
محمدرضا خلعتبری تا همین چند سال پیش در فوتبال ما ناشناخته بود، مهاجمی که در عرض چند سال به فوتبال ایران معرفی شد و توانست با شرایط ایدهآل خود را به ترکیب ثابت تیم ملی برساند. حالا او به یک مهاجم قابل اطمینان تبدیل شده است، که تنها به حضور در لیگهای اروپایی میاندیشد و برای رسیدن به هدفش تلاش میکند، او همراه ذوبآهن در صدر جدول لیگ حضور دارد و قصد دارد نایب قهرمانی آسیا را با این تیم به قهرمانی تبدیل کند.
تیم ملی از جام ملتها حذف شد، مقصر اصلی چه کسی بود؟همه ما مقصر بودیم، نه یک نفر. کل تیم باید با شرایط متفاوتی پیش میرفت، اما این اتفاق نیفتاد و ما بازی آخر را واگذار کردیم و برگشتیم در حالی که اگر آن بازی را میبردیم اتفاقات دیگری برایمان میافتاد.
اما تیم ملی تنها تیمی بود که از گروه خود با آمار قابل توجه صعود کرد و در پایان شرایط تغییر کرد.دقیقاً همینطور است. از تیم ما چنین انتظاری نمیرفت که در این مرحله حذف شویم. همه تصور میکردند ایران در فینال مسابقات باشد، اما حیف شد که همه رؤیاهایمان خراب شد و ما برگشتیم ایران.
اما بعد از بازگشت شما حرف و حدیث زیاد مطرح شد، از مقصر بودن قطبی و عدم حضور وی در کشور برای پاسخگویی؟نمیدانم، اما من میگویم همه مقصر بودیم، او هم مقصر بود زیرا سرمربی تیم ملی بود و پس از بازیها نیز به ژاپن سفر کرد. دلیل سفرش به من مربوط نمیشود اما خیلیها انتظار داشتند که سرمربی تیم پاسخگو باشد.
برخی بازیکنان مثل جواد نکونام پس از حذف تیم ملی و طی چند روز گذشته کلی از قطبی انتقاد کردند. توآنها را میپذیری؟نکونام جزو بزرگترهای تیم است و در حقیقت کاپیتان و رهبر ماست. او گلهای حساسی را برای تیم ملی در این چند سال به ثمر رسانده و نباید از او این قدر انتقاد میشد.
یعنی تو معتقدی جواد نکونام در ترکیب تیم ملی خوب ظاهر شد؟به نظر من او به همراه مهدی رحمتی جزو خوبهای تیم ملی بودند و مشکلی نداشتند که تا این حد از آنها انتقاد شود.
خیلیها معتقدند بازیکنان تیم ملی پس از حذف تیم از مسابقات آسیایی در باشگاههای خود روحیه لازم را ندارند و آمادگی قبلی را در زمین مسابقه ارائه نمیدهند؟حذف تیم ملی برای همه ناراحتکننده بود ولی باید آن را فراموش کنیم. تا آخر عمر که نمیتوانیم حسرت بخوریم، این اتفاق تلخ بود، اما تمام شد و رفت. ما بازیکنان باید به فکر آیندهمان باشیم تا شرایط را تغییر دهیم و با آمادگی مسابقات لیگ را ادامه دهیم.
برخی بازیکنان از جمله نکونام اعلام کردند افشین قطبی در قطر و رختکن تیم ملی به بازیکنان توهین لفظی کرده و برخی بازیکنان نیز آن را تأیید کردند. این اتفاق واقعاً رخ داد؟بله، حرف بدی در رختکن زد. البته شاید هم مثل گذشته که حرفهای بدی میزد و بعدش میگفت، زبانش نچرخیده و معنی درست آن را نمیداند. ممکن است آن توهین هم مثل همان حرفهایی باشد که بیان میکرد و زبانش به نوعی نچرخیده که آن حرفها را بیان کرده است!
قبل از جام ملتها به نظر میرسید که اردوهای خوبی انجام شده و بازیکنان حسابی با هم هماهنگ هستند.بله دقیقاً همینطور بود. ما قبل از شروع بازیها به قطر سفر کردیم و اردوی خوبی را پشت سر گذاشتیم و با بچههای تیم ملی دور هم جمع شدیم و به خوبی کار کردیم. ما به هماهنگی لازم رسیدیم و از لحاظ تاکتیکی و تکنیکی شرایط عالی بود.
