهاي آتي قرعهكشي بزرگي در كره زمين برگزار خواهد شد تا بخشي از جمعيت را به كرات ديگر منتقل كنند. شايد در نگاه اول همه افراد آرزوي چنين سفري را داشته باشند اما با توجه به ديني كه شما عزيزان بر گردن ما داريد و درتمام سردي و گرميهاي روزگار همراه ما بودهايد، اطلاعاتي از سياره مقصد را به سمع و نظرتان ميرسانيم. فقط آرزو ميكنيم كه قرعه به نامتان نيفتد، پس براي اين سفر زياد سر و دست نشكنيد! طبق اخبار رسيده، منجمان در كنار كهكشان راه شيري، كهكشان ديگري را كشف كردهاند كه نامش «هيري» است و در منظومههاي آن به سيارهاي رسيدهاند كه بسيار شبيه كرهزمين است و مردمانش مانند ما زندگي ميكنند. نام آن سياره «بيري» است. شباهت بيحد و حصر «بيريها» به ما «زمينيها» آنقدر محققان را شگفتزده كرده كه سالهاي سال است رفتار آنها را زير نظر گرفتهاند و روي آن مطالعه ميكنند و به دنبال راهي ميگردند تا در صورت افزايش جمعيت زمين، بخشي از مردم را به «بيري» منتقل كنند. اطلاعاتي كه هماكنون درباره سياره «بيري» در كهكشان «هيري» در دسترس شماست، جزو اطلاعات طبقهبندي شده و فوق محرمانه به شمار ميآيد كه چندي پيش افرادي ناشناس از مركز تحقيقاتي هوا و فضاي زمين ربوده و منتشر كردهاند. هر چند چاپ اين مطالب جرم است اما از اهميت اين گزارش همين بس كه خواندنش هم مجازات دارد، اما از آنجايي كه مشخص نيست چه كساني از «زمين» به «بيري» منتقل شوند، بهتر است گزارش زير را به دقت بخوانيد و درباره بيريها اطلاعات جامعي كسب كنيد زيرا شايد شما هم يكي از آن زمينيهايي باشيد كه مجبور باشد سالهاي سال در «بيري» حضور داشته و روزهايش را در كنار آنها به شب برساند!طبق اسناد منتشره، بيريها مثل ما زمينيها خانه ميسازند، ازدواج ميكنند، سر كار ميروند و يك زندگي اجتماعي دارند.آنها وسايل نقليهاي شبيه اتوبوسها و سواريها و وانتهاي خودمان دارند و دو چرخهاي موتوريشان، چيزي مثل موتوسيكلتهاي ماست. ضمناً بيريها براي مسافتهاي طولاني از يك پرنده آهني كه ما در زمين به آن ميگوييم «هواپيما» استفاده ميكنند.چيزي كه دانشمندان زميني را به شدت متعجب كرده نوع خيابانها، ساختمانها، كوچهها و از همه مهمتر رفتار اجتماعي، آداب معاشرت و شيوه تعاملات بيريهاست كه گويي يك كپي از روي زمينيها برداشتهاند و سرمشق خود قرار دادهاند. حتي گروهي از محققان روي اين نظريه كار ميكنند كه نكند بيريها زودتر از ما، زمين را كشف كردهاند و قرنهاست كه زمين و آدمهايش را مورد مطالعه قرار دادهاند. به هر حال در اين عرش خداوندي دو سياره يافت شدهاند كه گويي با هم دو قلويند و فقط در مواردي خاص فرقهايي در آنهاست. اما بايد گفت كه اين مواردخاص براي ما زمينيها خيلي خندهدار، تعجببرانگيز و بعضاً غيرقابل تحمل است.ما بخشي از رفتارهاي بيريها را كه لو رفته براي شما بازگو ميكنيم، اما ميدانيم نه تنها براي شما سؤال برانگيز بلكه شايد پذيرشش هم برايتان دشوار باشد، اما اين يك حقيقت است، باور كنيد.
