کد خبر: 437498
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۱
نجات از اعتیاد بعد از 60 بار شكست
هاجر طهماسبی |در سطح استان كشتی می‌گرفت و پر از شور، نشاط، جوانی و غرور بود. غرور كاذبی كه باعث شد تا ورزش دوست خائن او شود و وی كه هرگز تصور نمی‌كرد روزی به دام سیاه اعتیاد بیفتد با تمام وجود، ضربه فنی شدن خود توسط افیون را دید تا جایی كه به كارتن‌خوابی افتاد. البته این پایان كارش نبود چون او پس از چند سال مصرف تریاك و هروئین سرانجام خسته شد و به خود آمد و تصمیم به درمانش گرفت. مهمان این هفته ضربان، دوستی است كه پس از انتخاب گزینه‌های مختلف و 60 بار شكست در ترك سوءمصرف مواد مخدر سرانجام راه درست را پیدا كرد و با لطف خدا توانست از جهنم خودساخته رهایی یابد. لطفاً ابتدا خودتان را برای خوانندگان ضربان معرفی كنید و سپس بفرمایید چه شد وارد وادی اعتیاد شدید؟
محمد‌صادق صداقت‌فرد 36 ساله و دارای دیپلم فنی و حرفه‌ای هستم. در رابطه با اینكه چگونه درگیر مواد مخدر و اعتیاد شدم باید بگویم كه بنده زمانی به مصرف مواد رو آورده بودم كه در سطح استانی و در رشته ورزش كشتی مسابقه می‌دادم و از نظر روحی و روانی پر از نشاط، جوانی و غرور بودم، از این رو اصلاً فكر نمی‌كردم معتاد شوم اما این اتفاق افتاد و ورزش شد دوست خائن من.
چگونه و پس از چند سال پی بردید به مصرف موادمخدر معتاد شده‌اید؟
سال سوم راهنمایی بودم كه برای اولین‌بار با تعدادی از دوستانم حشیش مصرف كردم. بعد ظرف یك سال به مصرف تریاك و هروئین رو آوردم و پس از گذشت پنج سال وقتی به خود آمدم دیدم یك معتاد تابلو هستم. درواقع من تا مدت‌ها باور نداشتم كه معتاد شده‌ام اما وقتی مواد مخدر چهره زشتی را نشانم داد و تمام توانایی‌های فكری و جسمی‌ام را گرفت تازه فهمیدم یك بیمار مصرفی هستم.
در طول دوران مصرف‌تان هیچ وقت شده بود كه دچار درد خماری شوید؟
بله بارها این تجربه تلخ را داشتم. به ویژه بعد از سال چهارم مصرفم. چون دیگر آنقدر ضعیف و ناتوان شده بودم كه توان انجام هیچ كار سنگینی را نداشتم به همین خاطر از شركتی كه در آنجا مشغول به كار بودم اخراج شدم. در نتیجه منبع درآمدم را از دست دادم. براین اساس به علت بی‌پولی بارها دچار درد خماری شدم.
می‌توانید درد خماری را برای خوانندگان ما توصیف كنید؟
خماری یعنی انواع مرض‌ها. وقتی كسی به آن دچار می‌شود انگار درد تمام بیماری‌ها به سراغ او آمده است. یك مصرف‌كننده هنگامی كه خمار می‌شود به هیچ چیز و هیچ كس اهمیت نمی‌دهد، در‌آن شرایط امكان دارد دست به هر كاری بزند تا به مواد برسد.
در ابتدای بحث عنوان كردید ظرف یك سال از مصرف حشیش و تریاك به استعمال هروئین رو‌آوردید در حالی كه معمولاً چند سال طول می‌كشد تا شخصی از مرحله مصرف تریاك به هروئین برسد. شما چطور این كار را انجام دادید؟
كاملاً درست می‌گویید. من هنوز به خوبی نشئگی تریاك و حشیش را احساس نكرده بودم كه به دام هروئین افتادم دلیلش هم این بود كه تمام دوستانم مدت‌ها قبل مصرف را شروع كرده بودند لذا من برای اینكه با آنان همراه و همسو شوم ناخواسته به استعمال هروئین پرداختم.
اعتیاد افراد معمولاً آنان را مستعد بعضی از بیماری‌ها می‌كند. شما طی سال‌ها مصرف مواد مخدر به چه نوع بیماری‌هایی مبتلا شده بودید؟
اولاً اعتیاد به تنهایی مجموعه‌ای از بیماری‌هاست اما یك بیماری در بین تمام كسانی كه چند سال مصرف‌كننده هستند مرسوم است و آن خمیدگی استخوان‌هاست. یعنی این افراد دچار قوز كمر و خمیدگی زانوها می‌شوند. مهم‌تر از این مورد سیستم عصبی افراد معتاد پس از گذشت مدتی كاملاً به هم می‌ریزد چون مواد مخدر مانع آن می‌شودكه سیستم x بدن آنان به خوبی كار كند. در مجموع بسیاری از معتادان پس از چند سال مصرف دچار بیماری‌هایی چون هپاتیت، ایدز، پرش افكار شدید و دو شخصیتی خواهند شد و من هم از این قاعده مستثنا نبوده‌ام.