در مورد خودت توضیحی نداری؟ در سه بازی دوستانه تیم ملی قبل از بازیها گلی به ثمر نرساندی و این مسئله ادامهدار بود.خب شرایط مهیا نبود و من هم گلزنی نکردم. در بازیهای دوستانه ملاک شناخت از اعضای تیم و بازیکنان و سبک بازی است، اما در جریان بازیها وظایفی را انجام دادم که از من خواسته بودند!
اما قبول داری که تو امید اول گلزنی تیم ملی بودی؟در تیم ملی بازیکنان و مهاجمان بزرگ کم نبودند که همگی در تیمهای باشگاهی خود موفق بودند، از نکونام و شجاعی بگیرید تا رضایی و انصاریفرد.
سؤال همینجاست تا وقتی که تو هستی،جواد نکونام که نباید امید اول گلزنی باشد.او کم بازیکنی نیست، من هم تلاشم را به کار بستم تا بتوانم گلزنی کنم. اما من وظایف خاصی داشتم که مربی تیم به من محول کرده بود، به همین دلیل باید آنها را انجام میدادم. من بازیکن هستم و هر چه مربی بخواهد باید اجرا کنم و خواسته او را انجام دهم نه اینکه کاری را انجام دهم که خودم میخواهم و مورد نظرم است.
اما قبل از بازیها گفته بودی برای آقای گلی مسابقات برنامه داری.نمیدانم چه بگویم من تلاشم را کردم، اما این سؤال نباید از من پرسیده شود، باید مربیان پاسخگوی آن باشند نه من.
برای لژیونر شدن هم حسابی برنامه داشتی اما حالا باید در ذوبآهن بمانی.بله میخواستم در این بازیها لژیونر شوم و پیشنهادات خوب دریافت کنم اما...
همه بازیکنان از حضور در فینال صحبت میکردند و این اعتماد به نفس جالب توجه بود؟ما برای قهرمانی برنامه داشتیم. در حقیقت چیزی از بقیه کم نداشتیم اما بازی با کره همه چیز را عوض کرد.
خیلیها معتقدند اگر بازیکنانی مثل مجیدی در تیم ملی بودند، شرایط متفاوت پیش میرفت، اما قطبی آنها را کنار گذاشت.بله اگر این اتفاق میافتاد شرایط برای ما مناسبتر میشد، البته قطبی هم تلاش کرد و اکثر شایستهها را دعوت کرد.
در بازیهای تدارکاتی هم تو پشت مهاجمان بازی میکردی. در این مورد حرفی با قطبی نزدی؟نه، اما من مقابل آنگولا هم پشت مهاجمان بازی کردم و این وظیفهای بود که کادر فنی میخواست انجام دهم.
به نظرت چرا فوتبال ما در حال حاضر تنها سه لژیونر دارد و این آمار تغییر نمیکند؟این شرایط برای ما پیش آمده است. فکر میکنم اگر ایران به جامجهانی میرفت این شرایط کاملاً تغییر میکرد و تعداد لژیونرهایمان بیشتر و بیشتر میشد، اما در حال حاضر همه چیز به ضرر ما پیش میرود و تعداد اندک لژیونر هم یکی از همین مشکلات در فوتبال ایران است.
خیلی از بازیکنان اعتقاد دارند تیم ملی زمان امیر قلعهنوعی از شرایط به مراتب بهتری نسبت به زمان قطبی برخوردار بود و دلیل اصلی عدم نتیجهگیری ما در قطر نیز همین مسئله است.خب شاید آنها به این دلیل که ما در آن زمان لژیونرهای بیشتری در تیم ملی داشتیم،گفتند شرایط تیم در زمان مربیگری قلعهنوعی بهتر از حالا بوده است زیرا دلیل دیگری نمیتواند داشته باشد.
مثل اینکه زیاد موافق نظر برخی همبازیانت نیستی؟به نظر من، این تیم ملی شرایط بهتری نسبت به چهار سال قبل داشت اما تعداد لژیونرهایمان کمتر از قبل بود.
رفاقت کافی و زیاد بین بازیکنان در تیم ملی وجود داشت؟بله شرایط از این نظر خوب بود. بازیکنان هیچ مشکلی با هم نداشتند و ندارند، البته بیشتر بازیکنان با همتیمیهای خود در باشگاه هماتاق میشدند، اما این مسئله دلیل عدم وجود رفاقت بین ما نبود زیرا در تمرینات و مواقع دیگر همگی رابطه خوبی داشتیم.
اما همان روزها هم صحبت از اختلاف قطبی با بازیکنان مطرح بود و ما در ایران این مسائل را شنیدیم.من که خبر ندارم و چیزی ندیدم که مشکل بزرگی وجود داشته باشد. تمام سعی ما این بود که در آرامش برای بازیها آماده شویم و مشکلات تیم ملی هم بزرگ نبود!
