
تحولات پرشتاب منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا وخیزشهای مردمی علیه نظامهای دستنشانده استکبار، علاوه بر اینکه دستگاههای سیاستگذاری نظام سلطه را در اتخاذ راهبردی مشخص برای مدیریت و مهار آن دچار سرگردانی نموده است، اما در نقطه مقابل به دلیل گستردگی و مطالبات متعدد مردم این کشورها در برابر حرکتهای دستنشانده، این گمانه را نیز در ذهن برخی نخبگان و خواص ایجاد کرده که شاید آغاز این تحرکات نیز با مدیریت قدرتهای استکباری برای جلوگیری از رشد حرکتهای اسلامی و انقلابی بوده است و به همین دلیل به آن به دیده شک و تردید مینگرند.
در نگاهی آغازین به این تحولات، آنچه غیرقابل تردید است، این حقیقت است که تلاش سیواند ساله امریکاییها برای مهار حرکت انقلاب اسلامی در منطقه از طریق عوامل منطقهای و تلاش برای ایجاد انحراف در حرکتهای اسلامی با بهرهگیری از جریان موازی گروههای افراطی نظیر القاعده و طالبان، نهایتاً انفجار اجتماعی مردم در کشورهای اسلامی و عربی را در پی داشته و به آزاد شدن ظرفیتهای بالقوه مردم در این کشورها انجامیده است که به دلیل ضعف در برخی شاخصهها نظیر قوام ایدئولوژیک یا رهبری فرهمند، میتوان زمینههایی را برای موجسواری قدرتهای استکباری در این حرکتها مشاهده کرد، اما نکتهای که بسیار قابل اهمیت است این واقعیت است که امریکاییها از گذشته وقوع این تحول را پیشبینی کرده بودند که سفر سال گذشته اوباما به مصر، عربستان و اردن برای ارائه تصویری «اسلامدوست» از امریکا و هشدارهای کلینتون نسبت به رشد حرکتهای انقلاب اسلامی و تلاش وی برای به سرانجام رسانیدن گفتوگوهای سازش در ماههای اخیر گواهی بر آن است. اما چند شاخصه اساسی در جنبش اسلامی و انقلاب منطقه وجود دارد که بیانگر این است که این حرکتها خارج از مدیریت قدرتهای استکباری و به ویژه امریکاست.
1- ویژگیهای مشترک مطالبات مردم در این کشورها: مخالفت بارژیمهای دست نشانده، مخالفت با سلطه استکبار، مخالفت با رژیم صهیونیستی و مهمتر از همه شعارهای اسلامی وجه مشترک تمامی این جنبشهای مردمی است که نشاندهنده مطالبات اصلی مردم به دلیل اعمال سلطه قدرتهای استکباری بر این کشورها در 30 سال گذشته است.
2- رشد روزافزون شعارهای اسلامی: آغاز برخی از این حرکتهای انقلابی اگر چه ممکن است متأثر از برخی مطالبات اقتصادی و سیاسی باشد ولی تبدیل مکانها یا نهادهای مذهبی نظیر نمازهای جمعه و جماعات و مساجد به عنوان خاستگاه و نقطه آغاز این تحرکات و شعارهای اسلامی نمایانگر جهتگیری اصلی این تحرکات انقلابی است.
3- تلاش ناکام غرب بر گفتمانسازی برای این تحرکات: طی هفتههای اخیر تمرکز اصلی مراکز مطالعاتی و اندیشکدههای امریکا معطوف به تلاش برای گفتمانسازی جایگزین گفتمان اسلامی برای این حرکتهای انقلابی شده است مثلاً در مطالعات اندیشکده مرکز امریکایی وودر ویلسون در کنار اسلامگرایی مردم منطقه به برخی از مؤلفههایی نظیر عربگرایی، قبیلهگرایی یا جهانشهرگرایی به عنوان گفتمانهای جایگزین تأکید شده است.
4- برخورد دوگانه غرب: برخورد دوگانه غرب نسبت به تحولات مصر و لیبی از یکسو نشانه خاستگاه راهبردی غرب در مورد این حرکتهاست به نوعی که امریکاییها سکوت نسبت به فجایع قذافی در لیبی را معطوف بر این میدانند که در لیبی منافع راهبردی ندارند و این در حالی است که تلاش برای ارائه یک تصویر دهشناک برای مردم منطقه از کشور لیبی، میتواند مردم دیگر کشورها را از پیگیری مطالبات انقلابی بازدارد تا به مطالبات حداقلی بسنده کنند.
5- راهبردهای تطمیع مردم: انتخاب راهبردهایی نظیر توزیع پول، افزایش حقوق کارمندان و... برای مهار حرکتها از سوی حکام کشورهایی نظیر عربستان، بحرین و... جلوهای دیگر از واکنشهای انفعالی استکبار و حکومتهای دستنشانده به این اقدامات انقلابی است و این امر بیانگر بیبرنامگی و ناتوانی آنها در مهار این تحرکات انقلابی است.
6- شاخصه ضدیت با رژیم صهیونیستی: مروری بر جنبشهای انقلابی مردم در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نشاندهنده این است که این اقدامات عمدتاً در میان کشورهایی به وقوع پیوسته که یا حامیان اصلی رژیم صهیونیستی در منطقه هستند یا اینکه حداقل نسبت به فجایع رژیم صهیونیستی بیتفاوت بودهاند و این امر میتواند به عنوان خط شاخصی در روند این تحولات مطرح باشد.
7- هدفگیری نظام الگو: مهمترین نگرانی قدرتهای استکباری در روند این تحولات الگوگیری آنها از نظام اسلامی است به همین دلیل طی هفتههای اخیر قدرتهای استکباری با هماهنگی مشترک با سران داخلی فتنه کوشیدند تا با ایجاد جو اغتشاش در ایران و مشابهسازی تحولات کشورهای خاورمیانه با اغتشاشات فتنهگران داخلی، به نوعی الگوی مقتدر و مورد نظر مردم کشورهای مسلمان یعنی ایران اسلامی را ناکارا و آشفته نشان دهند، اما بهرغم این تلاشها ثبات نظام اسلامی و شکست راهبردهای آنها سبب اذعان دستگاههای رسانهای غرب به شکست این راهبرد شده است در همین زمینه اشاره به برخی از آخرین دیدگاههای رسانههای غربی و صهیونیستی در این زمینه قابل توجه است. روزنامه امریکایی لسآنجلس تایمز: تنها برنده واقعی انقلابهای مردمی منطقه ایران است. روزنامه امریکایی نیویورک تایمز: تغییرات زلزلهوار عربی به سود ایران و به زیان عربستان سعودی است. روزنامه صهیونیستی هاآرتص: خطر در افزایش قدرت ایران پس از انقلابهای عربی است که قدرت بزرگ خاورمیانه میشود. اما بهرغم این شاخصها نمیتوان نسبت به تحرکات امریکا برای مصادره و مدیریت این حرکتهای انقلابی بیتفاوت بود. مقام معظم رهبری در این زمینه در دیدار اخیر خود با مسئولان و متفکران اسلامی شرکتکننده در کنفرانس وحدت با هشدار به اینکه ملتها و نخبگان کشورهای منطقه اجازه ندهند که نظام سلطه قیام مردم را سرقت و حرکت عظیم ملتهای منطقه را مصادر کنند یادآور گردیدند که اگر شرایط کنونی جهان اسلام به صورت صحیح شناخته و هدایت شود، مشکلات دنیای اسلام را حل خواهد کرد اما اگر به درستی شناخته و بهرهبرداری صحیح نشود، زمینهساز مشکلات جدید برای دنیای اسلام خواهد بود.