بالاخره غربیها دروغگویی خود در دموکراسی خواهی را به اثبات رسانده و در جهت براندازی حکومت مردمی عراق برآمدند. خبرگزاری النخیل عراق از قول منابع آگاه از توطئه فهرست العراقیه، امریکا، انگلیس و عربستان برای سرنگون کردن دولت «مالکی» پرده برداشت. این خبرگزاری با ارائه اسناد و ادله کافی از وجود طرحی برنامهریزیشده و منسجم با حمایت امریکا، انگلیس، عربستان، برخی رهبران رسانهای و عناصری از ارتش و برخی سرویسهای امنیتی عراق برای نابود کردن دولت نوری المالکی، نخستوزیر این کشور خبر دادند.طرح مذکور طی نشستهایی متعدد در لندن تدوین شد و در درجه نخست هدف آن تقویت خشم توده مردم و بسیج شهروندان خشمگین و ناراضیان از نقصان موجود در نحوه خدماترسانی دولت عراق بود تا در 25 فوریه در تمام شهرهای عراق تظاهرات علیه دولت برگزار شود و مانند کشور مصر در این کشور نیز انقلاب شود. به همین دلیل نقشهای هر طرفی با دقت تعیین شده بود تا در عراق آشوب شود. بنابراین گزارش، طراحان این توطئه حساب زیادی روی جریان صدر که از محبوبیت زیادی در عراق برخوردار است کرده بود زیرا قرار بود که این جریان نیز با صدها هزار نفر در این تظاهرات شرکت کند. قرار بود در تظاهرات 25 فوریه گروههایی با نیروهای امنیتی درگیر شوند و تظاهرات را پس از عبور از پل ریاستجمهوری به سوی منطقه «الخضراء» بکشانند و در این منطقه تمام تظاهراتکنندگان از مناطق مختلف بغداد به هم بپیوندند و در آنجا قرار بود طرحهایی از سوی سران توطئه برای ادامه راه به تظاهراتکنندگان ارائه شود.توطئهچینان قصد داشتند تظاهراتکنندگان را از میدان «التحریر» به سوی پل ریاستجمهوری هدایت کنند و از آنجا پلهای ارتباطی دیگر را نیز تصرف کنند و تا عصر روز 25 فوریه وقت را تلف کنند و پس از آن گروههایی با تیراندازی اوضاع را در بازارها و تمام اماکن عمومی تحت کنترل درآورند و با ایجاد رعب و وحشت منطقه الخضراء را تصرف کنند سپس مقر هیئت دولت را به آتش بکشند و با اشغال سفارتخانهها، تخریب و به آتش کشیدن شورای استانداری بغداد بر رادیوهای دولتی و شبه دولتی سیطره یابند و از آنجا سقوط دولت مالکی را اعلام کنند. تا به این ترتیب دولت اضطراری با حمایت امریکا تشکیل شود و «ایاد علاوی»، رهبر فهرست العراقیه منادی تشکیل دولت نجات ملی شود. انتظار میرفت که با اجرای این طرح مالکی و بسیاری از مسئولان در این درگیریها حتی کشته شوند زیرا قرار بود برخی از یگانهای نظامی و امنیتی مرکزی طرفدار علاوی به این شورش بپیوندند و با کمک تظاهراتکنندگانی که تنها از نحوه خدماترسانی دولت ناراضی بودند دولت مالکی را به سقوط بکشانند. بر اساس این طرح، برخی رسانهها نیز باید به طور منظم و برنامهریزی شده تحریک احساسات مردم علیه دولت مالکی را دنبال میکردند. قرار بود سعد البزاز که یکی از مهرههای امریکا در راس هیئتی موسوم به هیئت مستقل اطلاعرسانی است هدایت این تحریکها را برعهده گیرد به ویژه اینکه حلقهای از ماهوارهها، روزنامهها و موجهای رادیویی را نیز در اختیار دارد و همه آنها از سوی امریکا تأمین مالی میشوند و مهمترین این شبکهها نیز شبکه ماهوارهای «الشرقیه» و «البغدادیه» است. از دیگر رسانههایی که قرار بود در همین راستا ایفای نقش کنند شبکه «الرافدین» متعلق به «حارث الضاری»، شبکه «الرای» متعلق به «مشعان الجبوری»، برخی رادیوهای محلی در منطقه «الکراده» در بغداد و رئیس یکی از روزنامههایی که در منطقه کردستان چاپ میشود. در این میان کاملاً طبیعی بود که برخی گروههای سیاسی که در انتخابات اخیر عراق ناکام مانده بودند با این طرح همکاری کنند تا شاید بتوانند با حذف مالکی به پستهای مورد نظر خود دست یابند. برخی عناصر بعثی رژیم سابق، برخی نیروهای امنیتی تحت حمایت امریکا و همپیمان با علاوی در این طرح نقش داشتند. اما مراجع عظام حاضر در عراق درباره این طرح به مردم هشدار دادند و با قانونی خواندن حق مردم در تظاهرات از آنان خواستند به این عمل دست نزنند تا موجب سوء استفاده دشمنان نشود. پس از روشنگری مراجع عظام تقلید، اقدام نیروهای امنیتی مالکی در مهار تظاهراتکنندگان مانع اجرای این توطئه در عراق شد. اما آنچه موجب شکست کامل این طرح فتنه شد، موفقیت مالکی در دستیابی به توافق با «مقتدا صدر»، رهبر جریان صدر بود. آنها در این توافق یک موضع حکیمانه اتخاذ کردند تا این طرح و توطئه را به شکست بینجامند. مالکی با ارسال پیامی به «مقتدا صدر» وی را از طرحهای علاوی با ارائه اسناد و دلایل کافی و نسخههایی از طرحهای توطئه امریکایی آگاه کرد. به همین دلیل مقتدا صدر پس از متقاعد شدن به عراق بازگشت و به طرفداران خود اعلام کرد که در این تظاهرات شرکت نکنند و آن را به شش ماه دیگر موکول کنند و فرصتی شش ماهه به دولت بدهند تا سطح خدماترسانی و عملکرد خود را بهبود بخشد و به مبارزه با فساد بپردازد. با این حال در این روزها صدر تظاهرات ضد دولتی را به تظاهرات ضد اشغالگری تبدیل کرد تا عملاً به توطئه مشترک دشمنان عراق رکب زده باشد. امری که در افغانستان نیز آغاز شده و این پیامد انقلابهای عربی است که ملتهای عراق و افغانستان به جای شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» شعار اخراج اشغالگر سر می دهند. فراموش نکنیم که پاکستان نیز اسیر حملات هوایی امریکا و توطئههای آنان است و از طرفی از ضعف مسئولان خود در مقابل غربیها و رفع مشکلات داخلی رنج می برد. بنابراین باید منتظر تظاهرات مردم پاکستان هم باشیم.