«آندرس فوگ راسموسن» دبیرکل ناتو روز دوشنبه اعلام کرد اگر سازمان ملل قطعنامهای علیه لیبی صادر کند میتوان منطقه پرواز ممنوع را در این کشور تصویب و اجرا کرد. به دنبال این سخن اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس که اکثر اعضایش رژیمهای دیکتاتوری عرب هستند با این تصمیم که اول بار از سوی واشنگتن مطرح شد، موافقت کردند.
شورای امنیت سازمان ملل تنها براساس ماده 39 از فصل هفتم منشور ملل متحد میتواند علیه لیبی قطعنامه بدهد چراکه براساس این ماده در صورتی که شورای امنیت سازما ملل تشخیص دهد صلح به خطر افتاده یا تجاوزی صورت گرفته میتواند براساس ماده 41 بدون اقدام نظامی تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی متجاوز را قطع کند که شامل ارتباطات ریلی، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و سایر وسایل ارتباطی میشود. با این حال براساس ماده 42 اگر این اقدامات کافی نبود میتواند حکم به تهاجم نظامی از هوا، زمین و دریا بدهد. در چنین شرایطی همه اعضا باید به تصمیم شورای امنیت گردن بنهند.
این اقدام باید زمانی انجام میشد که دیکتاتور لیبی از هوا و زمین مردم بیگناه را به خاک و خون میکشید نه حالا که قصد دارد از قدرت کنارهگیری کند و اکثر شهرها را از دست داده است. بنابراین امریکا و اتحادیه اروپا به دنبال آنند با بهانه قرار دادن کشتار مردم لیبی، این کشور را تحت فصل هفتم منشور ملل متحد قرار دهند تا دولت جدید نتواند خارج از اراده آنها تشکیل شود و اقدام کند. به این ترتیب مانند عراق، درآمد حاصل از فروش نفت لیبی ابتدا راهی بانکهای امریکا میشود و پس از آن به دست ملت مظلوم لیبی میرسد. ضمن اینکه امریکا و متحدانش میتوانند خاک، دریا و آسمان لیبی را اشغال کنند. در حال حاضر برای اینکه بهانه لازم را داشته باشند به عربستان مأموریت دادهاند به انقلابیون لیبیایی کمک کند، اما انقلابیون اعلام کردهاند نیازی به کمک خارجی ندارند.
در لبنان نیز برخی گروهها تلاش میکنند با کمک سفارتخانههای انگلیس و امریکا، کشورشان را تحت فصل هفتم شورای امنیت قرار دهند تا زمینه اقدام نظامی امریکا در این کشور فراهم شود. البته هدف کوتاهمدت این توطئه، گرفتن اختیارات قانونی از دولت جدید و زیرسیطره رفتن استقلال لبنان از سوی امریکاست. بهانه آنها هم برای این مسئله حمایت دولت از مقاومت است؛ مقاومتی که از نظر جریان 14 مارس متهم به ترور رفیقحریری است؛ مسئلهای که دادگاه بینالمللی حریری با استناد به اظهارات شاهدان دروغین سعی در اثبات آن دارد.
این احتمال وجود دارد که در آینده فصل هفتم منشور ملل متحد مستمسکی برای سلب استقلال یمن و عربستان سعودی و هر کشوری که با انقلاب مردمی مواجه شود، قرار گیرد، به ویژه کشورهایی که نفت دارند یا میتوانند برای تولیدکنندگان نفت، مشکلآفرینی کنند. در این بین تحلیلگران معتقدند چین و روسیه با قرار گرفتن کشورهای عربی تحت فصل هفتم مخالفت خواهند کرد، اما باید توجه داشت که روسیه از انقلابهای عربی رضایت ندارد و اگر امتیازاتی به دست آورد ممکن است با طرح امریکاییها موافقت کند. چین نیز با افزایش قیمت نفت به بالای 200 دلار ـ که در نتیجه انقلاب عربستان محتمل است ـ شکننده خواهد شد. به این ترتیب امریکا با نشان دادن چماق فصل هفتم، میخواهد امتیازات خود را بگیرد و به حکومتهای مستقل آینده اجازه ندهد براساس منافع خود عمل کنند.
البته ترتیبات منطقهای آینده، مواد 41 و 42 فصل هفتم منشور ملل متحد را بیاثر خواهد کرد، با این حال تا زمانی که همگرایی منطقهای در خاورمیانه شکل بگیرد، باید مراقب اهداف شوم امریکا، اروپا و متحدان عرب آنها بود. در واقع ملتهای منطقه پس از آزادی باید در بند فصل هفتم سازمان ملل قرار بگیرند که بازوی اجراییاش امریکاست.