فرهنگ بيريهادر صفحه 2895 اسناد لو رفته از بيريها آمده: بيريها به شدت بافرهنگ و متمدن هستند. آنها به تاريخ كهن و تأثيرگذاريشان روي تمدنها و فرهنگهاي ديگر ميبالند و كتابها و متون زيادي در اين باره نگاشتهاند، اما...اما مشخص نيست چرا بعضي از كارها و كردارهاي نادرست در ميان خودشان رواج يافته و گويي جملگي آن را پذيرفته و به قول معروف قبح قضيه برايشان از بين رفته است. بيريها مهربان و همنوع دوستند اما به راحتي با يكديگر دعوا ميكنند، ناسزا ميگويند و در سطح جامعه اخم و غرغر كردن را به لبخند و تشكر ترجيح ميدهند. آنها در بعضي روزها براي كمك به همنوعهاي مستمند و نيازمندشان هزاران تومان (با معيار پول ما) كمك ميكنند اما بعضاً براي 10 تومان كرايه گلاويز ميشوند و زد و خورد ميكنند و شايد هم خون و خونريزي! بيريها به شدت به نفع خود دروغ ميگويند! اگر فكر كنند كاري يا حرفي برايشان ضرر يا نفع خوبي دارد، برايش دروغ ميگويند اما هنوز نميدانيم دروغگويي در بين آنها نيز مثل ما عملي قبيح و ناپسند و مذموم است يا نه!تأسفبارتر اينكه آنها اختلاس ميكنند، احتكار ميكنند و از پرداخت ماليات فرارياند، هر چند قوانينشان با اين موارد برخورد ميكند اما باز هم عدهاي از بيريها دست به چنين تخلفاتي ميزنند. زماني كه اين گزارشها در سطحي محدود در زمين منتشر شد، تمام آنهايي كه آن را خواندند، گفتند: «به هيچ عنوان براي يك لحظه هم به «بيري» سفر نخواهيم كرد، چه برسد به اقامت دائم!» درست مانند شما كه از اين همه قانونگريزي بيريها خونتان به جوش آمده و حس تنفر وجودتان را فرا گرفته!اما اين تمام ماجرا نيست. اگر طاقت داريد و تحمل، ادامه داستان را بخوانيد.بيريها چهارديواريهاي بزرگي دارند مثل استاديومهاي ما كه تمام مسابقات ورزشيشان را در آنجا انجام ميدهند.در صفحه 4223 اطلاعات محرمانه آمده، نوعي ورزش شبيه منچ آن هم از نوع مار و پلهاش در ميان بيريها از اهميت و محبوبيت بالايي برخوردار است به طوري كه در هر خانواده حداقل دو نفر يا منچبازند يا جزو طرفداران پر و پا قرص تيمهاي مار و پلهاند و در زمان مسابقات ليگ برتر مار و پله حداقل 200 هزار نفر در چهارديواري (ورزشگاه) گرد هم ميآيند و هزاران نفر هم پشت درهاي بسته ميمانند و ميليونها نفر هم از طريق راديو و تلويزيون و دستگاهي شبيه موبايل (كه ميتوان در خيابان و هنگام راه رفتن مسابقه را ديد) به تماشاي آن ميپردازند.بيريها براي ديدن يك مسابقه حساس، با انواع وسايل نقليهشان به سمت چهارديواري ميروند اما در طول مسير آنقدر فحش و ناسزا به تيم و بازيكنان حريف ميدهند كه نگو و نپرس! هنوز هيچ محقق و دانشمندي علت اين كار را متوجه نشده و نميداند تأثير اين همه بد و بيراه آن هم در كوچه و خيابان چيست؟اما اين پايان مسابقه نيست. وقتي ورزشگاه گوش تا گوش پر ميشود، تماشاگران به دو دسته (طرفداران هر تيم) تقسيم ميشوند و آن وقت است كه فحشهاي اصلي، ناب، بكر و دست اول رو ميشود. از «شيرسماور» و «فشفشه» و «اگزوز خاور» گرفته تا «توپ» و «تانك» و «مسلسل»! هر چند بيريها نيز مثل زمينيها در آداب و رفتارشان فحش و ناسزا جايي ندارد، اما در اين يك مورد خاص وقتي 200 هزار نفر يك فحش را يكصدا فرياد ميزنند، گزارشگرشان ميگويد «چند نفر شبيه تماشاگر» كه معادل تماشاگرنماي ماست.باز هم محققان زميني نتوانستند بدانند كه چرا بيريها به 200 هزار نفر ميگويند «چند نفر»! آيا اعداد آنها با ما فرق ميكند يا اين حرفها برايشان چيزي نيست!ميدانيم كه با خواندن اين گزارش چهار ستون بدنتان به لرزه درآمده و اين حرفها حتي در مخيلهتان نيز نميگنجد اما بايد بگوييم: «بيريها به راحتي رشوه ميدهند و بدتر از آن به راحتي نيز رشوه ميگيرند و اين مسئله در همه امور و حتي ورزشهايشان نيز براي يك برد يا باخت به چشم ميخورد و عمق فاجعه آنجاست كه در مواردي هم رشوهدهنده و هم رشوهگيرنده از كار خود راضي هستند و اين عمل و خاطراتش را بارها و بارها در جمع دوستان و آشنايان تعريف ميكنند، آن هم جزو افتخاراتشان!»
