
خبر کوتاه اما تکاندهنده بود هم برای مردم و هم برای 30 زنی که هر کدام 3 سال شاکی بودند؛ شاکی عقرب سیاه. خبر این بود «عقرب سیاه تبرئه شد» و این یعنی اینکه 30 زن جوان که هر کدام طعمه او بودند از این به بعد خواب از چشمانشان ربوده شده بود زیرا کابوسشان را آزاد میدیدند. از 5 قاضی و مستشار شعبه 79 دادگاه کیفری 3 نفر با تبرئه عقرب سیاه موافقت کرده بودند و تنها 2 نفر عقرب را مستحق اعدام دانسته بودند اما رأی با اکثریت بود و به این ترتیب عقرب تبرئه شده بود. مسئولان دادگاه به شاکیان گفته بودند که 20 روز مهلت دارند تا به حکم اعتراض کنند و در این صورت پرونده به دیوان عالی کشور خواهد رفت و در آنجا مجدداً رسیدگی خواهد شد. در این بین از گوشه و کنار و منابع آگاه شنیده شد که قرار است پرونده عقرب سیاه به واسطه رسانهای شدن به دفتر ریاست قوه قضائیه برود تا در آنجا مجدداً بررسی شود. این بهترین خبر بود تااندکی دیگر شاکیان امیدوار باشند به اینکه آملیلاریجانی نگذارد حقی از کسی ضایع شود و این یعنی تمام کار. با چند نفر از شکات تماس گرفتیم تا با آنها همدردی کنیم یکی از آنها گفت، میدانید اگر عقرب آزاد شود ما کابوسهایمان تمام نمیشود. تنها با شنیدن صدای اولین نفر فهمیدیم که حال و روز شاکیان چقدر به هم ریخته است. یکی از آنها در بیمارستان بستری شده بود، آنقدر گریه کرده بود که صدایش گرفته بود، ناله میکرد و زجه میزد و شنیدن این صداها ما را از زندگی خودمان هم ناامید کرد. سارا که سومین قربانی عقرب بود مدعی شد نمیدانیم ناراحتیمان را چگونه بروز دهیم. به او گفتم ما هم اندکی معذوریت داریم، از طرفی نمیخواهیم در حکم قضایی دخالت کنیم زیرا میدانیم رئیس قوه قضائیه بر سر مسئله استقلال قضات حساس است که البته این حساسیت لازمه دستگاه قضاست تا شأن جایگاه قضاوت حفظ شود و از طرف دیگر هم میدانیم که چه ظلمی به آنها رفته است. هیچ کدامشان باورشان نمیشد که این خبر صحت دارد، پس از اصرار ما باورشان شد که این خبر صحت دارد و هر کدامشان بیاختیار این بار نیز گریه کردند. در این بین هر کدامشان به نحوی خاص از رئیس قوه قضائیه تشکر میکردند، یکیشان گفت: «لاریجانی خدا خیرت بدهد که دادمان را خواهی ستاند.» مریم نیز به نحوی دیگر تشکر کرد، فکر میکرد ما هر روز آملی را میبینیم 10 بار تأکید کرد که به او بگویم «دستت درد نکند حاجی.»