آن موقع چه جایگاهی در بین خانواده، فامیل و آشنایان داشتید؟
خب، به علت عصبی بودن و نداشتن روابط عمومی و برخوردهایی كه با دیگران داشتم، همه از من فراری بوده‌اند. به عبارت بهتر هیچ اعتباری در محل زندگی، تحصیل، كار و حتی نزد اعضای خانواده نداشته‌ام خلاصه اینكه كسی رویم حساب باز نمی‌كرد.
لطفاً از مشكلاتی كه برای خانواده‌تان به وجودآورده بودید، بگویید.
فرد معتاد حكم بمبی را دارد كه وقتی منفجر می‌شود نه تنها خود بلكه به تمام اعضای خانواده‌اش آسیب وارد می‌كند. در حقیقت مصرف‌كننده چه بخواهد و چه نخواهد تركش‌هایش به خانواده او اصابت می‌كند و باعث آسیب‌شان می‌شود. خودم هم آن موقع چنین وضعیتی را برای كسانی كه دوستشان داشتم ایجاد كرده بودم. بارها با خانواده‌ام درگیر شدم و یا برای تهیه پول مواد مخدر اسباب و اثاثیه منزل را دزدیدم و با قیمت‌های نازلی فروختم. خلاصه مطلب اینكه محیط خانه كه باید امن می‌بود را به میدان جنگ و درگیری تبدیل كرده بودم.
طی سال‌ها مصرف مواد مخدر چند بار ازسوی پلیس دستگیر شدید و به چه جرمی؟
در طول هشت سال مصرفم هفت بار به جرم اعتیاد دستگیر شدم و هر بار چندین روز در بازداشتگاه بودم. حتی یك بار به دو ماه حبس و 70 ضربه شلاق هم محكوم شده بودم.
برای تهیه و خرید مواد مخدر دست به زورگیری هم زدید؟
زورگیری نه، سرقت‌های كوچك می‌كردم تا بتوانم پول خرید هروئین را تهیه كنم. بیمار معتاد وقتی خمار می‌شود از هیچ چیز نمی‌ترسد.
خانواده شما پس از اطلاع از اعتیادتان چه اقداماتی كردند تا تو را از این منجلاب نجات دهند؟
این موضوع برای پدر و مادرم اصلاً قابل تحمل نبود. نمی‌توانستند با این مسئله كنار بیایند و ببینند بچه‌ای كه برایشان 17، 18 سال زحمت كشیده‌اند دارد هرز می‌رود. از این رو تمام تلاششان را كردند و بارها مرا برای ترك به مراكز مختلف بردند اما چون آگاهی درستی از این قضیه نداشتند هیچ سودی نداشت. حتی وضعم بعد از هر بار ترك ناموفق‌ بدتر هم می‌شد. به طوری كه من علاوه بر هروئین به قرص‌های روانگردان هم معتاد شده بودم. با این وضع سرانجام خانواده‌ام نیز از رهایی‌ام از اعتیاد قطع امید كردند و مرا از خودشان راندند. به همین خاطر حدود 4 ماه كارتن‌خوابی كردم كه این هم یك تجربه بسیار تلخی در زندگی‌ام بود. تا اینكه بالاخره بعد ازحدود 60 بار شكست در ترك اعتیاد راه درست را پیدا كردم و با مراجعه به مركز جمعیت احیای انسانی به طور تدریجی درمان شدم و الان مدت‌هاست در ترك هستم.
اگر خاطره تلخ یا شیرینی از دوران مصرف‌تان دارید برای خوانندگان ضربان تعریف كنید.
خاطره خاصی كه بشود آن را برای همه تعریف كرد، ندارم. فقط یك روز صبح وقتی می‌خواستم به محل كار بروم دیدم داخل كیفم مقداری پودر سفید رنگ وجود دارد. از مادرم پرسیدم این پودرها چیست كه گفت نمك است. دیشب وقتی ساعت دوصبح به خانه آمدی، آن را داخل كفش‌های تو ریختم تا شاید دلت شور بزند و از این پس زودتر به منزل بیایی. در اینجا لازم است بگویم كه هر چند اعمالی از این دست شاید خرافات باشد اما پدر و مادر وقتی می‌بینند فرزندشان گرفتار بلا و مصیبت شده است برای كمك و نجات وی دست به هر كاری می‌زنند.
برای خاتمه مصاحبه‌تان بفرمایید آیا موضوع معتاد بودن خود را به همسرتان گفته بودید؟
من بعد از درمان مصرفم ازدواج كردم. لذا ترسی از اینكه همسرم از گذشته‌ام اطلاع داشته باشد نداشتم در نتیجه وقتی به خواستگاری همسرم رفتم همان جا و در حضور خانواده‌اش واقعیت را گفتم كه او و خانواده‌اش پس از تحقیقات كافی جواب مثبت دادند و الان كه حدود 7 سال از ازدواج ما می‌گذرد طبق گفته خودش از ازدواج با من راضی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار