به گزارش خبرنگار «جوان» آخرین محاکمه متهم روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و مستشاران دادگاه برگزار شد. روشن نماینده دادستان تهران در این جلسه گفت: در این پرونده علیرضا 30 ساله متهم است که دوازدهم اردیبهشت سال 87 زن جوانی به نام سارا را با پاشیدن اسید به صورتش به قتل رسانده است. رضا قبلاً در این دادگاه محاکمه و به اعدام محکوم شده بود و رأی آن نیز از سوی دیوان عالی کشور نیز تأیید شده بود اما از آنجا که قاتل رضایت اولیای دم را جلب کرده است برای او از جنبه عمومیدرخواست مجازات میکنم. نماینده دادستان در توضیح جنایت گفت: ساعت 23 شامگاه 12 اردیبهشت ماه عابرانی که از خیابانی در نواب میگذشتند دو سرنشین موتورسوار را دیدند که به زن جوانی نزدیک شده و پس از پاشیدن اسید به رویش متواری شدند. زن جوان به بیمارستان لقمان انتقال یافت اما به دلیل شدت جراحت زن مجروح به بیمارستان بقیه الله منتقل شد. تلاش پزشکان برای نجات او ثمری نداشت و زن جوان تسلیم مرگ شد. پس از مرگ سارا از مرگ زن جوان محمدحسین شاملو- بازپرس ویژه قتل- در جریان قرار گرفت.
پلیس در ابتدای تحقیقات و در بازجویی از خانواده سارا دریافت زن چند سال قبل از شوهرش طلاق گرفته است. از آنجا که بیشتر اسیدپاشیها به دلیل کینههای عاطفی روی میدهند کارآگاهان در تحقیق از زندگی سارا متوجه شدند او مدتهاست با مرد جوانی به نام علیرضا ارتباط دوستی دارد که مدتی قبل از حادثه این ارتباط به کدورت انجامیده است. در شاخه دیگری از تحقیقات پلیس یکی از شاهدان ماجرا موفق شده بود پلاک موتور عاملان جنایت را یادداشت نماید.
با ردیابی این موتوسیکلت هویت مالک آن به نام مسعود فاش شد. زمانی که مأموران به منزل این مرد رفتند تا از وی تحقیق کنند متوجه شدند او از روز اسیدپاشی خانهاش را ترک کرده است و به یکی از شهرهای مرزی کشور گریخته است. کارآگاهان توانستند در عملیاتی غافلگیرکننده مجرم بازداشت کنند. «مسعود» پس از بازداشت به کارآگاهان گفت: عامل اصلی اسیدپاشی، علیرضا است. او گفت که علیرضا به سارا علاقهمند بود اما این اواخر به او مشکوک شده بود، بنابراین تصمیم گرفت از او انتقام بگیرد. او از من کمک خواست و من قبول کردم که همراهش باشم. در حالی که پلیس تلاش خود را برای دستگیری علیرضا به کار گرفته بود او که راهی برای فرار نمیدید، خود را تسلیم پلیس کرد.
او گفت: من و سارا مدتی پیش با هم آشنا شدیم و من به شدت به او علاقهمند شدم و قصد داشتم با او ازدواج کنم. سارا به من گفت از شوهرش طلاق گرفته است اما او برای من زن ایدهآلی بود تا اینکه به رفتار او مشکوک شدم و تصمیم گرفتم او را بترسانم.
از خیابان ناصرخسرو اسید تهیه کردم و شب حادثه به همراه مسعود به مقابل خانه سارا رفتم. وقتی به مقابل خانه آمد به طرفش رفتم و ظرف اسید را مقابلش به زمین کوبیدم که از گاز اسید به کام مرگ رفت.
متهم در جایگاه
قاضی حسن تردست در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده رضا را به جایگاه فراخواند و تفهیم اتهام کرد. رضا اتهام خود را پذیرفت و به دادگاه گفت: خانوادهام بعد از این حادثه با مشکلات بسیاری مواجه شدند. آنها مجبور شدند خانهمان را بفروشند تا بتوانیم پول دیه سارا را بپردازیم. من در زندان با مرارت بسیاری مواجه هستم. کمترکسی پیدا میشود که در زندان به خلاف کشیده نشود اما بعد از آن حادثه تصمیم گرفتم پیش از هر چیز بعد از طلب آمرزش برای روح سارا برایش قرآن بخوانم تا روحش از من راضی باشد. از دادگاه میخواهم این فرصت را به من بدهد تا هر چه زودتر آزاد شوم و بتوانم ضرری که به خانوادهام رساندهام را جبران نمایم.
متهم در ادامه گفت: من در مدتی که در زندان هستم با خانواده سارا در ارتباط هستم و از اینکه مجال دوباره زندگی را به من دادهاند از آنها تشکر میکنم اما میخواهم که از من رضایت قلبی داشته باشند نه به خاطر پولی که به آنها پرداخت کردهایم در غیر این صورت من ترجیح میدهم که دادگاه مرا قصاص کند.
قاضی حسن تردست پس از شنیدن آخرین اظهارات متهم ختم جلسه رسیدگی را اعلام و پس از مشاوره با اعضای دادگاه او را به حبس محکوم کرد.