بيريهاي زشت و زيبا حالا مطالبي درباره بيريها بخوانيد كه شايد براي ما زمينيها خندهدار و مضحك باشد! اگر آنها بديهايي دارند كه براي ما غيرقابل تحمل است، در مقابل كارهايي ميكنند كه ساعتها ما را ميخنداند. مثلاً بيريها بدون هيچ رژيم خاصي هر چه به دستشان بيايد ميخورند. در گزارشهاي منتشره چنين آمده كه آنها قند و نمك و چربي و نشاسته مصرف ميكنند و بدنشان به ويتامين و پروتئين احتياج دارد. ولي مثل ما منضبط و با برنامه نيستند، بلكه فقط ميخورند و ميخورند و هنگامي كه چاق ميشوند و شكمشان از كل هيكلشان بزرگتر ميشود! به فكر لاغري ميافتند اما با يك شيوه خاص. آنها سعي نميكنند در رژيم غذايي و مقدار خورد و خوراكشان تجديدنظر كنند بلكه از يكديگر ميپرسند «چي بخوريم كه لاغر بشيم؟» بله! خندهدار است. آنها براي لاغر شدن هم ميخورند! اما براي زيبا شدنشان، دماغهايشان را چندين بار عمل ميكنند و بالا و پايين ميبرند. آنها براي برانداز كردن خودشان در مقابل آينه، دماغشان را بالا و پايين ميبرند و كج و راست ميكنند. دانشمندان زميني بر اين باورند كه عقل و مغز و قوه تصميمگيري آنها در دماغشان است كه اين همه فكر و ذكرشان را به آن معطوف ميكنند.از ديگر موارد زيبا كردن بيريها، بالا بردن گونهها، باد كردن لبها، خط انداختن ابروها و در مواردي شكم را به تيغ جراحان سپردن است و خندهدار اينكه 90 درصد بيريها در اظهارنظر درباره خودشان بعد از هر عمل ميگويند: «اصلاً خوب نشده، همون اول كه بهتر بودم!»
بيريها و ارتباطات اجتماعيبيريها در بعضي رفتارهايشان كارهايي را انجام ميدهند كه براي ما زمينيها تعريف نشده است. مثلاً چند نفر از آنها براي خروج از يك در كوچك مثل در خانه يا محل كار، آنقدر به يكديگر تعارف ميكنند و «جان من»، «جان تو» ميزنند و «من بميرم، تو بميري» ميگويند كه هر بينندهاي به اين همه احترام و مرامشان احسن و آفرين ميگويد، اما همين بيريها در يك بزرگراه يا خيابان براي ورود به مسير ديگري چنان با وسايل نقليههايشان به جلوي يكديگر ميپيچند و بوق ميزنند و حقوق يكديگر را ناديده ميگيرند كه گويي دشمن خوني هم هستند و قاتل پدرشان در مقابلشان ايستاده!بيريها اكثراً بيتحمل، انتقادناپذير، غيبتكننده و در مواردي اگر لازم باشد، زيرآبزن هم هستند اما به راحتي با اين خصوصيات يكديگر كنار آمده و زندگي ميكنند و به ندرت پيش ميآيد كه يك بيري از چنين خصائل همنوعش در مقابل همان شخص انتقاد كند. آنها زياد درباره هم حرف ميزنند، اما نه روبهرو بلكه پشت سر يكديگر!