کریم باقری نیز پیش از بازیها به کادر فنی تیم اضافه شد، حضور او چه تأثیری داشت؟ایشان از بزرگان فوتبال ما هستند و انصافاً هم خوشاخلاق هستند، باقری بهترین بازیکن تیم ملی در دوره خود بود. حضورش روی بچهها تأثیر مثبت داشت و توانست با انتقال تجاربش به جوانان روحیه ما را افزایش دهد.
خیلیها میگفتند محمدرضا خلعتبری زیر سایه جواد نکونام قرار دارد.منظورتان را متوجه نمیشوم!
او یک هافبک دفاعی است و تو مهاجم اما او اکثر وظیفه گلزنی در بازیها را بر عهده داشت و تو...من تمام تلاشم را به کار بستم و کارم را انجام دادم. هر زمانی موقعیت بود استفاده میکردم، حتی برای گلزنی دیگر بازیکنان اما زیر سایه بازیکن دیگر قرار گرفتن را قبول ندارم.
به باشگاه ذوبآهن برگردیم، بازی ذوب با مس کرمان مجدداً تکرار شد و شما باز هم بازی را بردید. چه نظری داری؟به هر حال نظر کمیته انضباطی این بود که ما مجدداً بازی کنیم، این اتفاق نباید میافتاد. اما ما احترام گذاشتیم و سرانجام حق به حقدار رسید. آنها معتقد بودند اشتباه داوری باعث شد که در حق مس اجحاف شود و این رأی صادر شد اما شما مطمئن باشید اگر این بازی پنج بار دیگر هم تکرار میشد، باز هم مس کرمان مقابل ما بازنده بود!
چطور میشود که خلعتبری مقابل استقلال و پرسپولیس حساسترین گلهایش را به ثمر میرساند؟خیلی اتفاق بزرگ و خوبی است، فکر میکنم مقابل این دو تیم به اندازه کافی انگیزه دارم، البته در خیلی از مواقع مثل بازی آخرمان با استقلال آنطور که میخواستم کار کنم، نبودم و باید خیلی بهتر از اینها بازی میکردم با اینکه به این تیم گل زدم، اما دوست داشتم بهتر از اینها کار کنم.
به نظر میرسد بعد از تعطیلات ذوبآهن کمی افت داشته. شما مقابل سایپا بازی را در خانه واگذار کردید.اصلاً شروع خوبی نداشتیم، البته این باخت باید برای ما به وجود میآمد تا برای بازیهای بعدی آماده شویم.
نیمکتنشین هم بودی، چرا؟کادر فنی ترجیح داد از اول بازی از من استفاده نکند و نیمه دوم وارد زمین مسابقه شوم.
دلیل اصلیاش همین بود یا موضوع دیگری مطرح است؟من آماده بودم و مشکلی نداشتم که از ابتدا به میدان بروم ولی کادر فنی نظرش چیز دیگری است، در ضمن هر بازی سه امتیاز دارد و ما برای اینکه صدرنشینیمان را حفظ کنیم و به قهرمانی برسیم، تمام امتیازها را میخواهیم، پس بازی با تیمهای مختلف فرقی برای ما ندارد.
حتی استقلال و پرسپولیس و سپاهان برای شما فرقی ندارد؟نه آنها باید به دنبال برد ذوبآهن باشند، نه اینکه ما بخواهیم پیروز شویم، ذوبآهن هفتههاست در صدر جدول حضور دارد پس آنها باید برای تغییر شرایط به هر دری بزنند تا ما را شکست دهند ولی برای ما فرقی ندارد!
در مورد بازی با روسیه صحبت کن، گل سرنوشتسازی را به ثمر رساندی، آن هم بعد از ناکامی در جام ملتهای آسیا و حتی پیش از آن در تیم ملی.من در تیم ملی تمام تلاشم را به کار میبستم پاس گل هم دادم، اما با به ثمر رساندن گل مقابل تیم ملی روسیه، شرایط تغییر کرد، این گل حس خوبی به تیم داد.
بعد از گل خیلی هیجانزده بودی تا جایی که خیلیها نگرانت شدند.واقعاً شرایط خاصی بود، دقایق پایانی بود و گل من ارزش بسیاری داشت من بیش از حد خوشحال بودم و نمیدانستم چه میکنم.
