صحنه بینالملل این روزها شاهد تحولاتی بزرگ در خاورمیانه و شمال آفریقا است. قیام ملتهای عربی برای تشکیل دولتی مردمی و غیروابسته به خارج و پایان دادن به سالها سلطه امریکا و غرب بر کشورهای منطقه اساس این تحولات را تشکیل میدهد. قیام مردم در مصر، تونس، لیبی، بحرین، یمن و. . . نمودی از بیداری اسلامی جهت رسیدن به خواستههایی است که در طول سالها به دلیل وجود حاکمان غیرمردمی و وابسته اجرایی نشده است. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که منطقهای جدید در حال شکلگیری است که مدیریت آن نه با امریکا بلکه به خواست ملتها شکل میگیرد که در صورت عدم انحراف قیامها و شکست مداخلههای خارجی میتواند دستاوردهای بزرگی برای ملتها به ویژه برای پایان دادن به سلطهگری غرب بر منطقه به همراه داشته باشد هر چند که غرب از هر ابزاری برای مدیریت و هدایت بحران به نفع خود استفاده میکند.
در کنار آنچه اکنون در منطقه روی میدهد همچنان یک اصل اساسی مشهود است و آن لزوم بیداری اسلامی در قبال مسئله فلسطین است. هرچند تحولات کنونی میتواند تأثیر بسیاری بر آینده فلسطین داشته باشد چنانکه پیروزی قیام مردم مصر تا حدودی به شکست محاصره غزه منجر شد اما در مقابل صهیونیستها نیز ساکت نمانده و از ابزارهای گوناگون برای رسیدن به اهداف اشغالگرایان بهرهبرداری میکنند. در این چارچوب چند اصل در فلسطین مشاهده میشود.
1. صهیونیستها که هرگز به تعهدات خود پایبند نبودهاند در ابعاد گستردهای شهرکسازی در کرانه باختری و قدس و اخراج فلسطینیها از این مناطق را در پیش گرفتهاند. گزارشهای منتشره نشان میدهد که آنها به دنبال طرح اشغال کامل قدس و اخراج ساکنان فلسطینی آن هستند چنانکه در هفتههای اخیر ساخت صدها واحد شهرک صهیونیستنشین و اخراج هزاران فلسطینی را اجرایی کردهاند.
2. صهیونیستها که از شکسته شدن محاصره غزه و نیز تقویت مقاومت به ویژه پس از سقوط دولت مبارک در مصر، هراس دارند، پروژه حملات زمینی و هوایی و تشدید محاصره غزه را در پیش گرفتهاند. صهیونیستها کشتار گسترده ساکنان غزه را اجرا میسازند در حالی که بهانه آنها تأمین امنیت پس از سقوط دولت مبارک میباشد. با توجه به بازگشایی بخش کوچکی از مرز رفح از سوی مصر صهیونیستها برآنند تا در فضای تبلیغاتی چنان وانمود سازند که دیگر محاصرهای علیه غزه وجود ندارد در حالی که این منطقه همچنان در بدترین شرایط انسانی قرار دارد و هر روز محاصره ابعاد جدیدتری به خود میگیرد.
3. محور دیگر تحرکات صهیونیستها، به چالش کشاندن پنهان و آشکار منطقه است. صهیونیستها با اقدامات سیاسی، نظامی، اطلاعاتی و رسانهای چند هدف را در منطقه پیگیری میکنند. دور ساختن افکار عمومی از آنچه در فلسطین روی میدهد، نفوذ در میان انقلابیون در کشورهای عربی و سوق دادن آنها در مسیر اهداف خود و امریکا که با همکاری غرب صورت میگیرد، ایجاد فتنه در کشوهای حاضر در جبهه مقاومت به ویژه ایران و لبنان، همکاری با امریکا و برخی نظامهای عربی برای جلوگیری از به نتیجه رسیدن قیامهای مردمی و حفظ حاکمان دست نشانده در منطقه، اجرای پروژه تجزیه برخی کشورهای شمال آفریقا نظیر تکرار طرح سودان در کشورهایی همچون الجزایر و لیبی و. . . از جمله تحرکات منطقهای صهیونیستها میباشد. آنها هرچند در منطقه گرفتار شدهاند اما برآنند تا با در کنار امریکا با مدیریت این تحولات از آن در جهت تأمین منافع خویش بهرهبرداری کنند. به عبارت دیگر میتوان گفت که سناریوی فتنهانگیزی در منطقه طرحی تمامناشدنی از صهیونیستهاست که اکنون نیز در ابعاد گوناگون اجرا میشود.
به هر تقدیر با توجه به آنچه ذکر شد در کنار توجه افکار عمومی به تحولات کشورهای عربی بیداری جهان اسلام در قبال تحولات فلسطین و تحرکات اشغالگرایانه صهیونیستها ضروری میباشد. صهیونیستها برآنند تا شکستهای گسترده خود در میان ملتهای منطقه را در اشغالگری جبران سازند در حالی که بیداری اسلامی در حمایت از ملت فلسطین میتواند به ناکامی این پروژه منجر شود. وحدت در مقابله با اشغالگری در قدس و کرانه باختری و شکستن محاصره غزه اصلی است که تحت هر شرایطی باید به آن دست یافت چراکه مقابله با صهیونیستها و احقاق حقوق ملت فلسطین به منزله مقابله با بسیاری از فتنههای طراحی شده علیه منطقه است که حتی در پیروزی قیامهای ملتهای عربی برای رسیدن به دولتی مردمی و غیروابسته تأثیرگذار خواهد بود.