تك تك بيريها اساتيد بزرگ و همه چيز فهمي هستند و از آداب و معاشرتها چنان حرف ميزنند كه گويي يك فرشته روبهروي شماست اما تمام اينها در حرف است و در عمل هيچ، هيچ، هيچ! و اين همان چيزي است كه ما در زمين به آن ميگوييم «عالم بيعمل!» اما ما زمينيها كجا و آن بيريها كجا؟! در كره «بيري» كسي جاي خودش نيست ولي جالب اينكه امور خوب پيش ميرود و اين نيز جزو همان رازهايي است كه محققان و دانشمندان در پي كشفش هستند.آنها مثل زمينيها درس ميخوانند اما بر عكس ما مهم نيست چه مدركي ميگيرند. اگر پارتي داشته باشند يا خودشان را در جايي جاي دهند كار تمام است. به همين دليل در آنجا مدركگرايي باب شده و از هر راه و روش و طريقي مردمانش به دنبال يك مدرك هستند، حتي مدرك منچ و ماروپله!از قرار نگرفتن افراد در جاهاي اصلي خودشان همين بس كه اگر مدارك آنها را معادل زمينيها در نظر بگيريم، امكان دارد يك نفر با مدرك فوقليسانس و مسلط به چند زبان، منشي شود و نفر ديگر با ديپلم شايد وزير!بيريها يك ويژگي خاص ديگر هم دارند كه احتمالاً منحصر به فرد است. آنها ميبينند، مينويسند، ميشنوند، حرف ميزنند و ميخوانند اما در بعضي موارد مغزهايشان بعد از افعال فوق واكنشي نشان نميدهد و عملي صورت نميگيرد.مثلاً در بعضي جاها كه سيستمهاي حساسي دارند در چندين نقطه نوشتههايي وجود دارد كه ميگويد لطفاً دستگاه گفتوشنود (همان موبايل خودمان) را كه به خودتان آويزان كردهايد، خاموش كنيد. بيريها اين نوشته را ميبينند، ميخوانند و به مغزشان ميفرستند اما مغز واكنشي نشان نميدهد و آنها نه تنها اين دستگاهها را خاموش نميكنند بلكه پيوسته با آن حرف هم ميزنند! اين اتفاق در پرندههاي آهنيشان (هواپيماها) هم رخ ميدهد، اينبار چندين نفر كه لباسهاي متحدالشكلي دارند و وظيفه پذيرايي از مسافران بر عهده آنهاست بارها و بارها و به چند زبان زنده و مرده ميگويند كه به علت تأثير منفي اين دستگاهها روي سيستم ناوبري و پرواز لطفاً آنها را خاموش كنيد! اما بيريها به اين افراد نگاه ميكنند و حرفهايشان را ميشنوند و بعضاً سعي ميكنند ببينند اين جمله به زبانهاي ديگر چطور ميشود، اما باز هم تا آخرين لحظه كه امكانپذير باشد با اين دستگاههاي گفتوشنود، حرف ميزنند و متأسفانه در صفحه 3097 گزارشهاي محرمانه آمده كه آنها ميانگين هر ماه يك پرنده آهني خود را با تمام مسافرهايش به سطح كره ميكوبند اما هرگز از اين سقوطها درس عبرت نميگيرند و آش همان آش است و كاسه همان كاسه!حتي در بعضي جاها (مثل ادارات ما) اگر بدانند كسي دستگاه گفت و شنود (موبايل) همراهش دارد، آن را ميگيرند، بيريها اين دستگاهها را روي ساكت (سايلنت) ميگذارند و يواشكي با آن حرف ميزنند!ميدانيم براي شما هم مسخره است كه چرا عدهاي اينطور زندگي ميكنند و اين رفتارها چه معنياي دارد! اما نگران نباشيد آنها در «بيري» هستند و هزاران فرسنگ از ما دورتر!