این بازی حرف و حدیثهای بسیاری داشت. گفته میشد رحمتی به خاطر رنگ پیراهن مشکل پیدا کرده و ناراحتی ایجاد شده است.نه اینطور نبود، من که مسئله خاصی را ندیدم، این اتفاقات آنقدر بزرگ نیست که ارزش جنجال و حاشیه داشته باشد.
در مورد گلی که به روسیه زدی حرف نزدی.پاس محمد نوری بود، البته نوری و قاسم حدادیفر جز بهترین هافبکهای ما هستند که بسیار مؤثر کار کردند.
در مورد درگیری لفظی چند بازیکن مثل ایمان مبعلی با منصوریان به دلیل عدم حضور در ترکیب تیم نیز حرفی نداری؟فقط این را میدانم که منصوریان مربی کوچکی نیست که هر کس با او درگیر شود. او به بازیکنان و هیچ کس اجازه نمیدهد که به او اهانت کنند.
برگردیم به لیگ. ابتدای فصل پرسپولیس اصرار فراوان به جذب تو داشت اما این امر دقایق پایانی منتفی شد چرا؟قسمت نبود، ذوب به من نیاز داشت، پرسپولیسیها اصرار داشتند اما شرایط مهیا نشد و من برگشتم ذوبآهن.
اما میدانی که پیشرفت در استقلال و پرسپولیس بیشتر به چشم میآید؟این اتفاق دیگر در فوتبال ما رخ نمیدهد. حالا همه تیمها شرایط بسیار خوب و مشابه پرسپولیس و استقلال و یاحتی به مراتب بهتر از آنها را دارند، در حال حاضر شرایط تغییر کرده و همه میبینند که ذوبآهن در آسیا به فینال صعود میکند، اما استقلال و پرسپولیس مرحله اول حذف میشوند این یعنی تغییر شرایط و دید و نظر مردم در مورد فوتبال ایران.
پس آرزوی بازیکنان دیگر حضور در این دو تیم نیست؟نه سقف آرزوها نیز تغییر کرده و فراتر رفته است، حالا در لیگ بازیکنان خوب به چشم میآیند و حتی اگر در تیم قعر جدولی حضور داشته باشند و خوب کار کنند، به تیم ملی دعوت میشوند و حتی به اروپا میروند و لژیونر میشوند.
خودت هم به حضور در اروپا فکر میکنی؟ فصل پیش پیشنهاد داشتی؟بله، اما شرایط مهیا نبود و گذشت. اما از این به بعد جدی پیشنهاداتم را بررسی میکنم و از موقعیتهای خوب نمیگذرم.
یعنی حالا پیشنهاد اروپایی داری؟مدیر برنامههایم در حال بررسی است و اگر پیشنهاد قابل توجهی برسد، به اطلاع من میرساند، قطعاً اینبار از آن استفاده لازم را میبرم.
پس هدف اصلیات حضور در اروپاست؟من عاشق فوتبال اسپانیا هستم و دوست دارم در لالیگا بازی کنم!
ذوبآهن چند سالی است که در صدر تیمهای لیگ قرار دارد و این شرایط را حفظ کرده است. چطور این تیم با بازیکنان بیسر و صدا و بیادعا به چنین شرایطی رسیده است؟ما تیم یکدستی داریم و این شرایط چندین سال است که ادامه دارد. ما هیچ ادعایی نداریم و تنها به خودمان فکر میکنیم، با تیمهای دیگر کاری نداریم، بیحاشیه هستیم و این رمز موفقیت ماست. مجموعه ذوبآهن توانسته ظرف چند سال گذشته این شرایط را حفظ کند، ما به فینال جام باشگاههای آسیا صعود کردیم و اگر شانس داشتیم قهرمان میشدیم.
اما ذوب چند سال است که تنها به مقام نایب قهرمانی بسنده میکند و دقایق پایانی لیگ از قهرمانی باز میماند، چرا؟دقیقاً انگار که طلسم شده باشیم آنقدر زحمت میکشیم و تا پایان لیگ صدرنشینی را حفظ میکنیم اما در بازی آخر دچار مشکل میشویم،اما امسال این شرایط عوض میشود. ما دیگر نایب قهرمان نمیشویم و این صدرنشینی مساوی است با قهرمانی. سه سال است که نایب قهرمان میشویم و این بار آن را تغییر میدهیم.
گویا با منصور ابراهیمزاده سرمربی تیم مشکل پیدا کردی و حتی درگیری لفظی نیز داشتی؟نه، هیچ مشکلی نداریم من برای بازیهای آسیایی و لیگ آماده میشوم و دوست ندارم به مسائل حاشیهای توجه داشته باشم. ذوبآهن تیم بزرگی است که نایبقهرمان آسیا شده است. این حرف و حدیثها نمیتواند مانع موفقیت ما در ادامه راه شود.
