به گزارش خبرنگار «جوان»، شفیعی نماینده دادستان تهران در جلسه محاکمه که در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، گفت: دراین پرونده قاسم 26 ساله متهم است بیستم مردادماه امسال با همدستی مرد جوانی به نام مجید دختر جوانی به نام لیلا 21 ساله را به قتل رسانده است. نماینده دادستان گفت: مأموران انتظامی قیامدشت ظهر روز حادثه از ماجرای اسیدپاشی در یکی از خیابانهای شهر با خبر شدند. زمانی که مأموران پلیس به محل رسیدند لیلا که قربانی حادثه شده بود، توسط مردم به بیمارستان اعزام شده بود. هنگامی که پلیس در بیمارستان حاضر شد، لیلا به دلیل شدت جراحات تسلیم مرگ شد و جسدش به پزشکی قانونی فرستاده شد و گزارش پزشکی قانونی علت مرگ را سوختگی ناشی از اسید عنوان کرد.
مأموران پلیس در شاخه دیگری از تحقیقات جنایی پرونده، دستگیری عامل یا عاملان جنایت را با تحقیق از اعضای خانواده لیلا در دستور کار خود قرار دادند. پدر لیلا مردی به نام قاسم را به عنوان مظنون به پلیس معرفی کرد و گفت: او مدتها خواستگار دخترم بود اما پس از آنکه ما به او جواب رد دادیم مزاحمتهایش را آغاز کرد. قاسم دخترم را تهدید میکرد که از او انتقام خواهد گرفت.
در ادامه تحقیقات پلیسی قاسم بازداشت شد. او اعتراف کرد با همدستی پسر جوانی به نام مجید دست به ارتکاب جنایت زده است.
نماینده دادستان تهران برای قاسم به اتهام مباشرت در قتل و برای مجید به اتهام معاونت در قتل درخواست مجازات کرد.
در ادامه پدر لیلا به دادگاه گفت: قاسم دروغ میگوید که دخترم را دوست داشت. او پس از آنکه از لیلا جواب رد شنید در انتقامی مرگبار دخترم را به شیوه هولناکی به قتل رساند. من از دادگاه درخواست قصاص دارم.
قاضی محمدسلطان همتیار در ادامه جلسه رسیدگی قاسم را به جایگاه فرا خواند. قاسم گفت: قبول دارم که قتل را مرتکب شدهام اما من قصد ترساندن لیلا را داشتم. من شش سال بود که با لیلا دوست بودم و به او پیشنهاد ازدواج داده بودم و قرار بود با هم ازدواج کنیم تا اینکه برای مدتی برای کار به زاهدان رفتم. پس از چند ماه که بازگشتم از دوستانم شنیدم لیلا انحراف اخلاقی پیدا کرده است. از آنجا که به لیلا علاقهمند بودم تلاش کردم او را نجات دهم اما موفق نشدم.
متهم در ادامه گفت: پس از آن تصمیم گرفتم او را با اسید بترسانم تا شاید با من ازدواج کند، بنابراین برای تهیه اسید به سراغ پسر عمویم رفتم که در یک کارخانه تولید موتور کار میکرد و به بهانه باز کردن لوله فاضلاب از او درخواست اسید کردم. پسرعمویم پس از آنکه اسید را به من داد گفت که مراقب گاز خطرناک اسید باشم که در صورت تنفس باعث مرگ خواهد شد. پس از تهیه اسید، از دوستم مجید درخواست کردم تا مرا مقابل خانه لیلا برساند. او از فکر من خبر نداشت و زمانی که مقابل خانه لیلا رسیدیم او را دیدم که قصد رفتن به داخل خانه را داشت. از لیلا درخواست کردم تا با هم حرف بزنیم اما او بیاعتنا به درخواست من وارد خانهشان شد. من هم در زدم و زمانی که در آستانه در ظاهر شد اسید را به صورتش پاشیدم که مقداری از آن روی خودم ریخت و پس از آن از محل فرار کردیم.
در ادامه جلسه قاضی همتیار مجید را به اتهام معاونت در قتل تفهیم اتهام کرد. مجید به دادگاه گفت: من اتهام خود را قبول ندارم. روز حادثه قاسم از من خواست تا او را به خانه لیلا برسانم اما هرگز نمیدانستم چه فکر خطرناکی در سر دارد. قاضی همتیار پس از آنکه متهمان آخرین دفاع خود را بازگو کردند، ختم جلسه رسیدگی را اعلام کرد تا پس از مشاوره با اعضای دادگاه رأی نهایی را صادر کند.