بيريها و رفت و آمدهايشاناميدواريم اگر روزي كرهزمين آنقدر شلوغ شد كه گفتند ميخواهند با قرعهكشي عدهاي را به كره «بيري» بفرستند هرگز قرعه به نام شما نيفتد. «بيري»هاي اهل كهكشان راه «هيري» واقعاً يك «هيري بيري» واقعي هستند و اين مسئله وقتي شكل واقعيت به خود ميگيرد كه آنها را در خيابانها و جادههايشان ببينيد.عكسهاي گزارش محرمانه از نحوه رفت و آمدشان آنقدر وحشتناك است كه از درج آنها خودداري ميكنيم زيرا ممكن است افراد زير 18 سال، بالاي 40 سال و بيماران قلبي و حتي بيماران كليوي و ديابتيها نيز تحمل ديدنشان را نداشته باشند و عوارض ناگواري به همراه داشته باشد.بيريها از وسايل دوچرخشان (موتوسيكلتهاي خودمان) به جاي وانت استفاده ميكنند و قادرند پنج يا حتي شش نفر را با يك موتور جابهجا يا باري حدود 300 تا 400 كيلو را كه چندين متر از كنارهها و عقب موتور به اين طرف و آن طرف بيرون زده را حمل كنند.بر همين اساس، سواريهايشان نيز چيزي معادل يك ميني بوس زمينيها مسافر حمل ميكند. در جشنهايشان و اختصاصاً پيوندهايشان (عروسيها) چون خيلي خوشحال هستند ميتوانند در خودروهاي شخصي روي يكديگر سوار شوند و دهها نفر از مهمانان را با چيزي شبيه وانت و در حالي كه به دست زدن و سوت و پايكوبي مشغولند جابهجا كنند و ديگر بيريها نيز از ديدن چنين صحنههايي چنان به وجد ميآيند كه به هر وسيله ممكن صدايي توليد ميكنند تا سهمي در اين شادي داشته باشند. اكثر بيريهايي كه در اتوبانهايشان با خودرو حركت ميكنند يا مريض دارند يا يكي از اقوام نزديكشان فوت كرده يا دكتر و مهندس هستند و مريض و پروژهاي خاص اضطراراً آنها را فراخوانده. زيرا بيريها هنگام جريمه شدن توسط نيروهاي بازدارنده از تخلف و ويژهشان (پليس) هيچ وقت تخلف و قانونگريزيشان را نميپذيرند و بدون استثنا دلايل فوق را عامل سرعت بالاي خود عنوان ميكنند.در صفحه 8935 گزارش محرمانه آمده: «چند سال پيش هواي بيري به شدت آلوده شد به طوري كه مسئولانشان روزها را رنگبندي كردند و قرار شد هر روز هفته خودروهايي با يك رنگ مشخص تردد كنند و مردم از وسايل نقليه عمومي استفاده كنند! همچنين اگر كسي با خودروي خودش بيرون ميآيد حداقل تك سرنشين نباشد!» اما فكر ميكنيد چه اتفاقي رخ داد؟مسئولان بيري كه ميدانستند وسايل نقليه عموميشان جوابگوي آن همه جمعيت نيست و از همه مهمتر آنها مسئول هستند و خودشان تصميمگيرنده بنابراين با وسايل شخصي رفت و آمد كردند.مردم هم شبها ماشينشان را ميدادند بچههايشان به رنگ روز بعد كه قانون اجازه رفت و آمد را ميداد رنگ كنند و آنها هم با همان ماشينهايشان رفت و آمد كردند و كساني هم كه خودرو و وسيلهاي نداشتند گفتند: «هوا خودش آلوده شده، خودش هم بايد پاكيزه شود» و بدين ترتيب بعد از حدود يك ماه هواي بيري شرمنده شد و بادي وزيد و باراني باريد و پاكيزه شد و مردم از اين موفقيت و رو كم كني از هوا به جشن و شادي پرداختند! بيريها يك ويژگي خاص ديگر هم دارند. آنها وقتي تصادف ميكنند تا رسيدن پليسهايشان با يكديگر دعوا ميكنند تا وقتشان به بطالت نگذرد. طبق گزارشها تا حالا هيچ دعوايي باعث رسيدن حق به كسي نشده اما آنها باز هم دعوا را جزو برنامههاي بعد از تصادف خود قرار دادهاند و آن را اجرا ميكنند. ديگر نميخواهيم درباره بيريها بيشتر از اين بنويسيم اما اين را هم بدانيد كه آنها براي همه كارهايشان صف ميايستند، اما در همين صفها نيز حمله ميكنند، هل ميدهند و اين حق هر بيري است كه با زير پا گذاشتن حقوق ديگران سهمش را بگيرد، حالابه هر صورت و هر روش!كوتاه سخن اينكه، اخيراً مشخص شده اصطلاحي كه در كرهزمين و براي نشان دادن هرج و مرجهايي كه از قانونگريزي و قانونشكني و تجاوز به حق و حقوق ديگران رايج شده از اين كهكشان و كرهاش اقتباس شده، يعني از كهكشان «هيري» و كره «بيري» و آن اصطلاح معروفي است كه همه ما بارها و بارها شنيده و مورد استفاده قرار دادهايم: «هيري بيري!»