اما بعد از بازی گذشته تیم مشکلاتی به وجود آمد که کاملاً مشخص بود.هر چه بود تمام شد و رفت. دیگر نمیخواهم در موردش صحبت کنم. من هیچ مشکلی با هیچ کس ندارم و نمیخواهم خودم را به حاشیه ببرم.
یعنی در ترکیب بعدی بازی ذوبآهن قرار میگیری؟ اگر مربی تیم صلاح بداند قطعاً این اتفاق رخ میدهد و من میتوانم بدون حرف و حدیث و حاشیه برای ذوبآهن بازی کنم و مثمرثمر واقع شوم.
در حال حاضر شرایط خط حمله ذوبآهن را چگونه میبینید؟ما در همه پستها بازیکنان بزرگ و البته گلزن در اختیار داریم حتی محمد حسینی که یک مدافع است برای گلزنی اقدام میکند و در حال حاضر جزو مدعیان آقای گلی در جدول گلزنان است. من هم تمام سعیام را میکنم تا با شرایط ایدهآل برای ذوبآهن گلزنی کنم. همانطور که در تیمملی گل حساس زدم در ذوبآهن هم این شرایط را تکرار کنم.
به نظر میرسد هدف ذوبآهن با دیگر تیمهای لیگ متفاوت است؟ما قهرمانی لیگ و قهرمانی آسیا را میخواهیم و امسال برای رسیدن به این هدف تلاش میکنیم.
و آخر آرزوها و اهداف محمدرضا خلعتبری در فوتبال کجاست؟نمیتوانم بگویم، هنوز به جایی نرسیدهام که آرزوهای بیشتر و بالاتری داشته باشم فعلاً همین که به تیم ملی رسیدم و در باشگاهم موفق هستم کافی است، اما به روزهای بزرگ فکر میکنم و آیندهای که به فوتبال اروپا برسم و به یک ستاره تبدیل شوم!
کمی از فوتبال دور شویم. محمدرضا خلعتبری چطور فوتبالیست شد، شاید با شرایط تو و حضور در یک شهرستان کوچک انتظار گرایش به فوتبال نمیرفت؟من اهل رامسر هستم، اما فوتبال را از تیم جوانان شموشک نوشهر آغاز کردم اتفاقاً شمالیها علاقه زیادی به ورزش و فوتبال دارند و این مسئله در خون ماست، بعد از آن به بزرگسالان این تیم پیوستم. خدمت سربازی باعث شد که راهی ابومسلم شوم و دو فصل در این تیم توپ بزنم و بعد از آن هم به ذوبآهن آمدم.
خانوادهات چه تأثیری در فوتبال و رشد تو داشتند؟آنها نقش مؤثری داشتند، اگر حمایت آنها نبود نمیدانم حالا چه کاره بودم و چقدر درآمد داشتم! آنها همواره پشتیبان من بودهاند.
یعنی بر خلاف خیلیها مخالفتی با فوتبالیست شدنت نداشتند؟نه اتفاقاً تشویق هم میکردند.
خیلیها معتقدند که مهمترین خصیصه فوتبال خلعتبری پنالتی گرفتن در محوطه جریمه است، به زمین انداختن خود و فریب داور! درست است.خیلیها این مسئله را عنوان کردند، میگفتند من اهل تمارض هستم و پنالتی میگیرم به همین دلیل داوران با من دچار مشکل شدند و از پنالتیهای صددرصد که روی من میشد به راحتی میگذشتند.
خیلیها میگویند بسیار زود عصبی میشوی. قبول داری؟دقیقاً، خیلیها این مسئله را عنوان میکنند، روی همین اصل این زود عصبی شدن را بدترین خصوصیت اخلاقیام میدانم! اینکه در زمین همبازیانم را تشویق میکنم هم بهترین خصوصیتم است.
هیچ وقت فکر میکردی با انتخاب این شغل از نظر مالی اینقدر پیشرفت کنی؟شکر خدا درآمد ما بد نیست، من هم از درآمدم راضیام و مشکلی ندارم.
ولخرج هستی یا خسیس؟ولخرج نیستم،اما خسیس هم نیستم!
شهرت برای فوتبالیست خوب است یا بد؟هم شهرت خوب است و هم محبوب بودن، اما من به محبوبیت بیشتر فکر میکنم، آدمهای محبوب ماندگار میشوند، همین که در کوچه و بازار مردم از من به نیکی یاد کنند برایم کافی است.